يکشنبه ٢٦ آبان ١٣٩٨
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
حضرت فاطمه زهرا(س) باید الگوی اخلاقی و رفتاری بانوان و دختران ایران اسلامی باشد.
بیانیه تاریخی رهبر انقلاب نقشه راه و سند ارزشمند مدیریتی است
...به جوانان عزیزم، در آغاز فصل جدید جمهوری اسلامی
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل وحدت را عامل تحقق اهداف متعالی انقلاب اسلامی و غلبه بر توطئه‌های دشمنان دانست و اظهار کرد: ۱۲فروردین از روزهای تاریخی و مهم ایران اسلامی است.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل گفت: بی شک رونق تولید متضمن حمایت از تولیدات داخلی است.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل گفت: واحد پاسخگویی بانوان اردبیل در سه ماهه چهارم سال گذشته؛ 1500 مشاوره دینی انجام داد.
حجت‌الاسلام مهدی ستوده گفت: جمعیت بانوان فرهیخته به‌عنوان تشکل و مجموعه‌ای قوی می‌تواند کمک حال سازمان تبلیغات اسلامی در بحث تبلیغ دینی باشد.
دبیر جمعیت بانوان فرهیخته استان اردبیل گفت: رعایت حجاب و عفاف نماد تربیت صحیح خانوادگی و سبک زندگی اسلامی است و جامعه را از آسیب و تهاجم فرهنگی مصون می‌دارد.
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل گفت: به صورت روزانه موکب‌های اربعین حسینی در نقاط مختلف استان اردبیل به ۲۲ هزار نفر ارائه خدمات می‌کنند.
مباني تحکيم خانواده در نگرش و سنت حضرت زهرا(س)
اتحاد اسلامي
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی گفت: گام برداشتن در مسیر بیانیه گام دوم انقلاب آثار و دستاوردهای ارزشمندتری نسبت به گام نخست خواهد داشت.​​​​
در آئین تودیع و معارفه مدیران کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل،مدیرکل جدید تبلیغات اسلامی استان اردبیل معرفی شد
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 654831
 بازدید امروز : 208
 کل بازدید : 2059926
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 0/1094
اخبار > قواعد حقوقي و اخلاقي در روابط افراد خانواده


  چاپ        ارسال به دوست

اخلاق و حقوق

قواعد حقوقي و اخلاقي در روابط افراد خانواده

برخلاف آن چه بعضي ها تصور کرده اند، خانواده تنها يک سازمان حقوقي نيست و قانون توانائي ايجاد نظم را در آن ندارد. خانواده سازماني است مخلوط از قواعد حقوقي و اخلاقي که نمي توان آن دو را از هم جدا ساخت. در اين اختلاط نيز غلبه با اخلاق است. زيرا نه تنها بيشتر قوانين راجع به آن ضمانت اجراي موثر ندارد، بلکه آن چه هست از اخلاق مذهبي و اجتماعي ناشي شده و در مقررات دولتي نفوذ کرده است(1). در تنظيم روابط زن و شوهر اخلاق بيش از حقوق حکومت مي کند. در اين رابطه سخن از عواطف انساني و عشق و صميميت و وفاداري است و حقوق براي حکومت کردن بر آن ها ناتوان است. به زور اجرائيه نه مرد را مي توان به حسن معاشرت با زن وا داشت، نه زن را به اطاعت از شوهر و وفاداري به او مجبور کرد. بر اين اتحاد معنوي تنها اخلاق مي تواند حکومت کند و حقوق ناگزير است به جاي اتکاء به قدرت دولت، دست نياز به سوي اخلاق دراز کند(2). قرآن مجيد هدف از مزاوجت زن و شوهر را سکون و آرامش تعيين کرده است و فرموده: (و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها و جعل بينکم موده و رحمه...)(3). «از جمله آيات الهي اين است که از جنس خود شما همسراني براي شما آفريد تا در کنار آن ها آرامش بيابيد». و از آن جا که ادامه اين پيوند در ميان همسران خصوصا. و در ميان همه انسان ها عموما، نياز به يک جاذبه و کشش قلبي و روحاني دارد به دنبال آن اضافه مي کند:

«و در ميان شما مودت و رحمت برقرار ساخته است». به راستي وجود همسران با اين ويژگي ها براي انسان ها که مايه آرامش زندگي آن هاست، يکي از مواهب بزرگ الهي محسوب مي شود. اين آرامش از اين جا ناشي مي شود که اين دو جنس مکمل يکديگر و مايه شکوفائي و نشاط و پرورش يکديگر مي باشند به طوري که هر يک بدون ديگري ناقص است و طبيعي است که ميان يک موجود و مکمل وجود او چنين جاذبه نيرومندي وجود داشته است. و در آيه ديگر مي فرمايد: (هن لباس لکم و انتم لباس لهن)(4). «زنان براي شما لباسند و شما براي آنان لباس هستيد». مراد اين است که زن و مرد مانند لباس، مانع از ظاهر شدن صفات زشت و خصال ناپسند يکديگر مي شوند و هم چنان که لباس بدن را از سرما و گرما و عوارض خارجي حفظ مي کند، زن و مرد هم حافظ يکديگر در مقابل حوادث خارجي هستند و عفاف يکديگر را محفوظ مي دارند و بايد مايه آرامش يکديگر باشند. بنابر اين فلسفه نکاح در مرحله اول، توليد نسل است. لکن ازدواج تنها مبتني بر اين فلسفه نيست چه حتي اگر زن يا مرد يا هر دو عقيم باشند، باز استقرار علاقه زوجيت موجب حفظ عفاف و تشکيل خانوده و ايجاد همفکري و مصاحبت تواند بود. به تعبير استاد شهيد«مطهري»: «قانون خلقت زن و مرد را طالب و علاقمند به يکديگر قرار داده است، اما نه از نوع علاقه اي که به اشياء دارند. علاقه اي که انسان به اشياء دارد از خودخواهي او ناشي مي شود، يعني انسان اشياء را براي خود مي خواهد به چشم ابزار به آن ها نگاه مي کند، مي خواهد آن ها را فداي خود و آسايش خود کند، اما علاقه زوجيت به اين شکل است که هر يک از آن ها سعادت و آسايش ديگري را مي خواهد، از گذشت و فداکاري درباره ديگري لذت مي برد»(5). دانشمند سوئيسي«مارسل بوازار» درباره «برابري و حقوق زن» مي نويسد: «اسلام هم به مردان و هم به زنان توجه دارد و با آنان به صورتي«تقريبا برابر» رفتار مي کند. عموما هدف مشخص شريعت اسلام، حمايت است. شريعت تعريف هاي دقيقي از حقوق زن به دست مي دهد و به تضمين آن توجه فراوان مبذول مي دارد، قرآن کريم و سنن نبوي دستور مي دهد که با زوجه با عدالت و مهرباني و حسن نيت رفتار شود، بدين ترتيب از ازدواج مفهومي اخلاقي تر را اراده مي کنند و سرانجام با اعطاي بعضي مزاياي حقوقي به اعتلاي مقام زن مسلمان مي پردازد بنابر حديث نبوي حقوق زن«مقدس» است و ذاتا مشتمل است بر برابري در مقابل قانون، مالکيت شخصي خصوصي و حق وراثت»(6). در ميان هر ملت، خانواده نماينده و مظهر اخلاق عمومي است. احساسات پاک انساني و درندگي هاي حيواني، هر دو در اين کانون به اوج خود مي رسند. آن چه در خا نواده بايد به وجود آيد، عشق و مهرباني و حسن نيت است، و هيچ نيروئي جز اخلاق و ايمان نمي تواند بر اين عواطف حکومت کند. الزام مرد به تامين معاش خانواده و تربيت فرزندان و تکليف زن و فرزندان نسبت به خوشروئي با مرد و اطاعت او، از قواعد اخلاقي است که حقوق به عاريت گرفته. اخلاق حکم مي کند که زن پس از فوت شوهر، به احترام يادگارهاي او، مدتي عده نگه دارد. و به مرد فرمان مي دهد که در اداره خانواده با زن همکاري کند و اين کانون را بيهوده ترک نگويد(7). غرض، محيط خانواده کانون احساسات و عواطف است و طبعا مقياسي که در اين محيط بايد به کار رود، با مقياس ساير محيط ها متفاوت است، يعني همان گونه که در«دادگاه هاي جنائي» نمي توان با مقياس محبت و عاطفه کار کرد، در محيط خانواده نيز نمي توان تنها با مقياس خشک قانون و مقررات بي روح گام برداشت، در اين جا بايد حتي الامکان اختلافات را از طريق اخلاقي و عاطفي حل کرد و لذا قرآن مجيد دستور مي دهد که(و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان يريدا اصلاحا يوفق الله بينهما)(8). «اگر ترس از پيدايش شقاق و اختلاف بسيار بين زن و شوهر داشته باشيد، يک داور از جانب خانواده شوهر و يک داور از جانب خانواده زن معين کنيد، تا به اختلاف رسيدگي کند، اگر زن و شوهر يا دو داور قصد اصلاح داشته باشند، خداوند ميان آنان سازگاري و توفيق برقرار مي سازد». در محاکم قضاي طرفين دعوا مجبورند براي دفاع از خود، هرگونه اسراري که دارند، فاش سازند. مسلم است که اگر زن و مرد در برابر افراد بيگانه اسرار زناشوئي را فاش سازند، احساسات يکديگر را آن چنان جريحه دار مي کنند که اگر به اجبار دادگاه به منزل و خانه باز گردند، ديگر از آن صميميت و محبت سابق خبري نخواهد بود و همانند دو فرد بيگانه مي شوند که به حکم اجبار بايد وظائفي را انجام دهند. ولي در محکمه صلح فاميلي يا اين گونه مطالب به خاطر شرم حضور مطرح نمي شود و يا اگر بشود چون در برابر آشنايان و محرمان است، آن اثر سوء را نخواهد داشت. بيشتر فقها نظر حکمين را تنها در مورد سازش و رفع اختلاف ميان دو همسر، لازم الاجراء دانسته اند و حتي معتقدند اگر حکمين شرائطي بر زن يا شوهر بکنند، اخلاقا لازم الاجراء است اما در مورد جدائي، حکم آن ها به تنهايي نافذ نيست(9). سرپرستي در نظام خانواده در قرآن مجيد مي خوانيم که: (الرجال قوامون علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله...)(10). «مردان به جهت فضيلت طبيعي که نوعا دارند، و به واسطه آن که نفقه و هزينه زندگاني زن را متعهدند، بر زنان سرپرست هستند. يعني حق سلطه و وظيفه حمايت دارند. شايسته زناني هستند که مطيع بوده و در غياب شوهر حافظ عفت خود و مال شوهران خويش باشند که حفظ آن ها را خداوند خواسته است...». از اين آيه شريفه چند حکم استفاده مي شود:

الف) رياست خانواده با مردان است و اين حق براي مردان از جهت نوعي فضيلت جسماني و رواني و هم چنين از جهت وجوب تکليف انفاق لازم گرديده است. در ذيل اين آيه، احاديث زيادي وارد شده است که به موجب آن ها زنان بايد نسبت به شوهران خود فرمانبردار باشند و بر خلاف اذن آنان هيچ عملي جز افعال واجب نمي توانند انجام دهند.

ب) براي زنان شايسته، دو صفت مذکور است: يکي اطاعت کامل که از آن به«فتوت» که به معني خضوع و نهايت فروتني است، تعبير شده و ديگر حفظ غيب در حديثي از پيامبر اکرم(ص) روايت شده است که: «ما استفاد امرء مسلم بعد الاسلام فائده اعظم من امراه مسلمه تسره اذا نظراليها و تطيعه اذا امرها و تحفظه في نفسها و ماله اذا غاب عنها»(11). «براي مرد مسلماني پس از افتخار تدين به دين اسلام، هيچ فائده اي بزرگتر از فائده زن مسلمان نيست که هر گاه به او نظر افکند با نگريستن در روي او و با معاشرت وي خوشحال شود و چون به او فرمان دهد، اطاعت نمايد و چون از او دور باشد نفس و عفت خود و مال شوهرش را حفظ کند».

ج) نفقه زن بر عهده مرد است و بايد مناسب با وسع خود هزينه زندگي او را بپردازد.

د) بنابر مطالب مندرج در آيه شريفه و حديث شريف، زن طبعا در مرد، جوياي حمايت و قدرت نمائي و سخاوت و محبت است. مرد هم از زن نشاط و اطاعت و عفاف و حفظ مال مي خواهد. اگر هر يک از زن و مرد چهار هدف خود را منظور دارند، بنيان خانواده محکم و استوار مي ماند و اگر هرکدام بعضي از اين هدف ها را ملحوظ ندارد، صلح و صفا از خانواده رخت بر مي بندد و هر دو ناراضي مي شوند و نفرت و گريز، جاي سازش و حسن معاشرت را مي گيرد. مخصوصا نبودن روح اطاعت در زن و مسلط بودن زن برمرد، موجب نافرماني فرزندان نسبت به پدر و مادر مي شود افراد خانواده که ضعف پدر را در سلطه حس کنند، مادر را صالح براي فرماندهي نمي شناسند و در نتيجه طغيان مي کنند و عليه مصالح خويش و منافع خانواده قيام مي نمايند يا کانون خانواده را ترک مي گويند. به همين دليل در روايات، از زن سليطه يعني مسلط بر مرد بسيار نکوهش شده است(12). در مواردي که حقوق دستورهاي کلي مي دهد مثلا به موجب مواد 1103 و 1104 قانون مدني، زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با يکديگرند و بايد در تشييد مباني خانواده و تربيت اولاد خود همکاري کنند و يا بر طبق ماده 1177«طفل بايد مطيع ابوين خود بوده و در هر سني که باشد بايد به آن ها احترام کند» مصاديق آن نوعي الزام اخلاقي است. ولي آيا تکليف زن را در پرستاري از شوهر بيمارش، يا الزام مرد را در رساندن فرزندانش به مدرسه، مي توان تنها الزام حقوقي دانست؟ بدون شک انجام اين کارها لازمه حسن معاشرت و همکاري صميميانه زن و شوهر در تربيت اولاد است، اما براي الزام به هر يک از آن ها نمي توان در دادگاه اقامه دعوي کرد. هم چنين اگر طفلي پاس احترام پدر را نگه نداشت و از فرمان او خودداري کرد، چگونه حقوق مي تواند اجراي آن را تضمين کند؟ و برفرض که از لحاظ نظري بتوان از قواي عمومي در چنين مواردي ياري خواست، آيا عملا نيز قدرت دولت مي تواند روابط بين زن و شوهر يا پدر و فرزند را به طور شايسته منظم کند؟ پس در اين گونه امور، جنبه اخلاقي بر آثار حقوقي آن ها غلبه دارد. پس در خانواده نمي توان حقوق و اخلاق را از هم جدا ساخت و مرز بين قواعد آن دو را به دقت ترسيم کرد(13).

 

پي نوشت ها:

1- فلسفه حقوق، ج 1، ص 417.

2- فلسفه حقوق، ج 1، ص 417، دکتر کاتوزيان.

3- سوره روم، آيه 21.

4- سوره بقره: 187.

5- نظام حقوق زن در اسلام، ص 9 - 17.

6- انساندوستي در اسلام، ص 81 و 82.

7- فلسفه حقوق، ج 1، ص 418.

8- سوره نساء: 34.

9- تفسير نمونه، ج 3، ص 376.

10- سوره نساء: 34.

11- با کمي تفاوت، کنزالعمال، ج 16، ص 272، ح 44410.

12- خزائلي، احکام قرآن، ص 65 و 66.

13- فلسفه حقوق، ج 1، ص 418 و 419.

 

نويسنده: داود الهامي

منبع: فصلنامه مکتب اسلام، شماره 12


٠٩:٤٥ - شنبه ١١ آبان ١٣٩٨    /    شماره : ٦٥٦١    /    تعداد نمایش : ١٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.