دوشنبه ٣٠ فروردين ١٤٠٠
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
...به جوانان عزیزم، در آغاز فصل جدید جمهوری اسلامی
کارایی اندیشه دینی در فعالیت روحانیون بایستی نمود عینی داشته باشد چرا که این امر درخواست مهم آحاد مردم جامعه است.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از فعالیت نهضت تبلیغ زنان در فضای مجازی خبر داد.
از بيانات مقام معظم رهبري مدظله العالي در پنجمين کنگره نهج البلاغه (1)
از بيانات مقام معظم رهبري در دومين کنگره نهج البلاغه (2)
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای طرح ملی نهضت پیشرفت بانوان در استان اردبیل خبر داد.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای طرح ملی نهضت پیشرفت بانوان در استان اردبیل خبر داد.
اداره امور قرآنی تبلیغات اسلامی استان اردبیل در سی و دومین نشست رؤسای ادارات امور قرآنی استان‌ها، به‌عنوان رتبه دوم کشوری معرفی و تجلیل شد.
نهمين پيشواي مسلمانان، امام جواد(ع)، در دهم رجب سال(195 ه . ق)، در شهر مدينه ديده به جهان گشود
زينب(س) زبان علي(ع) در کام است و ذوالفقار علي(ع) در نيام.
حجه الاسلام جعفرزاده گفت: ولایت مداری تمام عیار و دفاع از مکتب اسلام از خصوصیات بارز پیام رسان قیام کربلا حضرت زینب (س) است که بایدالگوی تربیتی و دینی در جامعه باشد.​​​​
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 865508
 بازدید امروز : 2939
 کل بازدید : 2670148
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 0/1250
اخبار > زينب(س) زبان علي(ع) در کام است و ذوالفقار علي(ع) در نيام.


  چاپ        ارسال به دوست

بانوي شکيب وفات حضرت زينب(س)

زينب(س) زبان علي(ع) در کام است و ذوالفقار علي(ع) در نيام.

بانوي غم

زينب(س) زبان علي(ع) در کام است و ذوالفقار علي(ع) در نيام. زينب(س) آفتاب عفت زهرا(س) در حجاب است و حلم حسن(ع) در سينه. کلام زينب(س) چون تيغي است که پرده‏ هاي تزوير را مي‏ درد و يادآور فصاحت جاري بر زبان رسول اللّه(ص) است. رداي وصله خورده زينب(س) و قد خميده‏اش، يادآور مظلوميت فاطمه(س) است. چشم‏ هاي مضطرب او، از سر بريده حسين(ع) بر نيزه حکايت مي‏کند. به راستي کيست که چون زينب(س) از آغاز کودکي تا پايان زندگي، در دامان مصيبت و صبر آن زندگي کند و کيست که چون زينب(س) اين چنين در برابر آماج سختي ‏ها شکيبايي از خود نشان دهد؟!

 

خاندان عصمت و طهارت

قرآن مجيد مي ‏فرمايد: سرزمين پاکيزه و زمين مطلوب، گل و گياه زيبا و ارزشمند مي ‏روياند؛ در حالي که از شوره ‏زار جز خار و گياه بي ‏ارزش سر بر نمي‏آورد. و اين‏ چنين، زينب کبري در خانواده‏اي به دنيا آمد که همگي پاک زيسته‏اند و پايه‏گذار فضيلت ‏ها و کرامت ‏هاي انساني به شمار آمده‏اند. رسول خدا(ص) جد مادري زينب(س) همان کسي است که قرآن مجيد وي را با تعبير«رحمةً للعالمين» معرفي مي‏ کند. پيامبر خدا افزون بر آن که جد زينب(س) بود، عنوان ديگري داشت و آن نقش پدري بود؛ زيرا آن حضرت(ص) خود را پدر فرزندان زهرا(س) مي ‏دانست.

 

مولود فاطمه(س)

سال ششم هجرت بود که تو پا به عرصه گيتي گذاشتي و بيش از همه حسين(ع) را خوشحال کردي. موج شادي محله بني ‏هاشم را غرق در سرور کرده بود؛ زيرا همه براي ولادت سومين نوه رسول اللّه (ص) لحظه شماري مي‏ کردند و آرزو داشتند که «مولود فاطمه» را در آغوش گيرند و آن زمان بود که تو تنها در آغوش حسين آرام مي‏ گرفتي و بس. اي زينت پدر و آل محمد، اي که نامت را جبرئيل با چشمي اشکبار بر رسول خدا عرضه داشت و اي که پيامبر بعد از شنيدن مصيبت‏ هاي تو از سوي جبرئيل فرمود: «هر کس بر مصايب زينب(س) گريه کند، مانند کسي است که بر مصيبت‏ هاي برادرانش حسن و حسين(ع) گريسته است». سلام بر تو و بر خاندان پاکت باد.

عقيله بني ‏هاشم

«عقيله» به معناي بانويي است که در قومش از کرامت و ارجمندي ويژه‏اي برخوردار باشد و در خانه‏اش عزت و محبت شگفت داشته باشد. به همين دليل، به زينب کبري (س) لقب«عقيلة بني‏هاشم» و«عقيلة الطالبين» داده‏اند. از ديگر لقب‏ هاي آن بزرگوار، موَثَّقه، عارفه، عالمه غيرمتعلمه، عابده آل علي، فاضله و کامله است. حضرت زينب(س) نيز به«صديقه صغري» لقب يافته‏اند و اين به دليل شباهت ‏هاي بي شماري است که بين ايشان و مادر بزرگوارشان«صديقه کبري» وجود دارد.

 

در مکتب زينب(س)

در فضيلت‏ هاي حضرت زينب(س) مي ‏توان به قناعت، زهد، عبادت و تحمل در مقابل پيشآمدهاي ناگوار و مشکلات روزگار اشاره کرد. از شگفتي‏ هاي آن بانو اين که در حدود شش سالگي، خطبه بليغ و طولاني مادر بزرگوارشان را در مسجد النبي راجع به فدک و ولايت اميرمؤمنان حفظ کرده بود. بشير بن خزيم اسدي از شخصيت ‏هاي مهم کوفه مي‏ گويد: «به خدا سوگند هرگز زني را که سراپا شرم و حيا باشد، سخنران ‏تر از زينب(س) نديده‏ام؛ گويي از زبان علي(ع) نطق مي‏ کرد و سخن گفتن را از زبان آن حضرت فرا گرفته بود». موقعيت علمي و اجتماعي آن بانو به گونه‏اي بود که شوهرش عبداللّه‏ نيز او را با اين عنوان مي‏ خواند: «اي دختر مرتضي، اي بانوي خردمند بني‏ هاشم». امام سجاد(ع) پس از خطبه آتشين زينب در کوفه، در مقام تأييد به ايشان فرمود: «بحمداللّه‏ تو دانشمند بدون آموزگار و انديشمند بدون استاد هستي».

 

مفسر نمونه

در روزگاري که اميرمؤمنان(ع) در کوفه به سر مي‏ برد، حضرت براي زنان مجلس برپا مي‏ کرد و براي آن ها تفسير قرآن مي ‏گفت. يکي از روزها تفسير«کهيعص»(حروف مقطعه ابتداي سوره مريم) را مي‏ فرمود. در اين بين علي(ع) وارد شده و فرمود: اي نور ديده! شنيده‏ام تفسير«کهيعص» را براي زنان بيان مي ‏نمودي. عرض کرد: بلي، فدايت شوم. اميرمؤمنان فرمود: دخترم! اين رمزي است در مصيبت شما عترت پيامبر، و سپس مصيبت ‏هايي را که بر آن ها وارد مي‏ شد براي آن بانو بيان فرمود که ناگاه ناله و گريه آن مظلومه بلند شد.

 

زهد زينب(س)

زينب کبري(س) نمونه بارز زاهد کامل بود. او هرچند همسرش از ثروتمندان کم‏نظير عرب به شمار مي ‏آمد، ولي از همه زيبايي‏ هاي دنيا چشم پوشيد و براي رضاي خدا و ياري نهضت مقدس اباعبداللّه‏ الحسين(ع) راه کربلا را در پيش گرفت و در اين راه چون کوهي استوار و پا برجا بود و پناهگاه خاندان عصمت و طهارت شد. او با پدري زهد پيشه چون علي(ع) زندگي کرد و يک بار چهار هزار درهم از اموال شخصي‏اش به يک عرب بخشيد و مشکل او را برطرف نمود.

 

الگوي حجاب

قرآن مجيد در سوره نور درباره حجاب بانوان تأکيد، و زنان و دختران پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را به عنوان الگوهاي جامعه اسلامي معرفي کرده است و زينب(س) چون مادر بزرگوارش، اسوه حجاب و عفت بود. يحيي مازني مي‏ گويد: «من مدت زيادي در همسايگي خانه اميرمؤمنان سکونت داشتم. در طول اين مدت، نه قامت زينب را ديدم و نه صداي او را شنيدم. هر گاه زينب مي‏ خواست به زيارت جدش برود، امام حسن(ع)، امام حسين(ع) و حضرت علي(ع) گرداگرد او را مي ‏گرفتند و علي (ع)، پيش از رسيدن به روضه مبارک پيامبر، چراغ ‏ها را خاموش مي‏ کرد و مي ‏فرمود: «نمي ‏خواهم چشم بيننده‏اي به خواهرتان زينب(س) بيفتد».

 

زينب(س) در مهد فضيلت‏ ها

بيان سخنان و خطبه‏ هاي عالمانه و همراه با استدلال به آيات قرآن کريم، در کربلا، بازار کوفه، مجلس عبيداللّه‏ بن زياد و دربار يزيد از سوي زينب کبري(س)، هر يک شاهد گويايي بر توانايي علمي و دانش آن بانوست و البته اين طبيعي است؛ چرا که پيامبر(ص) مدينه و شهر علم است و علي هم دروازه آن شهر، و هر کس بخواهد وارد شهر علم شود، بايد از آن در وارد گردد. زينب(س) خود ساکن شهر علم بود و از محضر جد بزرگوار خود کسب فيض مي ‏نمود. بسياري از محدثان از حضرت زينب(س) حديث نقل کرده‏اند. از جمله ابن عباس، خطبه حضرت زهرا(س) را از آن حضرت نقل مي ‏کند و مي‏ گويد: «زينب، عقيله بني‏ هاشم، احاديث بسياري از فاطمه(س) و مادرش نقل نموده است».

 

همراه حسن(ع)، هم راز حسين(ع)

با غروب غم‏انگيز حيات اميرمؤمنان(ع) صبح صادق امامت امام حسن(ع) و سپس دوران امامت امام حسين(ع) آغاز شد. در اين فصل از زندگاني زينب(س)، او چون مادري مهربان، ياري وفادار و خيرخواهي هميشگي براي برادران بود. اما بعد از شهادت امام حسن(ع)، او ديگر همه کس حسين(ع) و هم رازي مطمئن براي او به شمار مي ‏آمد. عشق به حسين چنان وجود اين بانو را پر کرده بود که زندگي بدون برادر برايش مقدور نبود. با شروع نهضت حسيني، زينب هم چون پروانه گرداگرد شمع وجود برادر مي ‏سوخت و خود را براي فردايي مهيا مي‏ ساخت که ديگر حسين نبود و او مي‏ بايست گرد خيمه‏هاي نيم‏سوخته حرم بسوزد و از دل‏ هاي سوخته دلجويي کند.

 

تصوير حسين(ع) در کربلا

زينب(س) آيينه حسين بود و آيينه دار آيين رسول خدا(ص). ديدار زينب، تماشاي حسين را به ديدگان مضطرب هديه مي‏ داد و او شعله عشق حسين را در ميان دل ‏هاي مشتعل کربلا تقسيم مي‏ کرد تا هيچ کس بي ‏نور حسين قدم در راه نگذارد و بي‏ روشني او شام و کوفه را تجربه نکند. زينب(س) آيينه حسين(ع) بود. زينب حسين بود و خودش، حسين(ع) بود و زهرا(س)، حسين(ع) بود و علي(ع). زينب تصويري از اهل بيت(ع) بود. زينب، همه صبر و شکيبايي و همه سرمايه غريبي ‏ها و بي‏ پناهي ‏ها بود. زينب، آينه حسين بود و امتداد راه او در کربلا. آري، زينب با حسين خاکسترنشين شد، آن لحظه که بر خاکسترهاي خيمه‏هاي نيم سوخته به نماز نشسته بود. زينب و حسين دو تصويرند در کربلا و کوفه؛ بلکه در هميشه و همه جا براي همه آنان که بخواهند يک حقيقت را در دو جلوه ببينند.

 

ورود به کربلا

روز دوم محرم بعد از برپا شدن خيمه‏ ها و سکونت در کربلا، زينب کبري(س) هراسان به حضور برادر شرفياب شد و عرض کرد: اين بيابان را خوفناک مي ‏بينم؛ چرا که ترس عظيمي از آن به من روي آورده است. امام حسين(ع) فرمود: هنگام رفتن به جنگ صفين، از اين جاگذر مي‏ کردم که پدرم گريست و فرمود: در عالم خواب ديدم که اين بيابان دريايي از خون است و حسين(ع) در آن غرق مي ‏شود و هرچه يار و ياور مي‏ طلبد، کسي او را ياري نمي کند. آن گاه پدرم به من فرمود: «اي اباعبداللّه‏! اگر چنين حادثه‏اي براي تو رخ دهد چه مي ‏کني؟ گفتم: صبر مي‏ کنم. زينب(س) با شنيدن اين سخن، آن چنان سوخت که گريه سر داد.

پرستار جسم، طبيب روح

حضرت زينب(س) افزون بر مسئوليت ‏هاي سنگيني که در جريان عاشورا پذيرفته بود، مسئوليت پرستاري جسمي و روحي اهل بيت(ع) را هم به عهده داشت. امام سجاد (ع) مي ‏فرمايد: «در روز عاشورا وقتي پدرم را کشته و به خون آغشته ديدم و ديدم که فرزندان آن حضرت با برادران و عموهايم به شهادت رسيده‏اند و زنان و خواهران را مانند اسيران روم و ترک مشاهده کردم، به حدي ناراحت شدم که سينه‏ام تنگي کرد و خواست روح از بدنم جدا شود. در اين هنگام عمه‏ام مرا ديد و گفت: «اي يادگار برادر! تو را چه شده است؟ بيش از اين بي تابي مکن. به خدا قسم شهادت، عهدي است که خدا با جد و پدرت کرده است. خداوند از کساني که در آسمان ‏ها معروف‏اند تعهد گرفته که ايشان اين اعضاي پاره پاره و جسدهاي غرقه به خون را به خاک بسپارند و در اين سرزمين براي قبر پدرت بيرقي برافرازند که اثر آن از بين نخواهد رفت و در آمد و رفت شب و روزها محو نخواهد شد».

 

زينب(س) در کوفه

حضرت زينب(س) علاوه بر اين که با کوفيان سخن گفت و آنان را بر بي وفاييشان عتاب نمود، در دارالاماره ابن زياد نيز چنان نيرومندانه ايستاد که توان سخن گفتن را از آن پليد گرفت. ابن زياد براي آن که زينب کبري را تحقير کند گفت: خدا را شکر که شما را رسوا نمود و مردان تان را کشت و وحي و اخبارتان را دروغ گردانيد. زينب(س) بي آن که هيبت مجلس در روح بلندش تأثير بگذارد، با نگاهي تحقيرآميز به او فرمود: «حمد و سپاس خداي، که ما را به وسيله پيامبرش گرامي داشت و از هر پليدي مبرا ساخت. همانا شخص تبه کار رسوا مي ‏شود و بدکار دروغ مي ‏گويد». بعد در پاسخ عبيدالله که گفت: کار خدا را درباره خاندانت چگونه ديدي، فرمود: «چيزي جز زيبايي و خير نديدم. آنان گروهي بودند که خداوند کشته شدن را برايشان نوشته بود و مردانه به سوي قتلگاه شتافتند و محاکمه تو و ايشان در پيشگاه الهي نزديک است تا حق آشکار گردد».

 

دفاع از امام سجاد(ع)

بعد از واقعه کربلا، وقتي امام سجاد(ع) را در برابر ابن زياد آوردند گفت: تو کيستي؟ حضرت فرمود: من علي فرزند حسينم. ابن زياد گفت: مگر خدا علي بن الحسين را نکشت؟ حضرت فرمود: علي، برادرم بود و مردم او را کشتند. عبيدالله گفت: بلکه خدا او را کشت. حضرت فرمود: خداوند جان ها را به هنگام مرگشان مي‏ گيرد، ابن زياد خشمگين شد و گفت شگفتا! هنوز آن جرأت و توانايي در تو باقي مانده که پاسخ مرا بدهي و گفته مرا زير پا اندازي، او را ببريد و گردن بزنيد. در اين هنگام زينب(س) بي تاب شد و خود را به دامان امام انداخت و فرمود: اي پسر زياد! هر چه از خون ريختي تو را بس است. به خدا سوگند از او جدا نخواهم شد. اگر قصد کشتن او را داري مرا نيز با او بکش. ابن زياد لحظه‏اي به زينب(س) و علي بن حسين(ع) نگريست و گفت: خويشي چه شگفت ‏انگيز است.

 

در مجلس يزيد

زينب(س) بعد از ورود به شام، با سخنان علي ‏گونه‏اش يزيد را رسوا ساخت. او در مجلس يزيد خطاب به او فرمود: «افسوس که ناچار به گفتگو با تو هستم؛ و گرنه حقيرتر از آني که با تو سخن گويم.... به خدا قسم که جز از خدا ترسي ندارم و جز به او نزد کسي شکايت نمي ‏برم. هر مکر و خدعه‏اي داري به کار گير، ولي بدان به خدا سوگند نمي ‏تواني ياد ما را محو کني و ذکر اهل بيت را از بين ببري». ايشان سپس خطبه‏اش را آغاز کرد و فرمود: «آيا گمان کردي که چون عرصه را بر ما تنگ نمودي و ما را مانند اسيران به اين طرف و آن طرف بردي، ما را نزد خدا خوار نمودي. اي يزيد! به خدا قسم تو جز پوست خود را نشکافتي و جز گوشت بدن خود را قطع ننمودي.» يزيد بعد از شنيدن اين سخنان آتشين، از وحشت و تأثر آن چنان لرزيد که دستور داد اهل بيت را با کمال احترام به مدينه برگردانند.

 

کاروان سياه پوش

وقتي اهل بيت امام حسين(ع) خواستند به مدينه بازگردند، به دستور يزيد شترها را با پارچه‏هاي پرزرق و برق آراستند تا با احترام بيشتري به سوي مدينه حرکت کنند. زينب(س) که از هوشياري، قاطعيت و تدبير بالايي برخوردار بود، دريافت که آن ها مي ‏خواهند خون شهيدان را با اين گونه ظاهر سازي ‏ها لوث نمايند. از اين رو از فرصت استفاده کرد و بي ‏درنگ فرمود: «محمل ‏ها را سياه‏ پوش کنيد تا مردم بدانند در مصيبت و عزاداري فرزندان فاطمه زهرا(س) به سر مي ‏بريم.»

 

وفات حضرت زينب(س)

در تاريخ و روز و سال وفات حضرت زينب(س) ديدگاه‏ هاي گوناگوني وجود دارد. نظر معروف اين است که آن حضرت پس از شهادت امام حسين(ع) بيش از يک سال و نيم زندگي نکرد و در نيمه رجب سال 62 هجري قمري، در 56 سالگي از دنيا رفت. نويسنده بحرالمصائب نوشته است: حضرت زينب(س) بعد از واقعه کربلا و رنج شام و محنت ايام، چندان گريست که قدش خميده شده و گيسوانش سفيد گرديد و زندگي‏اي سراسر حزن و اندوه داشت تا به سراي ديگر رخت بربست.

 

توسل به حضرت زينب(س)

توسل به حضرت زينب(س) و واسطه قرار دادن ايشان براي دريافت توفيقات الهي، از مسائلي است که در کلام معصومان بدان سفارش شده است. امام زمان(عج) فرمود: «در گرفتاري واسطه‏اي آبرومند چون عمه‏ام زينب(س) به درگاه خدا معرفي کنيد تا خداي متعال گرفتاري ‏تان را برطرف سازد.» هم چنين ايشان در جاي ديگر فرموده است: «به شيعيان و دوستان من بگوييد خدا را به حق عمه‏ام حضرت زينب(س) قسم دهند که ظهور مرا نزديک گرداند.»

 

 

تابش آفتاب شکوهمند زينب(س) بعد از ورود به مدينه طيبه بيش از يک سال و اندي دوام نياورد و همين مقدار زندگاني هم بدون حسين(ع) براي زينب(س) بسيار سخت بود. اگر مقام والاي صبر و تسليم حضرت زينب(س) در برابر مقدرت الهي نبود، کافي بود که زينب(س) بعد از حسين(ع) با تجديد هر خاطره‏اي از خاطره‏ هاي کربلا و عاشورا جان بسپارد و با زندگي وداع کند؛ اما زينب(س) بنده شايسته خدا بود و بندگي خدا را در ميدان هاي مختلف نشان داد و فرمان«فاصبِرْ صبرا جميلاً» را لبيک گفت و بسان برادرش حسين نقش زيباترين شکيب را بر صحنه تاريخ بشريت ترسيم کرد. بدين سان، روحي بلند پس از حياتي شکوهمند به جوار رحمت بيکران حق بار يافت و به دودمان پاکش پيوست و درس بندگي، عفت، ايثار، تعهد و صبر در راه خدا را به همگان آموخت.

 

منبع: سايت حوزه


٢٢:٠٣ - 1399/12/08    /    شماره : ٦٩٢٥    /    تعداد نمایش : ٨٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.