چهارشنبه ٠٢ مهر ١٣٩٩
صفحه اصلی > مقالات 
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 760056
 بازدید امروز : 265
 کل بازدید : 2385271
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/1094
اخبار > علت ترغيب ائمه به اقامه عزاي حسين(ع)


  چاپ        ارسال به دوست

اقامه عزای امام حسین(ع)

علت ترغيب ائمه به اقامه عزاي حسين(ع)

هيچ يك از تكاليف شرعي بدون حكمت نيست و منظور از عزاداري هم اين نبوده كه همدردي با حضرت زهرا(س) و پيامبر(ص) كنيم. هر اندازه گريه و زاري كنيم تسلّي خاطر آن ها نيست، چرا كه آرزوي همگي آن ها شهادت بوده و اين طور نيست كه آن ها هم هنوز در اندوه و ماتم باشند، البته منتظر قيام حضرت ولي(عج) مي باشند تا انتقام ظلم را بگيرند. لذا اگر به آن نيت بگوييم آن ها و عقايد اسلام را كوچك شمرده ايم بلكه مقصود اين است كه كربلا به صورت يك مكتب تعليمي و ترتيبي زنده بماند و تا اين روحيه شهادت طلبي زنده است، اسلام و انسانيت زنده خواهد ماند. در بيان ثواب بكاء و گفتن و خواندن مرثيه و اقامه مجلس عزاء براي آن حضرت: شيخ جليل كامل جعفر بن قولويه در كامل از ابن خارجه روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق(ع) بوديم و حضرت امام حسين(ع) را ياد كرديم حضرت بسيار گريست و ما گريستيم، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسين(ع) مي‌ فرمود: كه منم کشته ي گريه و زاري، هيچ مؤمني مرا ياد نمي كند مگر آن كه گريان مي‌ گردد. و نيز روايت كرده است كه هيچ روزي حسين بن علي(ع) نزد حضرت صادق(ع) مذكور نمي ‌شد كه كسي آن حضرت را تا شب متبسم بيند و در تمام آن روز محزون و گريان بود و مي ‌فرمود كه امام حسين(ع) سبب گريه هر مؤمن است. و شيخ طوسي و مفيد از ابان بن تغلب روايت كرده‌اند كه حضرت صادق(ع) فرمود كه نفس آن كسي كه به جهت مظلوميت ما مهموم باشد تسبيح است، و اندوه او عبادت و پوشيدن اسرار ما از بيگانگان در راه خدا جهاد است. آن گاه فرمود كه واجب مي‌كند اين حديث به آب طلا نوشته شود. و به سندهاي معتبره بسيار از ابوعماره منشد يعني شعر خوان روايت كرده‌اند كه گفت روزي به خدمت حضرت صادق(ع) رفتم حضرت فرمود كه شعري چند در مرثية حسين(ع) بخوان چون شروع كردم به خواندن حضرت گريان شد و من مرثيه مي ‌خواندم و حضرت مي ‌گريست تا آن كه صداي گريه از خانه آن حضرت بلند شد.

و به روايت ديگر حضرت فرمود: به آن روشي كه در پيش خود مي ‌خوانيد و نوحه مي ‌كنيد بخوان، چون خواندم حضرت بسيار گريست و صداي گريه زنان آن حضرت نيز از پشت پرده بلند شد چون فارغ شدم حضرت فرمود كه هر كه شعري در مرثيه حضرت حسين(ع) بخواند و پنجاه كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد. و هر كه سي كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد. و هر كه بيست كس را. و هر كه ده كس را و هر كه پنج كس را. و هر كه يك كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد. و هر كه مرثيه بخواند و خود بگريد بهشت او را واجب گردد. و هر كه او را گريه نيايد پس تباكي كند بهشت او را واجب گردد. و شيخ كشي(ره) از زيد شحام روايت كرده است كه من با جماعتی از اهل كوفه در خدمت حضرت صادق(ع) بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد حضرت او را اكرام فرمود و نزديك خود او را نشانيد، پس فرمود يا جعفر عرض كرد لبيك خدا مرا فداي تو گرداند، حضرت فرمود بَلَغَني اَنَكَ تَقُولُ الشّعِر في الْحُسَينِ وَ تَجيدَ به من رسيد كه تو در مرثيه حسين(ع) شعر مي‌ گويي و نيكو مي ‌گويي عرض كرد بلي فداي تو شوم فرمود كه پس بخوان. چون جعفر مرثيه خواند حضرت و حاضرين مجلس گريستند و حضرت آنقدر گريست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شريفش جاري شد. پس فرمود به خدا سوگند كه ملائكه مقربان در اين جا حاضر شدند و مرثيه تو را براي حسين(ع) شنيدند و زياده از آن چه ما گريستيم گريستند. و به تحقيق كه حق تعالي در همين ساعت بهشت را با تمام نعمت هاي آن از براي تو واجب گردانيد و گناهان ترا آمرزيد. پس فرمود اي جعفر مي ‌خواهي كه زيادتر بگويم؟ گفت بلي اي سيد من، فرمود كه هر كه در مرثيه حسين(ع) شعري بگويد و بگريد و بگرياند البته حق تعالي بهشت را براي او واجب گرداند و بيامرزد او را.

داخل شدن کمیت بر امام صادق(ع)

حامي حوزه اسلام سيد اجل مير حامد حسين طاب ثراه در عبقات از معاهده التنصيص نقل كرده كه محمد بن سهل صاحب كميت گفت كه من و كميت داخل شديم بر حضرت صادق(ع) در ايام تشريق كميت گفت فدايت شوم اذن مي ‌دهي كه در محضر شما چند شعر بخوانم فرمود اين ايام عظيم و محترم است،‌ كنايت از آن كه شايسته نيست در ايام شريفه خواندن شعر. عرضه داشت كه اين اشعار در حق شما است فرمود بخوان و حضرت فرستاد بعض اهل بيتش را حاضر كردند كه آن ها هم استماع كنند، پس كميت اشعار خويش بخواند و حاضرين گريه بسيار كردند تا به اين شعر رسيد:

 

يصيبَ بِهِ الرّامُونَ عَنْ قَوْسِ غَيرِهِم   

فَيا اخِراً اَسْدي لَهُ الْغَي اَوَّلَهُ

 

حضرت دست هاي خود را بلند كرد و گفت: اَلّلّهُمَّ اْغفِرْ لِلْكُمَيتِ ماقَدًَّمَ وَ ما اَخًَّرَ وَ ما اَسَرَّ وَ ما اَعْلَنَ وَ اَعْطِهِ حَتّي يرْضي.

 

روایتی از امام رضا(ع) درباره محرم

و شيخ صدوق(ره) در امالي از ابراهيم بن ابي المحمود روايت كرده كه حضرت امام رضا(ع) فرمودند همانا ماه محرم ماهي بود كه اهل جاهليت قتال در آن ماه را حرام مي ‌دانستند و اين امت جفاكار خون هاي ما را در آن ماه حلال دانستند و هتك حرمت ما كردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسير كردند و آتش در خيمه ‌هاي ما افروختند و اموال ما را غارت كردند و حرمت حضرت رسالت(ص) را در حق ما رعايت نكردند، همانا مصيبت روز شهادت حسين(ع) ديده ‌هاي ما را مجروح گردانيده است و اشك ما را جاري كرده و عزيز ما را ذليل گردانيده است و زمين كربلا مورث كرب و بلاء ما گرديد تا روز قيامت، پس بر مثل حسين بايد بگريند گريه كنندگان، همانا گريه بر آن حضرت فرو مي ‌ريزد گناهان بزرگ را. پس حضرت فرمود كه پدرم چون ماه محرم داخل مي‌ شد تا عاشر محرم چون روز عاشورا مي ‌شد آن روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مي ‌فرمود امروز روزي است كه حسين(ع) شهيد شده است. و ايضاً شيخ صدوق از آن حضرت روايت كرده كه هر كه ترك كند سعي در حوائج خود را در روز عاشورا حق تعالي حوائج دنيا و آخرت او را برآورد و هر كه روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه او باشد حق تعالي روز قيامت را روز شادي و سرور آن گرداند و ديده‌اش در بهشت به ما روشن باشد و هر كه روز عاشورا را روز بركت شمارد و براي بركت آذوقه در آن روز در خانه ذخيره كند بركت نيابد در آن چه ذخيره كرده است و خدا او را در روز قيامت با يزيد و عبدالله بن زياد و عمر بن سعد لعنهم الله در اسفل درك جهنم محشور گرداند. و ايضاً به سند معتبر از ريان بن شبيب كه خال معتصم خليفه عباسي بوده است روايت كرده كه گفت در روز اول محرم به خدمت امام رضا(ع) رفتم، فرمود كه اي پسر شبيب آيا روزه‌اي گفتم نه فرمود كه اين روزي است كه حق تعالي دعاي حضرت زكريا را مستجاب فرمود در وقتي كه از حق تعالي فرزند طلبيد و ملائكه او را ندا كردند در محراب كه خدا بشارت مي ‌دهد تو را به يحيي پس هر كه اين روز را روزه دارد دعاي او مستجاب گردد چنان كه دعاي زكريا مستجاب گرديد. پس فرمود كه اي پسر شبيب محرم ماهي بود كه اهل جاهليت در زمان گذشته ظلم و قتال را در اين ماه حرام مي‌ دانستند براي حرمت اين ماه پس اين امت حرمت اين ماه را نشناختند و حرمت پيغمبر خود را ندانستند، و در اين ماه با ذريت پيغمبر خود قتال كردند و زنان ايشان را اسير نمودند و اموال ايشان را به غارت بردند پس خدا نيامرزد ايشان را هرگز! اي پسر شبيب اگر گريه مي ‌كني براي چيزي پس گريه كن براي حسين بن علي(ع) كه او را مانند گوسفند ذبح كردند و او را با هيجده نفر از اهل بيت او شهيد كردند كه هيچ يك را در روي زمين شبيه و مانندي نبود. و به تحقيق كه گريستند براي شهادت او آسمان هاي هفتگانه و زمين ها و به تحقيق كه چهار هزار ملك براي نصرت آن حضرت از آسمان فرود آمدند چون به زمين رسيدند آن حضرت شهيد شده بود. پس ايشان پيوسته نزد قبر آن حضرت هستند ژوليده مو گردآلود تا وقتي كه حضرت قائم آل محمد(عج) ظاهر شد، پس از ياوران آن حضرت خواهند بود و در وقت جنگ شعار ايشان اين كلمه خواهد بود: يا لَثاراتِ الْحُسِين(ع). اي پسر شبيب خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدش كه چون جدم حسين(ع) كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد اي پسر شبيب اگر گريه كني بر حسين(ع) تا آب ديده بر تو بر روي تو جاري شود حق تعالي جمعي گناهان صغيره و كبيره ترا بيامرزد خواه اندك باشد و خواه بسيار. اي پسر شبيب اگر خواهي خدا را ملاقات كني و هيچ گناهي بر تو نباشد پس زيارت كن امام حسين(ع) را. اي پسر شبيب اگر خواهي كه در غرفة عاليه بهشت ساكن شوي با رسول خدا و ائمه طاهرين(ع) پس لعنت كن قاتلان حسين(ع) را. اي پسر شبيب اگر خواهي كه مثل ثواب شهداي كربلا را داشته باشي پس هرگاه كه مصيبت آن حضرت را ياد كني بگو: يا لَيتَني كُنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً عَظيماَ. يعني اي كاش من بودم با ايشان و رستگاري عظيمي مي ‌يافتم. اي پسر شبيب اگر خواهي كه در درجات عاليات بهشت با ما باشي پس براي اندوه ما، اندوهناك باش. و براي شادي ما شاد باش و بر تو باد به ولايت و محبت ما كه اگر مردي سنگي دوست دارد حق تعالي او را در قيامت با آن محشور مي ‌گرداند. ابن قولويه به سند معتبر روايت كرده از ابي هرون مكفوف يعني نابينا، كه گفت به خدمت حضرت صادق(ع) مشرف شدم آن حضرت فرمود كه مرثيه بخوان براي من پس من شروع كردم به خواندن فرمود نه اين طريق بلكه چنان بخوان كه نزد خودتان متعارفست و نزد قبر حسين(ع) مي‌ خواند پس من خواندم: اُمْرُرْ عَلي جَدَتِ الْحُسَينِ فَقُلْ لِاَعْظُمِهِ الزَّكِيه. تتمة اين شعر در آخر باب در ذكر مراثي خواهد آمد. حضرت گريست من ساكت شدم فرمود: بخوان من خواندم آن اشعار را تا تمام شد، حضرت فرمود باز هم براي من مرثيه بخوان من شروع كردم به خواندن اين اشعار:

 

يا مَرْيمُ قوُمي فَانْدُبي مَوْلاكِ

وَ عَلَي الْحُسَينِ فَاسْعَدي بِبُاكِ

 

پس حضرت بگريست و زن ها هم گريستند و شيون نمودند. پس چون از گريه آرام گرفتند حضرت فرمود اي اباهرون هر كه مرثيه بخواند براي حسين(ع) پس بگرياند ده نفر را از براي او بهشت است پس يك يك كم كرد از ده تا آن كه فرمود هر كه مرثيه بخواند و بگرياند يك نفر را بهشت از براي او لازم شود، پس فرمود كه هر كه ياد كند حضرت امام حسين(ع) را پس گريه كند بهشت او را واجب شود.

 

ثواب بیاد حضرت بودن

 

و نيز ابن قولويه به سند معتبر از داود رقي روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق(ع) بودم كه آب طلبيد چون بياشاميد آب از ديده ‌هاي مباركش فرو ريخت و فرمود اي داود خدا لعنت كند قاتل حسين(ع) را، پس فرمود هر بنده‌اي كه آب بياشامد و ياد كند آن حضرت را و لعنت كند بر قاتل او البته حق تعالي صد هزار حسنه براي او بنويسد و صد هزار گناه از او رفع كند و صد هزار درجه براي او بلند كند و چنان باشد كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد و در روز قيامت با دل خنك و شاد و خرم مبعوث گردد.

 

کسانی که تا آخر عمرشان مدام می گریستند

مادر امام سجاد(ع) شهربانو دختر يزدگرد شاه ايران بن شهريار بن كسري بود كه هنگام زايمان امام سجاد(ع) رحلت نمود. مادر حضرت علي اكبر(ع) ليلي دختر ابي مره بن مسعود ثقفي بود. مادر حضرت علي اصغر(ع) رباب دختر امرء القيس بن عدي كلبي است كه بعد از شهادت امام حسين(ع) يك سال بيشتر زندگي نكرد و حتي يك بار هم زير سايه نرفت يا ننشست تا اين كه رحلت نمود.

 

نويسنده: حاج شیخ عباس قمی

منبع: کتاب منتهی الامال


٠٨:٤٦ - پنج شنبه ٢٠ شهريور ١٣٩٩    /    شماره : ٦٨١٠    /    تعداد نمایش : ١٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.