يکشنبه ٢٧ مرداد ١٣٩٨
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
حضرت فاطمه زهرا(س) باید الگوی اخلاقی و رفتاری بانوان و دختران ایران اسلامی باشد.
بیانیه تاریخی رهبر انقلاب نقشه راه و سند ارزشمند مدیریتی است
...به جوانان عزیزم، در آغاز فصل جدید جمهوری اسلامی
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل وحدت را عامل تحقق اهداف متعالی انقلاب اسلامی و غلبه بر توطئه‌های دشمنان دانست و اظهار کرد: ۱۲فروردین از روزهای تاریخی و مهم ایران اسلامی است.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل گفت: بی شک رونق تولید متضمن حمایت از تولیدات داخلی است.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل گفت: واحد پاسخگویی بانوان اردبیل در سه ماهه چهارم سال گذشته؛ 1500 مشاوره دینی انجام داد.
مدیر کل تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای ۲۲ هزار و ۲۶۰ نفر روز تبلیغ دینی در ماه رمضان ۱۴۴۰ هجری قمری در استان اردبیل خبر داد.
حجت‌الاسلام مهدی ستوده گفت: جمعیت بانوان فرهیخته به‌عنوان تشکل و مجموعه‌ای قوی می‌تواند کمک حال سازمان تبلیغات اسلامی در بحث تبلیغ دینی باشد.
کارشناس امور فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل از اجرای 15 نشست‌ دینی با عنوان «بانوی کرامت، الگوی دختران امروز» در اردبیل خبر داد
دبیر جمعیت بانوان فرهیخته استان اردبیل گفت: رعایت حجاب و عفاف نماد تربیت صحیح خانوادگی و سبک زندگی اسلامی است و جامعه را از آسیب و تهاجم فرهنگی مصون می‌دارد.
در دنیای معاصر، یکی از مهم‌ترین مسائل فرهنگی و اعتقادی ابزار تبلیغ است.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل گفت: برای ترویج ازدواج آسان و به‌هنگام، بایستی خانواده‌ها و نهادهای فرهنگی همت و تلاش پیش از پیش نمایند.
غدير در کلام معصومان
امام هادي(ع) دهمين رهبر آسماني است که از سوي پيامبر گرامي(ص) براي اداره امور امت اسلامي معرفي شده است.
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 627794
 بازدید امروز : 269
 کل بازدید : 1982919
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/1406
اخبار > ما جوانان به دنبال الگويي هستند که هم سن و سالشان باشد و در نشيب و فراز حوادث حضور داشته باشد.


  چاپ        ارسال به دوست

علي اکبر(ع) الگوي جوانان

ما جوانان به دنبال الگويي هستند که هم سن و سالشان باشد و در نشيب و فراز حوادث حضور داشته باشد.

دير زماني است که جوانان کشورهاي اسلامي، که از تابش وحي و زلال معارف ناب الهي بهره مي برند، با شيوه هاي گوناگون و متنوع دشمن در راهزني فکر و فرهنگ رو به رويند. پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين حساسيت ناپيدا را به صورت آشکار در آورد و سردمداران استکبار را به اظهار نظر شفاف واداشت. امروز دشمن به خوبي دريافته است که ما جوانان با ويژگي هايي همانند آرمان خواهي، عدالت طلبي، عشق به باورهاي آسماني و علاقه به رهبران مذهبي، لشکرهايي به هم فشرده و آماده کارزاريم. ازاين رو، ايجاد ترديد در باورهاي آسمان زاد، تزريق فرهنگ بيگانه با نمايش آداب و رسوم و شيوه هاي زندگاني آنان، کوشش حساب شده در کنار زدن چهره هاي مورد علاقه مردم بويژه جوانان، پرورش روحيه ذلت و خواري در بيگانه ساختن ما با الگو هاي شايسته فرهنگ اسلامي و ارائه الگوهاي ساخته شده از آن سوي مرزها به عنوان معجزه آفرينان خوشبختي و سعادت و رفاه را در دستور کار خود قرار داد تا بدين وسيله دست يکايک ما را از دستان پرمحبت اسوه هاي صداقت پيشه و راستين در آورده و دل و ديده مان را از آموزه هاي ناب ديني تهي گرداند. غافل از آن که نسيم سعادت بخش معارف الهي و سخنان قدسي پيشوايان محبوب ما، به سان کيميايي گرانسنگ، دل هاي آگاه و بيدار همگان را از غبارها پاک ساخته، آينه گونه محل پذيرش آفتاب هدايت مي گرداند.

 

الگوي شايسته

 

ما جوانان به دنبال الگويي هستيم که نخست هم سن و سالمان باشد و همانند ما در توفان جواني بوده و در نشيب و فراز حوادث حضور داشته باشد. معصوم نباشد؛ زيرا با ما فرق خواهد کرد و در بحران هاي اجتماعي سياسي و حتي اقتصادي درگير شده باشد تا به خوبي او را همانند خود بدانيم و از شيوه زندگاني، روش برخورد او با ديگران، چگونگي سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دليرمردي و بي باکي وي براي خود سرمشق بگيريم و او را نمونه اي تمام عيار براي امروز و فرداي زندگي خود بدانيم. دفتر زندگاني چنين الگويي را، که برخي هجده ساله و پاره اي سال هايي بيشتر دانسته اند، مي گشاييم و با يکديگر به صحيفه صفات و ارزش هاي چشمگير او مي نگريم. آرام آرام با او همراه شده و بيشتر از گذشته به ناگفته هاي گفتني اش که همگي براي مان مشعلي فروزان خواهد بود، دل مي سپاريم. او يازدهم شعبان سال سي و سوم هجري(1) به دنياي پر غوغاي حيات پاگذاشت. پدر در گوش راست او اذان گفت و ديگر گوش وي را باترنم اقامه آشنا ساخت تا از آغاز با نغمه توحيد، نبوت، امامت و ولايت آشنا شود و با چنين سرودهايي راه روشن رستگاري را از عمق جان بيابد. ديري نپاييد که در هفتمين روز تولد وي، بنا به سنت پسنديده ديني، سرش را تراشيدند و هم وزن موهاي زيبايش، به مستمندان چشم به راه نقره صدقه دادند. آشفتگي اوضاع سياسي و آتش افروزي حاکمان ستمگر آن عصر بدان حد بود که نام «علي» جرمي نابخشودني حساب مي شد و برزبان راندن اين واژه مقدس ممنوع بود. پدر وي، که به خوبي مي دانست نام ديباچه شخصيت و نشان دهنده شرافت، ادب و عظمت انسان است، نام کودک را«علي» نهاد تا بهترين برکات و زيباترين صفات بردرياي وجود فرزندش ريزان شود و بدسگالان سيه سرشت خود را با امواج پاک و زلال غيرت ديني و شخصيت مذهبي رو به رو ببينند. در پي آن، لقب«اکبر» نيز براي او انتخاب کرد تا«علي اکبر» که به عنوان پسر نخست خانواده است با ديگر فرزندان، که نام آنان نيز علي خواهد بود، تفاوت يابد.(2) پدر علي که همانند پدرانش از تمامي اصول اساسي و شيوه هاي شيرين تربيتي آگاهي داشت، خود را با دنياي کودکي هماهنگ مي کرد و رفتاري که شايسته نوباوگي و کودکي فرزند بود، انجام مي داد تا همانند جد عزيز خود عمل کرده، لحظه اي از شرايط روحي رواني کودک دلبند خويش دور نماند.(3) همراه با بزرگ شدن علي، پدر سخنان برتر، آداب والاتر و شيوه هاي زندگي و احترام بيشتر به او مي آموخت تا خصيت خود را باز يابد و از ارزش وجود خود بيشتر آگاه شود. بدين خاطر هنگام نام بردن از او، الفاظي توام با احترام به کار مي برد تا از آغاز زندگي، احساس سرافرازي و شخصيت کند و در فرداي حيات خود، راست قامت و قوي دل از حقوق محرومان دفاع کرده، در برابر ستم ستمکاران بي تفاوت يا مايوس نباشد.

 

به سوي مدرسه

 

علي که هفت ساله شد، به تمرين هاي فکري و آموزش هاي ديني پرداخت و با مراقبت هاي صحيح سنجيده پدر، بنيان هاي اعتقادي درروان او و شيوه هاي رفتاري در اعمال او رشدي بيشتر يافت.(4) روزي پدر، عبدالرحمان را به آموختن سوره حمد به فرزندش گمارد. وقتي آموزش تمام شد و علي در حضور پدر سوره حمد را قرائت کرد، پدر، پول و هداياي فراوان به عبدالرحمان بخشيد و دهانش را پر از مرواريد ساخت. آن گاه به اطرافيان که از اين همه بذل و بخشش تعجب کرده بودند، فرمود: «اين هدايا توان برابري عطاي معلم علي را ندارد که در برابرتعليم قرآن، همه هدايا ناچيز است.» (5) دوران نوجواني علي به تدريج آغاز شد و هر روز بيشتر از روز قبل، زمينه هاي رشد و شکوفايي معنوي و عقلاني در وجود وي فراهم مي گرديد. علي در جواني با ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري خود نگاه انبوه جوانان را به سوي خود جلب مي کرد. آن چه در اين فراز از داستان او گفته مي شود، نکته هايي است که بي ترديد با مطالعه و رد شدن تاثيري بسزا نخواهد داشت، از اين رو، بايد از سر صبر و تامل بيشتر مطالعه و مرور کنيم و به خاطر بسپاريم. علي صفات جد خود را مي دانست، از اين رو، هماره در آينه اخلاق و رفتار او نظر مي کرد و خود را بدان صفات مي آراست. به هنگام جواني در ميان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود؛ ولي در تنهايي اهل تفکر و همراه با حزن بود. علاقه فراواني به خلوت با خداي خود و پرداختن به راز و نياز و گفتگو با خالق هستي داشت. در زندگي آسان گير، ملايم و خوش خو بود، نگاهش کوتاه مي نمود و به روي کسي خيره نمي شد. بيشتر اوقات بر زمين چشم مي دوخت و بابينوايان و فقرا که از نظر ظاهري در جامعه و نگاه دنيا طلبان احترام چشمگيري نداشتند. نشست و برخاست مي کرد، با آنان همسفره مي شد و با دست خود در دهان شان غذا مي گذارد. اصالت هاي فکري و استواري هاي روحي، وي را چنان کرده بود که هيچ گاه و از هيچ حاکمي هراس نداشت. هرگز عيب جويي نمي کرد و از مداحي نابجا و شنيدن چاپلوسي افراددوري مي کرد. تمامي انسان ها را بندگان خدا مي دانست و از تحقير آنان خود داري مي ورزيد. در طول عمر خويش به کسي دشنام نداد و ناسزا نگفت. از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگويي شيوه هميشه او بود. بخشنده بود و آن چه به دست مي آورد، به ديگران بويژه نيازمندان انفاق مي کرد. هر گاه کسي هديه اي به او تقديم مي کرد، با گشاده رويي مي پذيرفت. اگر فردي مهماني داشت و او را دعوت مي کرد، مي پذيرفت. به عيادت بيماران مي رفت، هر چند خانه بيمار در دور افتاده ترين نقطه شهر باشد. در تشييع پيکر مردگان حاضر مي شد و هيچ يار از دست رفته اي را تنها نمي گذاشت. براي همسالان برادري مهربان و براي کودکان پدري پرمحبت بود و مسلمانان را مورد لطف و عطوفت خويش قرار مي داد. امور دنيوي و اضطراب هاي مادي او را متزلزل نمي ساخت. زندگي علي ساده و بي پيرايه بود و در آن از تجمل، اسراف و تبذير اثري ديده نمي شد. آنان که اخلاقي نيکو و فضايلي شايسته داشتند، هميشه مورد تکريم و احترام وي بودند و خويشاوندان از صله او بهره مند مي شدند. از صبري عظيم برخوردار بود و از هيچ کس توقع و انتظاري نداشت. در ميدان رزم سلحشوري شجاع، نيرومند و پرتوان بود و انبوه دشمن هرگز او را بيمناک نمي ساخت. در اجراي عدالت و دفاع از حق، قاطع و استوار بود. به ياري محرومان و مظلومان مي شتافت و در برابر ظالمان مي ايستاد تا حق را به صاحبش برنمي گردانيد، آرام نمي گرفت. به دانش اندوزي و فراگيري معارف اهميت زيادي مي داد و همواره پيروان خود را از جهالت و بي خبري باز مي داشت. به پاکيزگي و آراستگي علاقه اي وافر داشت و اين صفت از دوران کودکي در او ديده مي شد. از اين رو هماره بر تميزي لباس و بدن اهتمام مي ورزيد. بسيار فروتن بود و از تکبر نفرت داشت و اکثر اهل جهنم را گردن فرازان و سرکشان مي دانست. نه تنها برانسان ها بلکه برحيوانات نيز شفقت داشت و با مهرباني و ملايمت و انصاف با آنان رفتار مي کرد. آنان که قيافه ظاهري و سيماي به نور نشسته علي را ديده اند، چهره وي را اين گونه ترسيم کرده اند: قيافه اش بسيار با ابهت بود و چون ماه تابان مي درخشيد. به زيبايي و پاکيزگي آراسته بود. از چهار شانه بلندتر و از بلند کوتاه تر. رنگي روشن و به سرخي آميخته و چشماني سياه و گشاده با مژه هايي پر مو داشت، گونه هايش هموار و کم گوشت بود، مويش نه بس پيچيده و نه بسيار افتاده مي نمود. اندامش متناسب و معتدل و سينه وشانه اش پهن بود. سرشانه هايش از هم فاصله داشت. پشتي پهن داشت، جز ران و ساق که زير مفصل ها است، استخوان هاي بند دستش کشيده و کفي گشاده و بخشنده داشت. دو پنجه دست و پايش قوي و درشت و انگشت ها کشيده و بلند و دو کف پا از زمين برآمده بود. به سرعت راه مي رفت و هنگام راه رفتن چنان بود که گويي از زمين سراشيب فرود مي آيد يا از روي سنگي به نشيب مي رود. چون به طرف کسي بر مي گشت با تمام بدن بر مي گشت. ديده اش فروهشته و نگاهش به زمين بود تا به آسمان. بيني اش قلمي کشيده و باريک و ميانش برآمدگي داشت و نوري از آن مي تافت. دهانش نه بسيار کوچک و نه بزرگ بود. دندان هاي زيبايش سفيد، براق و نازک بود. گردنش در صفا و نور و استقامت نقره فام بود، بوي مشک و عنبر از او بلند بود.(6) پاره اي از مورخان اين ويژگي ها را براي جد وي نگاشته اند؛ اما علي را در اين خصوصيات همانند دانسته اند. ... با اين ويژگي هاي روشني آفرين به خوبي مي توان او را شناخت، وي علي اکبر پور والاي امام حسين(ع) است. جواني زيبا که همانند جد خود رسول خدا(ص) در سيرت، سپيد و در صورت، آسماني مي نمود و هماره ياد و نام پيامبر(ص) از چگونگي سخن گفتن و يا راه رفتن و ديگر برخوردهاي اجتماعي اخلاقي او مي تراويد. از اين رو، امام حسين(ع) او را شبيه ترين مردم حتي نسبت به خود در خلقت و آفرينش، اخلاق و صفات روحي، گفتار و آداب اجتماعي به رسول خدا(ص) معرفي مي کرد.(7) آنان که با صورت دلرباي پيامبر(ص) و صداي پرچاذبه آن حضرت آشنا بودند، آن گاه که علي از پشت ديوار زبان به سخن مي گشود، گويي صداي رسول اکرم(ص) را مي شنيدند. گاهي که اباعبدالله(ع) براي صوت قرآن جد عزيزش دلتنگ مي شد، به علي مي فرمود: علي جان! برايم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهره برم.(8) کلام شيرين، بيان روان، ادب بسيار در برابر پدر و مادر، اطاعت بي چون و چرا از مقام ولايت و دلدادگي به حقيقت، برگي ديگر اززندگاني زرين علي اکبر بود. اين ويژگي ها چون با فروتني او همراه مي شد، نگاه تحسين آميز همگان را به دنبال داشت.

 

پي نوشت ها:

1- علي الاکبر الامام الحسين(ع)، علي محمد علي دخيل، ص 7.

2- معالي السبطين، ج 1، ص 206.

3- براي آشنايي بيشتر با چگونگي اين برخوردها بنگريد: محجة البيضاء، ج 2، ص 233.

4- مسائل الخلاف، ج 1، ص 93.

5- لؤلؤ و مرجان، ص 44 و 45، راز خوشبختي، ص 189.

6- تاريخ يعقوبي، ج 1 ص 513 و 514، فرسان الهيجاء، ص 293 و 294.

7- موسوعة کلمات الامام الحسين(ع)، ص 360.

8- مصائب امام حسين(ع)، ص 108.

 

 

نويسنده: احمد لقاني


١٠:٣٥ - چهارشنبه ٢٨ فروردين ١٣٩٨    /    شماره : ٥٣٨٢    /    تعداد نمایش : ٣٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.