پنج شنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٩
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
...به جوانان عزیزم، در آغاز فصل جدید جمهوری اسلامی
کارایی اندیشه دینی در فعالیت روحانیون بایستی نمود عینی داشته باشد چرا که این امر درخواست مهم آحاد مردم جامعه است.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از فعالیت نهضت تبلیغ زنان در فضای مجازی خبر داد.
از بيانات مقام معظم رهبري مدظله العالي در پنجمين کنگره نهج البلاغه (1)
از بيانات مقام معظم رهبري در دومين کنگره نهج البلاغه (2)
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای طرح ملی نهضت پیشرفت بانوان در استان اردبیل خبر داد.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای طرح ملی نهضت پیشرفت بانوان در استان اردبیل خبر داد.
اداره امور قرآنی تبلیغات اسلامی استان اردبیل در سی و دومین نشست رؤسای ادارات امور قرآنی استان‌ها، به‌عنوان رتبه دوم کشوری معرفی و تجلیل شد.
نهمين پيشواي مسلمانان، امام جواد(ع)، در دهم رجب سال(195 ه . ق)، در شهر مدينه ديده به جهان گشود
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 818889
 بازدید امروز : 2015
 کل بازدید : 2562590
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/1406
اخبار > آن گرامي در سال 203 قمري و در سن هفت سالگي بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسيد و عملاً به هدايت و ارشاد مردم پرداخت.


  چاپ        ارسال به دوست

امام جواد(ع) الگوي دانشمندان جوان

آن گرامي در سال 203 قمري و در سن هفت سالگي بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسيد و عملاً به هدايت و ارشاد مردم پرداخت.

آن گرامي در سال 203 قمري و در سن هفت سالگي بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسيد و عملاً به هدايت و ارشاد مردم پرداخت. در آن هنگام برخي اين سؤال را مطرح مي‏ کردند که آيا مي ‏توان رهبري جامعه را به يک کودک هفت ساله سپرد؟ آيا يک کودک هفت ساله مديريت، دورانديشي و درايت يک مرد کامل را دارد؟

از منظر باورهاي شيعه که موضوع امامت را يک موهبت الهي مي‏ داند، پاسخ اين پرسش روشن است، چرا که از اين ديدگاه خداوند متعال هر کسي را که شايسته اين مقام بداند، به منصب پيشوايي امت بر مي‏گزيند؛ حتي اگر در سنين کودکي باشد. مقياس سن بالا، گرچه در ميان مردم مقياسي براي رسيدن به کمال محسوب مي ‏شود، اما در بينش وحياني قرآن ممکن است يک فرد در سن کودکي فضائل و کمالات و شرائط رهبري جامعه را دارا باشد و امتيازات ويژه‏اي را که لازمه رهبري و امامت و نبوت است در او موجود باشد و خداوند متعال موهبت رسالت و امامت را به او عنايت کند و اطاعت از وي را بر مردم واجب و لازم گرداند. البته خداوند متعال از اين طريق مي ‏خواهد به مردم بفهماند که مقام نبوت و امامت، که تداوم راه نبوت است، همانند منصب ‏هاي معمولي نيست که با زمينه ‏ها و شرايط عادي انجام پذيرد، بلکه مقام معنوي نبوت و امامت مافوق اين مناصب بوده و زمينه ‏ها و شرايط ويژه‏اي مي ‏طلبد.

در عصري که زمينه امامت پيشواي نهم فراهم آمده بود و آن حضرت در دوران کودکي اين منصب آسماني را عهده‏ دار گرديد، از اين دست سؤالات زياد مطرح مي ‏شد و پاسخ هاي مناسب نيز ارائه مي ‏گرديد. به همين دليل چون مسأله تقريباً در زمان امام جواد(ع) حل شده تلقي شده بود، ديگر در مورد امام هادي(ع) که در سن 8 سالگي و امام زمان(ع) که در 5 سالگي به امامت رسيدند، اين پرسش ها تکرار نگرديد. نقل يکي از رواياتي که در اين زمينه وارد شده است، در اينجا مناسب مي‏ نمايد: روزي يکي از شيعيان در محضر امام رضا(ع) پرسيد: مولاي من! اگر خداي ناکرده براي وجود مقدس شما حادثه‏اي پيش آيد، به چه کسي رجوع کنيم؟ امام رضا(ع) با کمال صراحت فرمودند: به پسرم ابوجعفر(امام جواد(ع)). آن مرد از شنيدن اين سخن تعجب کرد، چرا که امام نهم(ع) کودکي بيش نبود و آن مرد وي را کم سن و سال ديد. امام رضا(ع) از سيماي متعجب و نگاه‏ هاي ترديدآميز او، انديشه ناباورانه‏اش را دريافت و به او فرمود: اي مرد! خداي سبحان عيسي بن مريم(ع) را به عنوان پيامبر و فرستاده خود برگزيد و او را صاحب شريعت معرفي کرد، در حالي که خيلي کوچک تر از فرزندم ابوجعفر بود.(1)

امام هشتم(ع) براي اثبات امامت حضرت جواد(ع) و پاسخ به شبهات طرح شده، گاه از آيات قرآن و دلايل تاريخي بهره مي‏ گرفت و گاهي نيز از تفضلات الهي و تأييدات غيبي استفاده مي‏ کرد. در اين رابطه حسن بن جهم مي‏ گويد: در حضور امام هشتم(ع) نشسته بودم که فرزند خردسالش را صدا کرد. آن سلاله پاک نبوي نيز در پاسخ به نداي پدر به جمع ما پيوست. امام رضا(ع) لباس آن کودک را کنار زده و به من فرمود: ميان دو شانه‏اش را بنگر! چون به ميان دو کتف او نگاه کردم، چشمم به يکي از شانه‏هايش به مهر امامت افتاد که در ميان گوشت بدن قرار داشت. فرمود: آيا اين مهر امامت را مي ‏بيني؟ شبيه همين در روي شانه پدرم نيز وجود داشت.(2)

 

نوجواني در قلّه رفيع دانش

 

امام نهم(ع) در مقام رهبري امت اسلام، به عنوان الگوي دانشمندان جوان چنان در عرصه علم و دانش درخشيد که دوست و دشمن را به تعجب و شگفتي واداشت. گفتگوها، مناظرات، پاسخ به شبهات عصر، گفتارهاي حکيمانه و خطابه ‏هاي آن گرامي، گواه روشني بر اين مدعاست.

 

امام جواد(ع) در سنين نوجواني عالم‏ترين و آگاه‏ ترين دانشمند عصر خود بود و مردم از دور و نزديک به حضورش شتافته و پاسخ مشکلات علمي خود را از او دريافت مي‏ کردند.

ابن حجر هيثمي در کتاب الصوائق المحرقه مي‏ گويد: مأمون او را به دامادي انتخاب کرد، زيرا با وجود کمي سن، از نظر علم و آگاهي و حلم بر همه دانشمندان برتري داشت.

شبلنجي در نورالابصار آورده است: مأمون پيوسته شيفته او بود، زيرا با وجود سن اندک، فضل و علم و کمال خود را نشان داده و برهان عظمت خود را آشکار ساخت.

جاحظ معتزلي که از مخالفان خاندان علي(ع) بود، به اين حقيقت اعتراف کرده است که: امام جواد(ع) در شمار ده تن از«طالبيان» است که هر يک از آنان عالم، زاهد، عبادت پيشه، شجاع، بخشنده، پاک و پاک نهادند و هيچ يک از خاندان هاي عرب داراي نسب شريفي همانند امامان شيعه نيست.(3)

فتال نيشابوري نيز مي ‏گويد: مأمون شيفته او شد، چون مشاهده کرد که آن حضرت با سن کم خود، از نظر علم و حکمت و ادب و کمال عقلي، به چنان رتبه والايي رسيده که هيچ يک از بزرگان علمي آن روزگار بدان پايه نرسيده‏اند.(4)

امام محمد تقي(ع) خود نيز گاهي به علم و دانشي که خداوند ارزاني‏اش داشته بود، اشاره کرده و مي ‏فرمود: «منم محمد فرزند رضا! منم جواد! منم دانا به نسب هاي مردم در صلبها، من داناترين کس هستم که رازهاي ظاهري و باطني شما را مي‏ دانم و از آن چه که به سوي‏ اش روانه هستيد آگاهم! اين علمي است که خداوند متعال قبل از آفرينش تمامي مخلوقات جهان به ما خانواده عنايت کرده است. اين دانش سرشار تا پايان جهان و بعد از فاني شدن آسمان‏ ها و زمين ‏ها نيز باقي خواهد ماند.

اگر غلبه اهل باطل و حکومت ناحق گمراهان و هجوم اهل شک و ترديد نبود، هر آينه سخني مي ‏گفتم که همه اهل جهان از گذشته‏ گان و آينده ‏گان ناباورانه انگشت حيرت به دهان مي ‏گرفتند.»

امام نهم در سن کودکي به امامت رسيد و دانش سرشار آن گرامي دوست و دشمن را به حيرت و شگفتي واداشت. بر جوانان مسلمان و مشتاق اهل بيت(ع) شايسته است که از فرصت جواني بهره گرفته و در جستجوي دانش با تمام وجود تلاش کنند و رهنمودهاي آن امام عزيز در زمينه علم و دانش را چراغ راه خويش قرار دهند.

 

رهنمودهاي ازامام جواد(ع)

 

جوانان در عرصه تفکر و کسب دانش

 

جوانان بر اساس طبيعتي که دارند، براي آشنايي با افکار و انديشه ‏هاي متفاوت علاقه شديدي از خود نشان مي ‏دهند. آنان دوست دارند انديشه ‏هاي نو و متفاوت را بشناسند و از ميان آن ها آن چه را که به نظر خود بهتر و کارآمدتر تشخيص مي ‏دهند انتخاب کنند. امام علي(ع) فرمودند: «انما قلب الحدث کالارض الخالية ما القي فيها من شي‏ءٍ قبلته؛(5) دل نوجوان همانند زمين خالي(آماده و مستعد) است و هر انديشه‏اي که در آن القاء شود، مي ‏پذيرد.»

بذر دانش يکي از مهم ‏ترين سرمايه ‏هايي است که مي ‏توان در دل جوان کاشت و آن را بارور نمود. امام جواد(ع) در پيامي اهميت علم و دانش را اين گونه بيان مي ‏کند: «عليکم بطلب العلم فانّ طلبه فريضةٌ و البحث عنه نافلةٌ و هو صلةٌ بين الاخوان و دليلٌ علي المروّة و تحفةٌ في المجالس و صاحبٌ في السّقر و انسٌ في الغربة؛(6) بر شما باد کسب دانش! چرا که آن براي همه لازم است و سخن از علم و بررسي آن امري مطلوب(و دوست داشتني) است. برادران(ديني) را به هم پيوند مي ‏دهد و نشانه (شخصيت والا و) جوانمردي، تحفه مناسبي براي مجالس، دوست و همراه در سفر و مونس غربت و تنهائي است.»

از منظر امام جواد(ع) شايسته است که يک جوان مسلمان به علم و دانش روي آورد و آن را به عنوان مونس و يار مناسب براي خود برگزيند، دوستان خود را بر اساس بينش و دانش انتخاب کند و شخصيت اجتماعي خود را به وسيله دانش و علم مشخص سازد، براي مجالس و ديدار ديگران علم هديه برد و در تنهايي و غربت و سفر، علم و دانش را بهترين همسفر و مونس خود بداند، چرا که علم و دانش، سرچشمه تمام کمالات و ريشه همه پيشرفتهاست. پيشواي نهم، علم را دو قسمت کرده و مي ‏فرمود: علم و دانش دو نوع است: علمي که در وجود خود انسان ريشه دارد و علمي که از ديگران مي‏ شنود و ياد مي‏ گيرد. اگر علم اکتسابي با علم فطري هماهنگ نباشد، سودي نخواهد داشت. هر کس لذت حکمت را بشناسد و طعم شيرين آن را بچشد، از پي‏ گيري آن آرام نخواهد نشست. زيبايي واقعي در زبان(و گفتار نيک) است و کمال راستين در داشتن عقل.»(7)

امام محمد تقي(ع) علم و دانش را يکي از مهم ترين عوامل پيروزي و رسيدن به کمالات معرفي مي ‏کرد و به انسان ‏هاي کمال خواه و حقيقت طلب توصيه مي ‏نمود که در راه رسيدن به آرزوهاي مشروع و موقعيت ‏هاي عالي دنيوي و اخروي از اين نيروي کارآمد بهره لازم را بگيرند. آن گرامي مي‏ فرمود: «أربع خصالٍ تعين المرء علي العمل: الصّحة والغني و العلم و التّوفيقٌ؛(8) چهار عامل موجب دست يابي انسان به اعمال(صالح و نيک) است: سلامتي، توانگري، دانش و توفيق(خداوندي)».

با توجه به سخنان آموزنده امام جواد(ع) در عرصه علم و دانش بر همگان و از جمله جوانان لازم است از فرصت جواني بهره گرفته و خود را به اين خصلت زيباي انساني بيارايند و کسب معرفت و علم را سرلوحه برنامه‏ هاي زندگي خود قرار دهند.

 

گفتار انديشمندان

 

يک جوان شايسته و هدفمند بر اساس انديشه ‏ها و عواطف خود ممکن است به سوي برخي صاحب ‏نظران و انديشمندان، متمايل شود، به جلسات آنان برود، به سخنراني ‏هايشان گوش فرا دهد و حرف هايشان را بشنود و بپذيرد.

اما در اين ميان پيروي از گفته‏ هاي آنان، اگر بر اساس حق نباشد، ممکن است انسان را به سوي باطل و راه‏ هاي انحرافي سوق دهد. بنابراين بر يک جوان مسلمان و متعهد زيبنده است که تمايلات خود و گفته ‏هاي ديگران را بر اساس انديشه‏ هاي صحيح و عقلاني بسنجد و راه خود را با معيار حقيقت انتخاب کند. امام جواد(ع) در اين زمينه رهنمود راه گشايي براي همگان دارد. آن گرامي مي ‏فرمايد:

«من اصغي الي ناطق فقد عبده فان کان النّاطق يؤدّي عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان کان النّاطق يؤدّي عن الشّيطان فقد عبد الشيطان؛(9) هر کس به گفتار گوينده ‏اي گوش فرا دهد، او را پرستش کرده است، اگر ناطق از خداي مي ‏گويد، شنونده خدا را عبادت کرده و اگر از شيطان بگويد، شنونده نيز به پرستش شيطان پرداخته است.»

 

دانشمند نوجوان

 

هنگامي که عمربن عبدالعزيز به خلافت رسيد، مردم از اطراف و اکناف گروه گروه، براي عرض تبريک به مرکز خلافت آمده و به حضورش مي ‏رسيدند. روزي جمعي از اهل حجاز به همين منظور بر او وارد شدند. خليفه بعد از ديدار ابتدايي متوجه شد که پسر بچه‏اي آماده است تا از ميان آن جمع سخن بگويد. خطاب به او گفت: بچه! برو کنار تا يکي بزرگ تر از تو صحبت کند پسر نوجوان فوراً گفت: اي خليفه! اگر بزرگسالي ميزان است، پس چرا شما بر مسند خلافت قرار گرفته‏ايد؟ با اين که بزرگ تر از شما هم افرادي اينجا هستند؟! عمر بن عبدالعزيز از تيزهوشي و حاضر جوابي او متعجب شده و گفت: راست مي ‏گويي و حق با توست. اکنون حرف دلت را بزن! آن نوجوان هوشمند گفت: اي امير! از راه دور آمده‏ايم تا به شما تبريک بگوييم و منظورمان از اين عمل، شکر الهي است که مثل شما خليفه خوبي را به مردم عطا کرده است، وگرنه مجبور نبوديم به اين سفر بياييم، زيرا نه از تو مي ‏ترسيم و نه طمعي داريم. امّا اين که از تو نمي ‏ترسيم براي اين است که تو اهل ظلم و ستم بر مردم نيستي و علت اين که طمع نداريم اين است که ما از هر جهت در رفاه و نعمت هستيم. وقتي سخن آن نوجوان تمام شد، خليفه از او درخواست کرد که وي را موعظه کند.

او نيز گفت: اي خليفه! دو چيز زمامداران را مغرور مي ‏کند: اول، حلم خداوند و دوم، مدح و چاپلوسي اشخاص از آن ها. خيلي مواظب باش که از آنان نباشي، زيرا که اگر از آن عده شدي، لغزش پيدا مي‏ کني و در زمره گروهي قرار مي ‏گيري که خداوند متعال در حق آنان فرمود: «ولاتکونوا کالّذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون؛(10) از آن افراد نباشيد که ادّعاي شنيدن مي ‏کنند با اين که نمي ‏شنوند.»

در پايان: خليفه از سن و سال او پرسيد و معلوم شد که بيش از دوازده سال ندارد. آن گاه خليفه او را تحسين کرده و در مورد وي و عظمت علم و دانش او شعري خواند که:

 

تَعَلّم فَلَيسَ المَرءُ يولَدُ عالِماً  وَ لَيسَ أخو عِلمٍ کَمَن هُوَ جاهِلٌ 

فَانَّ کَبيرَ القَومٍ لاعِلمَ عِندَه  صَغيرٌ اذا التَفَتَ عَلَيهِ المَحافِلُ 

 

پي ‏نوشت‏ ها:

1- کشف الغمه، علي بن عيسي اربلي، مکتبه بني هاشمي، تبريز، 1381، ج 2، ص 353.

2- ارشاد شيخ مفيد، چاپ کنگره، قم، 1413 ق، ص 618.

3- سيره پيشوايان، مهدي پيشوائي، مؤسسه امام صادق(ع)، قم، 1381 ش، ص 555.

4- روضة الواعظين، محمد فتال نيشابوري، نشر رضي، قم، ج 1، ص 237.

5- بحارالانوار، ج 50، ص 108.

6- وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملي، مؤسسه آل البيت(ع)، قم، 1409 قمري، ج 21، ص 478.

7- بحارالانوار، ج 7، ص 80.

8- کشف الغمه، ج 3، ص 193.

9- معدن الجواهر، ابوالفتح کراجکي، کتابخانه مرتضويه، تهران، 1394 ق، ص 41.

10- سوره انفال، آيه 21.

 

 منبع: سايت حوزه


١١:١٠ - 1399/12/04    /    شماره : ٦٩٢٤    /    تعداد نمایش : ٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.