پنج شنبه ٠٢ خرداد ١٣٩٨
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
حضرت فاطمه زهرا(س) باید الگوی اخلاقی و رفتاری بانوان و دختران ایران اسلامی باشد.
بیانیه تاریخی رهبر انقلاب نقشه راه و سند ارزشمند مدیریتی است
...به جوانان عزیزم، در آغاز فصل جدید جمهوری اسلامی
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل وحدت را عامل تحقق اهداف متعالی انقلاب اسلامی و غلبه بر توطئه‌های دشمنان دانست و اظهار کرد: ۱۲فروردین از روزهای تاریخی و مهم ایران اسلامی است.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل گفت: بی شک رونق تولید متضمن حمایت از تولیدات داخلی است.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل گفت: واحد پاسخگویی بانوان اردبیل در سه ماهه چهارم سال گذشته؛ 1500 مشاوره دینی انجام داد.
ماه رمضان ابعاد و چهره هاي گوناگون دارد و هر کس از يک زاويه به تماشاي سيماي رمضان مي ايستد
مدیر کل تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای ۲۲ هزار و ۲۶۰ نفر روز تبلیغ دینی در ماه رمضان ۱۴۴۰ هجری قمری در استان اردبیل خبر داد.
ماه رمضان ماه خودسازي و تصفيه روح است.
میلاد امام حسن مجتبی(ع)
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 603542
 بازدید امروز : 1188
 کل بازدید : 1919279
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 0/1250
اخبار > ارزش کار


  چاپ        ارسال به دوست

نگاهي به سيره معصومين(ع) ازجنبه کار و فعاليت‌هاي اقتصادي

ارزش کار

ارزش کار

کار و تلاش رمز بقاي يک جامعه است. در سيره پيشوايان معصوم(ع) فعاليت ‌هاي اقتصادي افراد ارزش بالايي دارد. آن بزرگواران کارگران و توليد کنندگان را بسيار تشويق مي‌کردند. سيره عملي پيامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) اين بوده است که بار زندگي خود را شخصاً به دوش مي‌کشيدند و هيچ‌گاه براي تأمين ضروريات زندگي، خود را وابسته به ديگران نمي‌کردند، اين امر بيانگر نوع نگرش آن برگزيدگان به دنيا و رابطه آن با آخرت است و بر انديشه‌ هاي انحرافي زهد مآبانه که کار و توليد را با کمالات معنوي و مصالح اخروي در تضاد مي‌دانستند و يا افکار باطل ارباب مآبانه که کار را وظيفه افراد پست و پايين جامعه مي‌دانستند، خط بطلان مي‌کشد.

«انس بن مالک» مي‌گويد: هنگامي که رسول خدا(ص) از جنگ تبوک بر مي‌گشت، «سعد انصاري» - يکي از کارگران مدينه - به استقبال آن حضرت آمد. وقتي پيامبر(ص) با او دست داد، احساس کرد که دستان وي زبرو خشن است! نبي‌مکرم(ص) سؤال کرد: چرا دستان تو اين قدر خشن و زبر است؟ عرضه داشت: يا رسول الله! اين خشونت و زبري دستان من به خاطر کارکردن با بيل و طناب است تا مخارج خانواده‌ام را تأمين کنم. پيامبر(ص) دستان او را بوسيد و فرمود: اين دستي است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد.(2) وقتي ابعاد گوناگون شخصيتي همچون حضرت علي(ع) را مورد مطالعه و بررسي قرار مي‌دهيم، مي‌بينيم که ايشان در عين حال که زاهدترين فرد زمان خود است، فعال‌ترين آن‌ها نيز هست. شهيد آيت الله مطهري(ره) مي‌گويد: «شخصيت علي(ع) شخصيتي جامع الاضداد است. وقتي خلوت شب فرا مي‌رسد، هيچ عارفي به پاي او نمي‌رسد و روز که مي‌شود گويي اين آدم آن آدم نيست. با اصحابش که مي‌نشيند چنان چهره‌اش باز و خندان است که از جمله اوصافش اين است که هميشه قيافه‌اش باز و شکفته است.»(3)

امام موسي بن جعفر(ع) به يکي از يارانش که کاسب و فروشنده بود، فرمود: «اغد الي عزک؛(4) صبح زود به سوي عزت و سربلندي خود بشتاب» منظور آن حضرت همان کسب و تجارت است. عزت انسان در سايه تلاش او در جهت توليد به دست مي‌آيد. از اين رو پيشوايان معصوم(ع) با تمام مشکلات و مسئوليت‌ هاي طاقت فرساي اجتماعي، سياسي و فرهنگي در عرصه کار و تلاش‌هاي اقتصادي کوشا و فعال بودند و در کنار کارگران و غلامان به کار و توليد مي‌پرداختند.

 

نکوهش افراد تنبل

 

بيکاري نه تنها ضربه اقتصادي به فرد و جامعه مي‌زند، بلکه ضرر و خطر بزرگ‌تر آن متوجه آسيب ‌هاي روحي و رواني فرد مي‌شود، زيرا انسان را از لحاظ حيثيت و شخصيت واقعي تنزل مي‌دهد و او را از خوشبختي و سعادت محروم مي‌سازد. در مکتب حيات بخش اسلام انساني که صاحب حرفه است و از دسترنج خود مخارج خانواده‌اش را تأمين مي‌کند، جايگاه والايي دارد: «ان الله يحب المحترف الامين»(5) و بر عکس آن کسي که توان کارکردن دارد و مخارج خود را بر ديگري تحميل مي‌کند، ملعون خوانده مي‌شود. رسول گرامي اسلام(ص) در گفتاري حکيمانه افراد تنبل را مورد نکوهش و سرزنش قرار داده و مي‌فرمايد: «ملعون ملعون من القي کله علي الناس ملعون ملعون من ضيع من يعول؛(6) ملعون است ملعون است! کسي که بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد. ملعون است ملعون است! کسي که خانواده‌اش را در اثر ندادن نفقه ضايع و تباه کند.»

امام محمد باقر(ع) در نکوهش بيکاري و تنبلي مي‌فرمايد: «اياک و الکسل و الضجر فانهما مفتاح کل شر من کسل لم يود حقا و من ضجر لم يصبر علي حق؛(7) به پرهيز از کاهلي و افسردگي، زيرا اين دو کليد تمام بدي هاست. آدم تنبل حقش را نمي‌تواند به دست آورد و آدم افسرده حال نمي‌تواند در کار حق بردباري ورزد.» آن بزرگوار باز هم در مذمت تنبلي خاطرنشان نموده‌اند که: «اني لابغض الرجل ان يکون کسلان عن امر دنياه و من کسل عن امر دنياه فهو عن امر آخرته اکسل؛(8) همانا من دشمن مي‌دارم فردي را که در کارهاي خوب زندگي دنيوي‌اش تنبل است؛ زيرا هر کس در کار دنيوي کاهلي کند، نسبت به کار آخرتش کاهل‌تر خواهد بود.»

 

تلاش در عرصه توليد

 

با مطالعه در رفتارهاي اقتصادي پيشوايان معصوم(ع) مي‌توان به اصول کلي در زمينه توليد دست يافت. آنان نه تنها خود علاقه زيادي به کارهاي توليدي و اقتصادي داشتند، بلکه با استفاده از فرصت ‌هاي مناسب براي شکوفايي نيروهاي دروني و استعدادهاي نهفته افراد زمينه سازي مي‌نموده و از اين طريق در آنان انگيزه توليد و کسب درآمد را تقويت مي‌کردند. تأکيد آن بزرگواران بر توليد بيانگر آن است که اسلام اقتصاد بر محور توليد مخصوصاً کشاورزي را بر ساير موارد ترجيح مي‌دهد. بررسي زندگي امام علي(ع) نشان مي‌دهد که آن حضرت در دوران 25 سال فاصله از امور حکومتي، بيش‌تر وقتشان را به باغداري و کشاورزي و کارهايي مربوط به آن نظير حفر چاه و قنات مي‌گذراندند. اخبار و روايات متعدد تاريخي نشان مي‌دهد که مهم‌ترين و اصلي‌ترين منبع مالي امام موسي کاظم(ع) کشاورزي بوده است«علي بن ابي حمزه» مي‌گويد: امام کاظم(ع) را ديدم که در زمين کشاورزي خود کار مي‌کرد و عرق مي‌ريخت. عرض کردم: قربانت گردم! پس کارگران کجا هستند؟ فرمود: اي علي! بهتر از من و پدرم در اين زمين با بيل کار مي‌کردند. عرض کردم: آنان را معرفي نما! حضرت فرمود: رسول خدا(ص)، اميرالمؤمنين(ع) و پدرانم همه با دست خود کار مي‌کردند. کشاورزي شغل پيامبران خدا و جانشينان آنان و مردان شايسته است.(9)

 

حمايت از توليد کنندگان

 

پيشوايان معصوم(ع) علاوه بر اين که خود در عرصه توليد و تلاش‌هاي اقتصادي پيش گام بودند، از توليد کنندگان و کشاورزان حمايت مي‌کردند و به آسيب ديدگان و ورشکستگان و قرض داراني که زندگي اقتصادي آن‌ها به دليل مشکلات طبيعي مختل شده بود، کمک‌هاي فراواني مي‌کردند. امام علي(ع) به توليد کنندگان و کشاورزان عنايت ويژه‌اي داشت. امام صادق(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «کان اميرالمومنين يکتب و يوصي بفلاحين خيرا؛(10) اميرمؤمنان هميشه به عمال و کارمندانشان سفارش کشاورزان را مي‌نمود.» امام موسي کاظم(ع) از کشاورزان و توليد کنندگان مدينه زياد حمايت مي‌کرد، شخصي مي‌گويد: در نزديکي مدينه صيفي کاري داشتم. موقعي که فصل برداشت محصول نزديک مي‌شد، ملخ‌ها آن را نابود کردند. من خرج مزرعه را با پول دو شتر بدهکار بودم. نشسته بودم و فکر مي‌کردم. ناگهان امام موسي بن جعفر(ع) را ديدم که در حال عبور از آن جا بود و مرا ديد، فرمود: چرا ناراحتي؟ عرض کردم: به خاطر اين که ملخ‌ها کشاورزي مرا نابود کرده‌اند.

حضرت فرمود: چه قدر ضرر کرده‌اي؟ عرض کردم: يک صد و بيست دينار با پول دو شتر. حضرت به غلام خود فرمود: يک صد و پنجاه دينار به او بده سي دينار سود به اضافه اصل مخارج و دو شتر هم به وي تحويل بده! آن مرد مي‌گويد: وقتي اين کمک را تحويل گرفتم، عرض کردم: وارد زمين من شويد و در حق من دعا کنيد. حضرت وارد زمين شد و دعا کرد، سپس از رسول خدا(ص) نقل کرد و فرمود: از بازماندگان مشکلات محکم نگه داري کنيد.(11) بدين سان امام به مسئولان و افراد جامعه مي‌آموزد که چگونه به افراد آسيب ديده کمک کنند. حضرت موسي بن جعفر(ع) در کمک به کشاورزي که زراعت او دچار خسارت شده بود، علاوه بر اصل سرمايه، مقدار سودي که انتظار داشت به او مي‌پردازد، ضمن اين که حمايت معنوي خود را نيز اعلام مي‌دارد و براي آن کشاورز دعا مي‌کند و با ذکر روايتي از پيامبر(ص) او را مشمول هدايت فکري و معنوي خود قرار مي‌دهد.

تأمين نيازهاي محرومان

 

گرفتاري‌ها و نيازمندي‌ها به طور طبيعي ممکن است به سراغ هر انساني بيايد. در چنين مواقعي که فرد در جامعه دچار مشکل شده و به ياري ديگران نيازمند است، انتظار دارد افراد توانا و توانمند قدمي در جهت حل مشکل وي بردارند. اسلام نهايت کوشش و تلاش خود را به خرج مي‌دهد که در تمام جامعه اسلامي حتي يک فقير و نيازمند هم پيدا نشود، اما بدون شک در هر جامعه‌اي افرادي از کار افتاده آبرومند، کودکان يتيم، بيماران و مانند اين‌ها وجود دارند که بايد به وسيله بيت المال و نيز افراد متمکن با نهايت ادب و احترام تأمين شوند. توجه به امور معيشتي فقرا و نيازمندان جامعه در سيره پيشوايان معصوم جايگاه ويژه‌اي دارد.

حضرت علي(ع) حمايت از اقشار محروم و درمانده جامعه را جزء برنامه ‌هاي اصلاحي خويش قرار داده بود. آن حضرت(ع) در عهدنامه خويش به«مالک اشتر نخعي» به وي مأموريت مي‌دهد که هيچ گاه از اقشار محروم غفلت نورزد و نيازهاي آنان را تأمين کند: ...«ثم الله الله في الطبقه السفلي...»(12) امام متقين علاوه بر فرمان ‌هايي که به کارگزاران خويش جهت تأمين اجتماعي جامعه مي‌دهد، خود عملاً نيز به تأمين اين قشر در جامعه اقدام مي‌کند. آن حضرت خود را پدر يتيمان معرفي مي‌کند و همچون پدر با آنان رفتار مي‌نمايد.(13) در حديثي آمده است که امام سجاد(ع) در شب‌هاي تاريک از خانه خارج مي‌شد و انباني را که در آن کيسه‌هاي درهم و دينار بود بر دوش خويش حمل مي‌کرد و بر در خانه فقرا مي‌آورد و به آنان مي‌بخشيد. زماني که آن حضرت به شهادت رسيد و آن عطايا به مردم نرسيد، تازه متوجه شدند که آورنده آن بخشش‌ها امام سجاد(ع) بوده است.(14)

«ابوهاشم جعفري» - يکي از اصحاب خاص امام حسن عسگري(ع) مي‌گويد: از فقر و تنگدستي به امام حسن عسگري(ع) شکايت کردم. آن حضرت با تازيانه خود خطي برروي زمين کشيد و شمشي از طلا که نزديک پانصد اشرفي بود از آن بيرون آورد و فرمود: اي اباهاشم! اين را بگير و ما را معذوردار(!15)

«حسن بن کثير» مي‌گويد: در محضر امام محمد باقر(ع) از نداري خويش و بي‌توجهي برادران شکايت کردم. حضرت خود دستور داد کيسه‌اي را که در آن هفتصد درهم بود، بياورند و فرمود: اين ‌ها را خرج کن وقتي تمام شد، مرا با خبر ساز.(16)

«صفوان بن ساربان» مي‌گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم. مردي از اهالي مکه به نام«ميمون» نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: کرايه راه سفر تمام شده، نياز به کرايه دارم. امام بي‌درنگ به من فرمود: برخيز و به کار برادرت رسيدگي کن. برخاستم و به حل مشکلات او پرداختم. خداوند کمک کرد و نياز او بر طرف شد. در اين هنگام به محضر امام صادق(ع) رسيدم، از من پرسيد: در مورد نياز و مشکل برادرت چه کردي؟ عرض کردم به ياري خدا مشکل او حل شد. آن حضرت فرمود: آگاه باش! که حتماً برادر ديني ات را ياري کني. اين کار در نزد من محبوب‌تر و بهتر از آن است که يک هفته خانه کعبه را طواف نمايي.(17)

 

اعتدال و قناعت در مصرف

 

حد مطلوب بهره مندي و استفاده از نعمت‌ هاي الهي آن است که همراه با رعايت اعتدال و به قدر کفاف باشد. اعتدال و قناعت در مصرف موجب بقاي نعمت و پديد آورنده زمينه مناسبي براي رشد صفات و کمالات معنوي در انسان است. از جمله آموزه‌هاي سيره معصومين(ع) اين است که انسان توليد و انفاق زياد داشته باشد ولي در مصرف شخصي به حداقل قناعت نمايد. روحيه توليد و تلاش در سيره آن بزرگواران چنان است که توليد را براي ارتقاي سطح معيشت مردم مي‌خواستند. آنان با توليد بيش‌تر، کم‌ترين استفاده شخصي را مي‌نمودند. «ابن عباس» مي‌گويد: در زمان جنگ جمل هنگامي که در منطقه«ذي قار» براي جمع آوري نيرو اردو زده بوديم، يک روز به خيمه مولاي متقيان(ع) رفتم. ديدم حضرت مشغول دوختن کفش خويش است سلام کردم، امام جواب دادند. پرسيدند: ابن عباس! اين نعلين و صله خورده چقدر مي‌ارزد؟ گفتم: ارزشي ندارد. امام فرمودند: حکومت بر شما نزد من از اين نعلين بي ارزش‌تر است، مگر آن که حقي را برپا سازم و يا باطلي را از ميان بردارم.(18)

امام باقر(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: «من قنع بما رزقه الله فهو من اغني الناس؛(19) هر کس به مقدار رزقي که خداوند به او داده قانع باشد پس او بي‌نيازترين مردم مي‌باشد.»

امام کاظم(ع) در مورد اعتدال در مصرف مي‌فرمايد: «من اقتصد وقنع بقيت عليه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه؛(20) هر کس ميانه روي و اعتدال را رعايت کند و قانع باشد، نعمت براي او باقي خواهد ماند و هر کس اسراف کند، نعمت از دستش خواهد رفت.»

نوع لباس، مرکب، منزل و غذاي آن حضرت نمونه‌اي عالي از اعتدال و ميانه روي بود و در برخي موارد امام تصريح مي‌کرد که علت انتخابش معتدل بودن آن بوده است.

 

اجراي عدالت اقتصادي

 پيشوايان معصوم براي زدودن شرايط ناعادلانه زندگي و دستيابي به عدالت اقتصادي آن هم با توجه به بي‌عدالتي جامعه آنان، شعار عدالت اقتصادي را مطرح مي‌کردند و در راه تحقق آن سياست هايي را در پيش مي‌گرفتند. در زمان حضرت علي(ع) مهم‌ترين منبع درآمد حکومت، بيت المال بود که از راه‌هاي گوناگون مانند غنايم جنگي و اخذ ماليات به دست مي‌آمد، بنابراين بيت المال که به منزله درآمد ملي حکومت ايشان و وسيله رفاه مردم بود از ناحيه ايشان نسبت به آن دقت و دلسوزي مي‌شد، چنان که وقتي شبي«طلحه» و«زبير» بر او وارد شدند، امام چراغي را که در برابرش بود، خاموش کرد و فرمود تا چراغي از خانه برايش آوردند. طلحه و زبير سبب آن را پرسيدند. امام فرمودند: روغن چراغ از بيت المال است. سزاوار نيست با شما، با روشنايي آن همنشيني کنم.(21)

امام متقين هرگز اجازه نمي‌دادند مسئولان حکومتي، کوچک ‌ترين تعرضي نسبت به اموال بيت المال مسلمانان داشته باشند. به«زياد بن ابيه» در اين مورد نامه نوشت و فرمود: «به خدا قسم! اگر به من خبر رسد که در اموال مسلمانان خيانتي کوچک يا بزرگ از تو سر زده است، چنان با تو برخورد خواهم کرد که خوار و ذليل و از هزينه زندگي درمانده و پريشان حال گردي»(22) آن حضرت از يک سو به زمامداران درباره توجه به اقشار توليد کنندگان، توزيع کنندگان و خدمت گزاران و مصرف کنندگان سفارش مي‌کردند و از سوي ديگر جهت امنيت اقتصادي و تأمين همه جانبه زندگي مردم، نظارت مستقيم بر بازار را مورد تأکيد قرار مي‌دادند.(23) هم چنين به کارگزاران خود دستور دادند که نرخ‌ها را در سطحي نگه دارند که براي همه گروه‌هاي مردم قابل تحمل باشد و به فروشندگان نيز زياني نرساند.(24) از ديدگاه اميرالمؤمنين(ع) درآمد حکومت اسلامي از آن خداست از اين رو حتي حاکم اسلامي نيز حق ندارد آن را بدون حساب به اطرافيان خود ببخشد، بلکه بايد در ميان بندگان مؤمن خدا يعني مسلمانان به عنوان عيال الله به تساوي تقسيم شود.

در اواخر دوران حکومت علي(ع) ياران آن حضرت به دليل سخت‌گيري‌هاي آن بزرگوار در تقسيم بيت المال يکي پس از ديگري از ايشان جدا شدند، برخي به معاويه و برخي ديگر به گوشه خانه‌هايشان خزيدند و دنبال زندگي شخصي خود رفتند، برخي از دوستان حضرت از اين وضع ناراحت بودند؛ بدين روي پس از تأمل و چاره‌ جويي از حضرت خواستند قدري تسامح به خرج دهد و به قريش و اشراف عرب بيش از غير عرب و موالي حق بپردازد تا قدري اوضاع حکومت سامان پيدا کند، سپس مطابق گذشته رفتار کند. حضرت در پاسخ آنها فرمودند: «آيا به من مي‌گوييد پيروزي را با ظلم بر کساني که به ولايت و حکومت بر آن ‌ها برگزيده شده‌ام به دست آورم؟ و الله تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان آسمان در پي يکديگر طلوع و غروب مي‌کنند، چنين نخواهم کرد! اگر آن مال از آن من هم بود در ميانشان به صورت متساوي تقسيم مي‌کردم، چه رسد به اين که آن مال خداست.»(25) اين جملات صريحاً نشان مي‌دهد که از منظر علي بن ابي طالب و فرزندانش جلب رضايت خواص با اعطاي امتيازات ويژه از بيت المال به آن ‌ها خيانت به توده مسلمان و ستم در حق ساير اقشار مملکت است. جايگاه يک مسئول در نظام اسلامي چنان حساس است که حتي هنگام انفاق اموال شخصي خود به ديگران نيز بايد همه را به يک چشم بنگرد و اموالش را يکسان و عادلانه انفاق کند.

 

پي‌نوشت‌ها:

1. سوره نجم، آيه 39

2. اسدالغابه، ابن اثير، ج 2، ص169

3. تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهري، ص410

4. مسند الامام الکاظم(ع)، عزيز الله عطاردي، ج 2، ص359

5. وسايل الشيعه، حر عاملي، ج 12، ص13

6. تحف العقول، ابن شعبه حراني، ص37

7. همان، ص295

8. الحکم الزاهره، علي رضا صابري يزدي، ترجمه محمد رضا انصاري، ج2‌، ص469

9. بحارالانوار، مجلسي، ج 48، ص115

10. وسايل الشيعه، ج 13، ص216

11. تاريخ بغداد، خطيب بغدادي، ج 15، ص16

12. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، نامه 53، ص582

13. اصول کافي، محمد بن يعقوب کليني، ج 1، ص406

14. همان، ج 1، ص389

15. مناقب آل ابي طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص328

16. الارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص166

17 . اصول کافي، ج 2، ص198

18. بحارالانوار، ج 40، ص328

19. الحکم الزاهره، ج 1، ص650

20 .بحارالانوار، ج 87، ص 327

21. سياست نامه امام علي(ع)، محمد محمدي ري شهري، ترجمه مهدي مهري، ص 444

22. نهج البلاغه، نامه 20، ص500 - 499

23. نک: نهج البلاغه،، نامه53

24. همان

25 .نهج السعاده في مستدرک نهج البلاغه، محمد باقر محمودي، ج 2، ص 452 - 450

 

منبع: روزنامه رسالت شماره 6292


٠٧:٣٤ - دوشنبه ٢ ارديبهشت ١٣٩٨    /    شماره : ٥٣٨٦    /    تعداد نمایش : ٢٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.