پنج شنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٩
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
...به جوانان عزیزم، در آغاز فصل جدید جمهوری اسلامی
کارایی اندیشه دینی در فعالیت روحانیون بایستی نمود عینی داشته باشد چرا که این امر درخواست مهم آحاد مردم جامعه است.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از فعالیت نهضت تبلیغ زنان در فضای مجازی خبر داد.
از بيانات مقام معظم رهبري مدظله العالي در پنجمين کنگره نهج البلاغه (1)
از بيانات مقام معظم رهبري در دومين کنگره نهج البلاغه (2)
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای طرح ملی نهضت پیشرفت بانوان در استان اردبیل خبر داد.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای طرح ملی نهضت پیشرفت بانوان در استان اردبیل خبر داد.
اداره امور قرآنی تبلیغات اسلامی استان اردبیل در سی و دومین نشست رؤسای ادارات امور قرآنی استان‌ها، به‌عنوان رتبه دوم کشوری معرفی و تجلیل شد.
نهمين پيشواي مسلمانان، امام جواد(ع)، در دهم رجب سال(195 ه . ق)، در شهر مدينه ديده به جهان گشود
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 818809
 بازدید امروز : 1880
 کل بازدید : 2562455
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 0/1250
اخبار > امام جواد(ع) درباره منبع علم امامان از جمله حضرت علي(ع) فرمود: «علّم رسول اللّه علياً الف کلمةٍ کلّ کلمةٍ يفتح الف کلمةٍ رسول خدا(ص) هزار کلمه(علم) به علي (ع) آموخت که هر کلمه اي نيز متضمن هزار کلمه بود.»


  چاپ        ارسال به دوست

سخنان امام جواد(ع) در وادي اعتقادات

امام جواد(ع) درباره منبع علم امامان از جمله حضرت علي(ع) فرمود: «علّم رسول اللّه علياً الف کلمةٍ کلّ کلمةٍ يفتح الف کلمةٍ رسول خدا(ص) هزار کلمه(علم) به علي (ع) آموخت که هر کلمه اي نيز متضمن هزار کلمه بود.»

امام جواد(ع) در شرايطي به مقام امامت رسيد که از يک طرف، نخستين امامي بود که در سن کودکي به امامت مي رسيد و اين مسأله باعث چالش هاي اعتقادي در جامعه آن روز شده بود. از طرف ديگر، در آن مقطع زماني قدرت مکتب«اعتزال» و پيروان معتزله افزايش يافته بود تا آن جا که حکومت وقت نيز از آنان حمايت و پشتيباني مي کرد و از سلطه و نفوذ خود براي تقويت و تثبيت خط فکري آنان و ضربه زدن به گروه ها و فرقه هاي ديگر به هر شکلي بهره مي برد. معتزليان نيز از اين فرصت استفاده برده، دستورات ديني را بر عقل ناقص خود عرضه مي کردند و آن چه را که عقلشان صريحاً تأييد مي کرد، مي پذيرفتند و بقيه را رد و انکار مي کردند. و از طرف سوم چون يکي از اصلي ترين وظيفه هاي امام در جامعه پاسداري از اعتقادات صحيح و راستين است، به اين جهت امام جواد(ع) در اين وادي با قدرت قدم نهاده و نکاتي را در سخنان نغز و عميق خويش بيان نموده که به اهم موارد آن اشاره مي شود.

ضرورت پاسداري از مرز عقائد

هم چنان که امامان معصوم(ع) با نهايت تلاش و فداکاري از مرزهاي عقيدتي محافظت و نگهباني نمودند بر عالمان و مبلّغان به عنوان وارثان انبياء و امامان لازم است که از مرزهاي عقيدتي به سختي محافظت و نگهداري نمايند و تحت هيچ شرائطي بر مرزهاي اعتقادي مصالحه و معامله و کوتاهي نکنند. به يقين چنين مرزباني از پاداش عظيم و بي حدّي برخوردار خواهد بود. از امام جواد(ع) در اين زمينه نقل شده است که فرمود: «من تکفّل بايتام آل محمّدٍ المنقطعين عن امامهم المتحيرين في جهلهم الاساري في ايدي شياطينهم و في ايدي النّواصب من اعدائنا فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حيرتهم و قهر الشّياطين بردّ و ساوسهم و قهر النّاصبين بحجج ربّهم و دلائل ائمّتهم؛ کساني که سرپرستي کنند(شيعيان و) يتيمان آل محمد(ص) آن هايي که از امام شان جدا هستند(و امام شان در غيبت بسر مي برد) و در ناداني خود سرگردانند و در دست شياطين خويش و در دست ناصبي ها از دشمنان ما (اهل بيت(ع)) اسيرند پس نجات دهند آن ها را از دست آنان و از حيرت شان بيرون آورند و بر شياطين آن ها با ردّ وسوسه هاي شان غالب آيد، و ناصبي ها را با حجّت هاي پروردگارشان و دلائل(روشن) امامان شان مقهور سازد، ليفضّلون عنداللّه علي العباد بافضل المواقع باکثر من فضل السّماء علي الارض و العرش و الکرسي و الحجب علي السّماء و فضلهم علي العباد کفضل القمر ليلة البدر علي اخفي کواکب السّماء؛ براستي برتري مي يابند در پيشگاه خدا بر عابد به برترين جايگاه ها، بالاتر از برتري آسمان بر زمين و عرش و کرسي و حجب بر آسمان است و برتري آن ها بر بندگان مثل برتري ماه شب چهارده بر مخفي ترين(و کم نورترين) ستاره هاي آسمان است» وجود اين برتري بخاطر اهمّيت پاسداري از مرزهاي اعتقادي است، زيرا اعتقادات است که پايه و اساس و اخلاق و آداب و رفتارهاي اجتماعي و حتي سياسي و حکومتي را تشکيل مي دهد.

 

توحيد

از اساسي ترين اعتقادات ديني و مشترک بين همه اديان الهي توحيد است در اين وادي نيز حضرت جواد(ع) نکته هاي ارزشمندي دارد از جمله:

 

1ـ معناي احد: ابي داود بن قاسم جعفري مي گويد: به ابي جعفر ثاني(امام جواد) عرض کردم: «قل هو اللّه احدٌ» ما معني الاحد؟ قال(ع) المجمع عليه بالوحدانية اما سمعته يقول: «ولئن سئلتهم من خلق السّموات و الارض و سخّر الشمس و القمر ليقولنّ اللّه» ثمّ يقولون بعد ذلک له شريکٌ و صاحبةٌ؛ معناي احد در آيه«قل هو اللّه احد» چيست؟ فرمود: کسي که به وحدانيت او همه اتفاق دارند، آيا نشنيده اي سخن خدا را که مي فرمايد: «اگر از آنان سؤال کني چه کسي آسمان ها و زمين را آفريد و خورشيد و ماه را تسخير کرد حتماً مي گويند: خدا( با اين حال) بعد از اين اعتراف مي گويند براي او شريک و رفيقي است.» فقلت: قوله«لاتدرکه الابصار؟ قال (ع) «يا ابا هاشم اوهام القلوب ادقّ من ابصار العيون، انت قد تدرک بوهمک السّند و الهند و البلدان الّتي لم تدخلها، ولم تدرک ببصرک ذلک، فاوهام القلوب لاتدرکه فکيف تدرکه الابصار؛ پس عرض کردم(معناي) سخن خدا که فرمود: ابصار او را درک مي کند(چيست؟) فرمود: اي ابا هاشم! وهم ها(و خيالبافي ها)ي دل ها دقيق تر از ديدن چشم هاست(به اين دليل که) تو گاهي توسط وهم، سِند و هند و هر شهري را که نديده اي و داخل آن نشده اي مي تواني با وهمت درک کني(و شبيه سازي کني) ولي خداوند با وهم ها قابل درک نيست(چون نه جسم دارد و نه شبيه و مانند) پس چگونه ابصار او را درک کند؟ مسأله نفي رؤيت خداوند و عدم درک وهمي و خيالي آن در مذهب تشيع از مسلّمات است، بخاطر بيانات شيوا و عميق امامان از جمله امام جواد(ع). اما اهل سنّت که از امامان برحق فاصله گرفتند، و از معارف بلند آنان محروم گشتند به دام اين انحراف افتادند و عدّه اي قائل به جسمانيت خدا و ديدن او در دنيا شدند، و غالب آنان نيز با کج فهمي از آيات قائل به ديدن و رؤيت او در قيامت و روز آخرت شدند.

 

نبوّت

بحث نبوّت نيز از اصول مشترکه تمام اديان الهي است امّا در اسلام از جايگاه و عظمت رفيع و روشني برخوردار است. هر چند در برخي مسائل مانند عصمت و علوم غيبي آنان و...اهل سنّت دچار انحراف شده اند. ولي در مکتب و مذهب تشيع بخوبي از مقام عصمت و علمي انبياء دفاع شده است از جمله امام جواد(ع) بر اساس نقل حسن بن حريش، فرمود: «قال رسول اللّه(ص) انّ ارواحنا و ارواح النّبيين توافي العرش کلّ ليلة جمعةٍ فتصبح الاوصياء و قد زيد في علمهم مثل جمّ الغفير من العلم؛ رسول خدا(ص) مي فرمايد: ارواح ما(اهل بيت) و ارواح انبياء هر شب جمعه در عرش (الهي) گردهم مي آيند پس بر علم اوصياء افزوده مي شود مانند علم تمامي آنان.» از اين روايت فهميده مي شود که علم انبياء و امامان قابل افزايش است چرا که علوم آن ها بر گرفته از علوم بي نهايت الهي است چنان که قرآن هم اين مطلب را تأييد مي کند آن جا که مي فرمايد: «قل ربّ زدني علماً؛ بگو پروردگارا بردانشم بيفزا.»

 

امامت

از مهم ترين بحث هاي اعتقادي بين گروه هاي اسلامي، بحث امامت است که متأسفانه بر طبق دستورات قرآني و سفارشات پيامبراکرم(ص) پيش نرفته و پيامدها و انحرافات فراواني را به بار آورده بود، حضرت جواد(ع) با درک وضعيت زمان و عصر خويش، سخناني بيان فرمود که در اين بخش به ارائه بخشي از آن مي پردازيم:

 

1ـ محکم ترين دليل بر تداوم امامت: ادله عقلي و روايات فراواني بر تعداد امامان و استمرار آن تا پايان دنيا دلالت دارد. يکي از آن ها وجود شب قدر است؛ چرا که شب قدر تا پايان دنيا استمرار دارد و مي طلبد که در هر سال در شب قدر حجت الهي زنده در عرصه هستي حضور داشته باشد تا تقديرات سال را دريافت نمايد. در بخشي از روايتي که علي(ع) از پيامبر اکرم(ص) نقل نموده است، مي خوانيم که پيامبر اکرم (ص) بارها به ابوبکر و عمر فرمود: «آيا مي دانيد آن کسي که هر امري و تقديرات (شب قدر) بر او نازل مي شود، کيست؟ آن ها مي گفتند: تو هستي اي رسول خدا (ص) و حضرت فرمود: بله(ولي) آيا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ مي گفتند: بله. فرمود: آيا(در شب هاي قدر) بعد از من هم آن امر نازل مي شود؟ مي گفتند: بله. سپس مي فرمود: بر چه کسي؟ مي گفتند: نمي دانيم. سپس آن حضرت سر من را (علي) مي گرفت(و دست را روي سر من قرار مي داد) و مي فرمود: اگر نمي دانيد، بدانيد آن شخص پس از من اين مرد است.» حضرت جواد(ع) در تداوم اين مسأله از جدّ بزرگوارش، اميرمؤمنان(ع) نقل نموده که آن حضرت به ابن عباس فرمود: «انّ ليلة القدر في کلّ سنةٍ و انّه لينزل في تلک الليلة امر السّنة و لذالک ولاةً بعد رسول اللّه؟ به حقيقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل مي شود و به راستي بعد از رسول خدا(ص) براي آن امر صاحباني است.» ابن عباس عرض کرد: آنان چه کساني هستند؟ فرمود: «انا واحد عشر من صلبي ائمّة محدّثون من و يازده(امام) از نسل من که(همه) اماماني محدّث(که ملائکه را نمي بينند، ولي صداي آن ها را مي شنوند) مي باشيم.»

 

2ـ علم امام: از مسائلي که به خاطر کمي سنّ حضرت جواد(ع) سخت مورد شبهه و پرسش قرار گرفته بود، علم امام بود. آن حضرت براي تبيين اين مسأله و رفع شبهات، مناظرات متعددي برگزار کرد و سخنان روشنگري ارائه نمود. از جمله، بنان بن نافع از ابي جعفر ثاني(حضرت جواد(ع)) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «انّا معاشر الأئمّة اذا حملته امّه يسمع الصّوت من بطن امّه اربعين يوماً فاذا اتي له في بطن امّه اربعة اشهر رفع اللّه تعالي له اعلام الارض فقرّب له ما بعد عنه حتّي لايعزب عنه حلول قطرة غيثٍ نافعةٍ و لاضارّةٍ؛ ما گروه امامان هستيم(و اين خصوصيت را داريم که) وقتي (يکي از) ماها را مادر حمل مي کند، تا چهل روز صدا(ي بيرون) را از بطن مادر مي شنود. وقتي به چهار ماهگي رسيد، خداوند علم ها و نشانه هاي زمين را براي او بلند مي کند. پس هر دوري را براي او نزديک مي سازد تا آن جا که آمدن يک قطره باران نافع يا زيان آور از ديد او پنهان نمي ماند.»

علم امام علي(ع)

امام جواد(ع) درباره منبع علم امامان از جمله حضرت علي(ع) فرمود: «علّم رسول اللّه علياً الف کلمةٍ کلّ کلمةٍ يفتح الف کلمةٍ رسول خدا(ص) هزار کلمه(علم) به علي (ع) آموخت که هر کلمه اي نيز متضمن هزار کلمه بود.»

 

علم خود حضرت جواد(ع)

عمروبن فرج رخجي مي گويد: به امام جواد(ع) عرض کردم: «انّ شيعتک تدّعي انّک تعلم کلّ ماء في دجلة و وزنه و کنّا علي شاطي ء دجلة فقال(ع) لي يقدر اللّه تعالي ان يفوّض علم ذلک الي بعوضةٍ من خلقه قلت نعم يقدر فقال(ع) انا اکرم علي اللّه تعالي من بعوضةٍ و من اکثر خلقه؛ به راستي شيعيانت ادّعا دارند که شما تمام آب(رود) دجله و وزن آن را مي داني؟ در حالي که در کنار شط دجله قرار داشتيم. سپس حضرت فرمود: آيا خداوند قدرت دارد که علم به اين آب را به يک پشه از مخلوقاتش عطا نمايد؟ عرض کردم: بله، قدرت دارد. پس آن حضرت فرمود: من در نزد خدا گرامي تر از يک پشه و از اکثر مخلوقاتش هستم.»

 

قيام حضرت مهدي(عج)

از جمله مسائلي که در بخش امامت مورد توجّه حضرت جواد(ع) قرار گرفته، مباحث مربوط به مهدويت است. در اين زمينه نيز اموري را بيان فرموده است که اهمّ آن ها بيان مي گردد:

 

1ـ انتظار فرج مهدي(عج) و حتمي بودن ظهور: شيخ صدوق با سلسله سند خود از عبدالعظيم حسني(ع) نقل نموده که او مي گويد: بر مولاي خود محمد بن علي بن موسي(امام جواد(ع)) وارد شدم و مي خواستم از قائم پرسش کنم که آيا مهدي همان قائم است يا غير او؟ حضرت فرمود: «يا ابالقاسم انّ القائم منّا هوالمهدي الّذي يجب ان ينتظر في غيبته و يطاع في ظهوره و هو الثّالث من ولدي؛ اي ابالقاسم! قائم از ما(اهل بيت) همان مهدي(عج) است که انتظار او در زمان غيبتش لازم و در زمان ظهورش فرمانبري از او ضروري است. او سوّمين از فرزندان من است». «والّذي بعث محمّداً(ص) بالنّبوّة و خصّنا بالامامة انّه لو لم يبق من الدّنيا الّا يومٌ واحدٌ لطوّل اللّه ذلک اليوم حتّي يخرج فيه فيملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً؛ و سوگند به کسي که محمّد(ص) را به نبوّت مبعوث کرد و ما را به امامت مخصوص گردانيد! اگر از عمر دنيا جز يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني گرداند تا در آن قيام نمايد و زمين را پر از عدل و داد کند، هم چنان که آکنده از ظلم و جور باشد». «و انّ اللّه تبارک و تعالي ليصلح له امره في ليلةٍ کما اصلح امر کليمه موسي(ع) اذ ذهب ليقتبس لاهله ناراً فرجع و هو رسولٌ نبي؛ و به راستي خداي تبارک و تعالي امر او را در يک شب اصلاح فرمايد، چنان که امر کليمش موسي(ع) را اصلاح فرمود، زيرا او رفت تا براي خانواده اش شعله اي آتش بياورد؛ امّا چون برگشت او رسول و نبي بود.» «افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.»

 

2ـ دوران سخت غيبت: سقربن ابي دلف مي گويد: از امام جواد(ع) شنيدم که مي فرمود: «پس از من فرزندم علي امام است. دستور او، دستور من و سخن او، سخن من و طاعت او، طاعت من است و امام پس از او، فرزندش حسن است. دستور او، دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و طاعت او، طاعت پدرش باشد.» سپس سکوت کرد. گفتم: اي فرزند رسول خدا! امام پس از حسن کيست؟ او به شدّت گريه کرد و آن گاه فرمود: «انّ من بعد الحسن ابنه القائم بالحقّ المنتظر؛ پس او حسن، فرزندش قائم به حق امام منتظر است.» عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! چرا او را قائم مي گويند؟ فرمود: «لأنّه يقوم بعد موت ذکره و ارتداد اکثر القائلين بامامته؛ به اين جهت که پس از آن که يادش از بين برود و اکثر معتقدين به امامتش برگردند، قيام مي کند.» گفتم: چرا او را منتظر مي گويند؟ فرمود: «لأنّ له غيبةً يکثر ايامها و يطول امدها فينتظر خروجه المخلصون و ينکره المرتابون و يستهزي ء بذکره الجاحدون و يکذب فيها الوقاتون و يهلک فيها المستعجلون و ينجوفيها المسلمون؛ به راستي به اين جهت(او را منتظر مي گويند) که براي او غيبتي است که مدّتش زياد شود و زمانش طولاني گردد. پس مخلصان در انتظار قيامش باشند و شکّاکان انکارش کنند و منکران يادش را استهزا کنند و تعيين کنندگان وقت ظهورش دروغ گويند و شتاب کنندگان(به ظهورش) هلاک شوند و تسليم شوندگان در آن نجات يابند.»

 

3ـ برخي دستآوردهاي دوران ظهور: دست آوردهاي ظهور بيش از آن است که در يک مقاله حتي يک کتاب تبيين گردد تا چه رسد به يک حديث. حضرت جواد(ع) به مقدار ضرورت به فهرستي از پيامدهاي ظهور مهدي(عج) اشاره فرموده است. در بخشي از يک حديث طولاني که عبدالعظيم حسني(ع) از امام جواد(ع) نقل نموده، آمده است: «اي ابوالقاسم! هيچ يک از ما نيست، جز آنکه قائم به امر خداي متعال و هادي به دين الهي است». «ولکنّ القائم الّذي يطهّر اللّه عزّ و جلّ به الارض من اهل الکفر و الجحود و يملأها عدلاً و قسطاً هو الّذي تخفي علي النّاس ولادته...؛ ولکن قائمي که خداي عزيز و جليل به توسط او زمين را از اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نمايد، کسي است که ولادتش مخفي مي باشد...». «و هو الّذي تطوي له الارض و يذلّ له کلّ صعبٍ و يجتمع اليه من اصحابه عدّة اهل بدر ثلاثمائةٍ و ثلاثة عشر رجلاً من اقاصي الارض و ذلک قول اللّه عزّ و جلّ اين ما تکونو يأت بکم اللّه جميعاً انّ اللّه علي کلّ شي ءٍ قدير؛ و او کسي است که زمين برايش پيچيده شود و هر دشواري برايش هموار گردد و از اصحابش سيصد و سيزده تن به تعداد اصحاب بدر از دورترين نقاط زمين به گرد او جمع مي شوند و اين همان سخن خداي عزيز و جليل است که فرمود: هر جا باشيد خدا شما را جمع مي کند، زيرا او بر هر چيزي قادر است». «فاذا اجتمعت له هذه العدّة من اهل الاخلاص اظهر اللّه امره فاذا کمل له القصد و هو عشرة آلاف رجلٍ خرج باذن اللّه عزّ و جلّ فلايزال يقتل اعداء اللّه حتّي يرضي اللّه عزّ و جلّ... فاذا دخل المدينة اخرج اللات و العزّي فاحرمهما؛ پس هنگامي که اين تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهم آيند، خداي تعالي امرش را ظاهر سازد و چون«عقد» که عبارت از ده هزار مرد باشد، کامل گردد، به اذن خداي عزيز و جليل قيام مي کند و دشمنان خدا را مي کشد تا خداي عزيز و جليل راضي گردد... و چون به مدينه وارد شود، لات و عزّي را بيرون مي کشد و آن دو را مي سوزاند.»

 

4ـ پاسخ به يک شبهه در مورد قيام مهدي(عج): ابوهاشم مي گويد: از امام جواد(ع) پرسيدم: آيا براي خدا بداء در محتوم و امر حتمي نيز هست؟ فرمود بله. «فقلناه فنخاف ان يبدو اللّه في القائم فقال انّ القائم من الميعاد و اللّه لايخلف الميعاد؛ پس به آن حضرت گفتم: مي ترسيدم که در امر قائم براي خدا بداء حاصل شود(و از اين امر حتمي برگردد و امام ظهور نکند). پس حضرت فرمود: به راستي(قيام) قائم از وعده(هاي الهي) است و خداوند وعده خود را تخلّف نمي کند.» معلوم مي شود که يکي از تفاوت هاي وعده و وعيد(وعده عذاب دادن) اين است که وعده هاي الهي هرگز تخلّف بردار نيست، ولي وعيدهاي الهي قابل تخلّف است، يعني ممکن است خداوند کساني را که در مقابل گناهان، وعيد عذاب داده، ببخشد و به جهنّم نبرد، ولي وعده هاي الهي مانند اين که نيکان را به بهشت بشارت داده، هرگز تخلّف بردار نيست. و قيام حضرت مهدي(عج) يکي از وعده هايي است که خداوند به تمام بشريت داده و لذا تخلّف در آن محال است.

 

 


١٠:٥٤ - 1399/12/04    /    شماره : ٦٩٢١    /    تعداد نمایش : ٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.