دوشنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٨
صفحه اصلی > مقالات 
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 611534
 بازدید امروز : 410
 کل بازدید : 1940854
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
 زمان بازدید : 0/1577
اخبار > حضرت عباس (ع) در چهارم شعبان سال ۲۶ هجري بدنیا آمد


  چاپ        ارسال به دوست

حضرت عباس(ع) مجموعه کرامات و فضائل

حضرت عباس (ع) در چهارم شعبان سال ۲۶ هجري بدنیا آمد

عقیل برادر بزرگ امیر المؤمنین (ع) و ۲۰ سال بزگتر از آنحضرت بود. او از کساني بود که نظر و گفته اش در علم انساب حجت بود، در مسجد حضرت رسول ص براي وي حصیري مي گذارند که بر آن نماز مي کرد و قبائل عرب براي شناخت و آگاهي از علم انساب به دورش جمع مي شدند و و در پاسخ مراجعات بسیار سریع الانتقال بود.

روزي حضرت امیر سلام الله علیه به او فرمود: براي من همسري از خاندان اصیل و دلیر عرب در نظر بگیر که مرا از روي فرزندي دلیرزاده شود.

عقیل گفت: یا فاطمه که از قبیله کلاب مي باشد ازدواج کنید چه آنکه از پدران او در عرب هیچکس شجاع نیست.

اگر چه علم و شناخت حضرت علي (ع) به احوال قبائل و شجاعان و دلاوران عرب با علم عقیل قابل مقایسه نیست که نیازمند عقیل باشد زیرا او بود که ابوذر غفاري گفت: من با امیرالمؤمنین به بیاباني وارد شدیم که مورچه بسیاري داشت. من گفتم: منزه است خدائي که خالق این مورچگان است . زیرا بخدا قسم من تعداد اینها را مي دانم و نرو ماده آنان را مي شناسم.

این وجود مقدس چگونه از انسابت عرب آگاهي ندارد در حالیکه به جزئیات امور از جمله نرو ماده بودن مورچه ها عالم است؟

اینک این سؤال پیش مي آید که علت سؤال حضرت از عقیل چه مي تواند باشد؟

شاید در پاسخ بتوانیم بگوئیم که پیامبر اکرم صلي الله و ائمه اطهار علیهم السلام مي خواستند امور را ازطریق عادي طبیعي پیش ببرند و نه از راه معجزه. همانگونه که پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در سرزمین بدر در جائي منزل نمود ولي با رأي اصحابش آنجا را ترک کرد و نقطه بهتري را انتخاب نمود. و یا در جنگ احزاب نظر یارانش را در حفر خندق و حالت تدافعي گرفتن پذیرفت، و یا در جنگ احد رأي شوراي نظامي را در اخذ حالت تهاجمي پذیرا شد و با موارد بسیاري که بدون بهره گیري از معجزه و نیروي غیب و از طرق عادي به تبلیغ دین و اداره امور کشور اسلامي پرداخت.

و نیز امیرالمؤنین (ع) و امام حسن و امام حسین (ع) در جنگ هاي خود از طرق طبیعي بهره بردند نه از راه معجزه و قدرت ماوراء طبیعي خود در حالیکه چنان امکان و اجازه اي براي استفاده از آنرا داشتند.

و سایر ائمه اطهار علیهم السلام در برخورد با امور جاري و در مقابله با دستگاه ظلم و ستم حاکم بر جامعه چنین رویه اي در پیش گرفتند و حتي در امور شخصي خویش نیز از راه معجزه وارد نشدند و راههاي عادي را پیمودند. که در اینجا ذکر نمونه اي جالب و لازم است.

در حدیث است که امام دهم حضرت هادي (ع) در سامراء بیمار شدند و به ابوهاشم جعفري فرمودند: کسي را با هزینه من به کربلا بفرست تا در حرم سیدالشهدا و در حائر حسیني براي شفاي من دعا کند، و او دستور حضرت را اجرا کرد.

شخصي بنام علي بن بلال چون این مطلب را شنید به ابوهاشم گفت: حضرت هادي از حرم حسیني چه مي خواهند؟ ابوهاشم نتوانست پاسخ را به او بدهد ولذا کلام او را به امام هادي (ع) منتقل نمود.

حضرت در جواب فرمودند: رسول خدا ص خانه خدا را طواف مي کرد و حجر الاسود را را مي بوسید در حالیکه حرمت پیامبر ومؤمن از حرمت خانه خدا بیشتر است. و نیز خداوند به رسولش خطاب کرد که در عرفات وقوف کند زیرا خدا دوست دارد که در مکانهاي مخصوصي وي را یاد کنند و او را بخوانند و من علاقه دارم در جائي که خدا دعا کردن در آنجا دوست دارد برایم دعا کنند.

 

1. فرزند امیر المؤمنین:

 

بهر حال حضرت علي (ع) با فاطمه که بعدها به ام البنین معروف شد ازدواج کردند و فرزنداني از او زاده شد که حضرت عباس سلام الله علیه بارزترین و برترین آنها بود. اصولا اولاد ذکور حضرت علي (ع) را شانزده و اولاد اناث ایشان را هیجده نفر ذکر کرده اند. اولاد ذکور آنحضرت عبارتند: حسن و حسین و محسن: از حضرت زهرا

محمد حنفیه : از خوله

عبدالله، جعفر، عثمان، عباس : از ام البنین که همه در کربلا شهید شدند

عمر اطرف و عباس اصغر: :از صهباء

محمد اصغر: از امامه بنت ابي العاص

یحي و عون: از اسماء بنت عمیس

عبدالله و ابوبکر: از لیلي بنت مسعود

محمد اوسط: از ام ولد

و اولاد اناث ایشان همانگونه که گفته شد هیجده نفر بودند که تعداي از آنها در زمان حیات آن حضرت وفات نمودند و حضرت زینب س با عبدالله بن جعفر طیار ازدواج کرد و فرزنداني بنامهاي جعفر، عباس، علی، عون بدنیا آورد و همه آنها در حمله جمعي خاندان ابوطالب به صفوف دشمن در صحنه کربلا به شهادت رسیدند.

ام کلثوم به عقد محمد بن جعفر طیار در آمد و رقیه همسر مسلم بن عقیل شد که معروفترین از دختران آنحضرت همینها مي باشند.

 

2. ولادت:

 حضرت عباس (ع) در چهارم شعبان سال ۲۶ هجري بدنیا آمد او که همیشه بعد از مولایش امام حسین (ع) قدم برمیداشت گویا در ولادت هم از نظر تکویني پس از آقایش حسین بن علي (ع) قرار داشت، زیرا حسین سوم و عباس چهارم شعبان بدنیا آمدند.

چون بدنیا آمد او را به دست پدر بزرگوارش امیر مؤمنان سلام الله علیه دادند همینکه حضرت او ار گرفت نگاهي به اعضاي او کرد و گریست گویا مي دید که دستانش در راه یاري امام زمانش قطع مي شود. سینه اش که منبع علم و یقین است مالامال تیر دشمن میگردد. سر مطهرش را عمود آهن خرد مي کند لبهاي تشنه اش و .. و لذا آهي دردمند کشید و هاي هاي گریه اش عرش الهي را به لرزه انداخت.

روزي ام البنین دید حضرت امیر (ع) عباس را در آغوش گرفته و بر دستانش بوسه مي زند و مي گرید. مضطرب شد و علت را پرسید. حضرت فرمود: دستان این فرزند در راه یاري حسین (ع) قطع خواهد شد. با شنیدن این مطلب صداي فریاد و فغان مادر دلسوخته به آسمان بلند شد و اهل خانه نیز همگي به ناله در آمدند اما حضرت به وي خبر داد که نور دیده اش نزد خدا منزلتي عظیم دارد و در عوض دو دستش دو بال به او مرحمت خواهد کرد. و ام البنین شاد و مسرور شد.

 

3. ویژگي ها :

 

کنیه مشهورش ابوالفضل و ابوقربه (قربه به معناي مشک) بود.

لقب معروفش باب الحوائج و العبد الصالح بود. در زیارتنامه اش آمده است : السلام علیک ایها العبد الصالح ..

حضرت عباس شمایلي خاص داشت. بسیار زیبا بود و لذا او را ماه بني هاشم مي نامیدند. قامتي بلند و رشید داشت بطوریکه چون بر اسب مي نشست پاهایش به زمین کشیده مي شد. از کثرت عبادت و سجده آثار سجده بر پیشانیش نقش بسته بود و نور بندگي و اخلاص در چهره اش نمایان بود.

 

4. ازدواج و فرزندان :

 

حضرت عباس (ع) در بیست سالگي با لبابه دختر عبدالله بن عباس ازدواج کرد. عبدالله بن عباس پسر عموي علي بن ابیطالب است که در زمان خلافت پنج ساله امیر المؤمنین با او همکاري نزدیک داشت.

عباس از لبابه داراي سه پسر به نامهاي فضل، محمد، عبیدالله شد و یک دخترهم در ردیف فرزندان او ذکر کردند.

به هنگام عزیمت به کربلا فضل به اتفاق مادر حضرت عباس یعني ام البنین در مدینه باقي ماندند و لبابه به همراه عبیدالله و محمد با کاروان امام حسین حرکت کردند.

محمد که ۱۲ یا ۱۳ سال داشت در واقعه کربلا ضمن پیکاري خونین به دست یکي از سرداران شقاوت پیشه سپاه ابن سعد بنام مسلم خولاني به شهادت رسید و عبیدالله کوچک همراه مادر جزء اسرا بود که به شام اعزام شدند و سپس به مدینه مراجعت کردند و در آنجا مستقر شدند.

لبابه همسر داغدیده باب الحوائج که هم شوهرش حضرت عباس و هم پسرش محمد را در کربلا از دست داده بود در مدینه به ام البنین پیوست و در کنار او شب و روز خود را با غم و اندوه گذرانید تا وفات کرد.

عبیدالله از علماي بزرگ شد و با رقیه دختر امام مجتبي ازدواج کرد. نوشته اند که هر وقت امام سجاد او را مي دید مي گریست.

فضل نیز سخنوري گویا و دیندار و با تقوا شد و پیوسته مورد تکریم و بزرگداشت خلفا و حکام بود. حمزه نیز شخصیتي بارز شد و با زینب نوه زینب کبري سلام الله ازدواج نمود.

 

5. فضائل و برتري ها:

 

در درجه اول باید دانست که برادري عباس با امام حسن و امام حسین (ع) گذشته از بهره گیرهاي او از علوم و معارف الهي آنان در شخصیت معنوي و فضائل او تأثیري بسیار داشت.

فضائل و برتري هاي وجودي آن شخصیت بزرگ را به آساني نمي توان برشمرد و مورد بحث و بررسي قرار داد اما به مقدار قدرت و توان و بضاعت خود به گوشه هائي از دریاي فضائل و مناقب او اشاره مي نمائیم.

 

۱ـ بقدري داراي جلالت وشأن و عظمت مقام بود که امام حسین (ع) که حجه الله است نسبت به او خطائي عجیب دارد و بر واضح است که خطابات و تمامي کلمات امام (ع) سنجیده و به حساب شده است.

حضرت در بیاني رسا و زیبا به او فرمود :

بنفسي انت یا اخي

یعني جانم به فدایت اي برادرم!

 

۲ـ امام سجاد (ع) در باره عموي بزرگشان فرمودند: یعني براي عباس مقام و منزلتي نزد خدا است که در روز قیامت تمام شهیدان بدان غبطه مي خورند.

 

۳ـ امام صادق مي فرماید: کان عمنا العباس بن علي نافذ البصیر صاحب الایمان : یعني عموي ما عباس فر ند علي بن ابیطالب داراي بینشي نافذ و ایماني قوي بود.

 

۴ـ و نیز درباره آنحضرت فرمودند: (لعن الله من جهلک و استخف بحرمتک) یعني خدا لعنت کند کسي را که تو را نشناسد و به مقام تو واقف نگردد و حرمت و عظمت و کرامت تو را کوچک شمرد . و این حاکي از فضیلت منحصر به فرد حضرت عباس است در بین شهداي راه کربلا است . و نیز فرمودند: گواهي مي دهم که تو همان راهي را پیمودي که جنگاوران شهداي بدر رفتند.

 

۵ـ امام زمان(ع)فرمودند: السلام علي العباس بن امیر المؤمنین المواسي اخاء بنفسه الآخذ من امسه الفادي له الواقی.

یعني سلام و درود بر عباس بن علي که جانش را در راه موسات برادرش فدا کرد و دنیایش را براي تحصیل اخرت صرف نمود. و جانش را براي حفظ برادرش داد.

 

۶ـ از عظمت و مقام والاي حضرت عباس آن است که وقتي امام سجاد براي دفن شهدا کربلا آمدند اجازه دفن شهداء را به بني اسد دادند و فقط بدن امام حسین و حضرت عباس (ع) را به آنها ندادند و خود آن را به عهده گرفت. و از آنجا که بدن معصوم را جز معصوم نباید به خاک بسپارد، قرین کردن دفن حضرت عباس با سید الشهدا (ع) نشانه اي از شأن والاي او است و اگر چه معصوم نبود امام تلو معصوم بود و منزلتي عظیم داشت.

 

۷ـ حضرت عباس در خاندان عصمت و طهارت پرورش یافت و از دریاي فضائل امیر المؤمنین بهره برد و مورد تربیت آنچنان پدري قرار گرفت.

روزي در ایام کودکیش در آغوش پدر بود . حضرت به او فرمود بگو یک او گفت: یک  فرمود: بگو دو. گفت شرم دارم با زباني که یک گفته است دو بگویم.

و این نمونه بارزي از بهره گیري او در سنین کودکي از فضائل پدران و برادران مي باشد.

او از بحر علوم و معارف پدرش بهره ها برد. در روایت است که ان العباس بن علي زق العلم زقا یعني علم فروان به عباس تغدیه شده است.

 

۸ـ حضرت عباس در یقین قلبي به درجه اي بالا رسیده بود . با آنکه حقایق بسیاري از پدرش راجع به کربلا شنیده بود و عراقي ها را مي شناخت. و از شهادت مسلم بن عقیل با خبر بود اما با اطمینان کامل در خدمت برادر بزرگوارش قرار گرفت. و در شب عاشورا در پاسخ ترخیص برادر گفت: ما چنین نکنیم خداوند بعد از تو ما را زنده ندارد.

او عارف است وارسته اي بود که حتي در روز تاسوعا امان نامه شمر را نپذیرفت و دست از حسین برنداشت.

 

۹ـ ایثار گر بود، فداکاري و ایثار گري و جانبازي را به حد اعلا رسانید و جان خود را فداي برادر کرد. پاسدار برادر بود و به تعبیر امام زمان سلام الله با برادرش مواسات کرد و دستهاي خود را در راه او داد.

جلوه اي از ایثار بود که در شریعه فرات آب ننوشید زیرا برادر و اطفالش تشنه بودند و او روا نداشت که سیراب گردد و حسین تشنه باشد.

قبل از شهادت خود برادرانش را به میدان فرستاد و همه آنها شهید شدند و او در راه دین و امام زمانش از برادرها و نیز از فرزند دلبندش گذشت و این اوج تجلي ایثارگري است.

 

۱۰ـ شجاعتي بي مانند داشت بطوریکه زبانزد دیگران بود. در جنگ صفین جواني برومند بود. بر اسبي خروشان سوارشد نقابي بر چهره افکند و به میدان آمد و از صفوف معاویه مبارز طلبید. چند نفر با او در آویختند و لي خیلي زود طعمه شمشیر او شدند و جان دادند. معاویه از این وضع ناراحت شد ابن شعثاء که از سرداران سپاهش بود و ادعاي دلیري بسیاري داشت چون ناراحتي معاویه را دید علتش را پرسید معاویه گفت: این یکي از جوانان معمولي لشکر علي است که اینگونه افراد مرا به بخاک مي افکند پس مردان دلاور او چگونه پیکار مي کنند و من نگرانم که عاقبت جنگ چه خواهد شد!

ابن شعثاء گفت: آنها که با این جوان روبه رو شدند بزدل بودند و من پسران خودم را به میدان مي فرستم و مادرش را به عزا مي نشانم جنگي خونین در بر گرفت وپسر ابن شعثاء از بین رفت و هفت فرزندش همه بدین صورت کشته شدند.

ابن شعثاء مانند پلنگ تیر خورده به خود مي پیچید و در این هنگام نگاهش با نگاه سرزنش آمیز معاویه تلاقي کرد طاقت نیاورد و دست داد در به مرکب خود نیب زد و به آن جوان نقابدار رسید . جوان کم تجربه با پیرمرد غضبناک روبرو شد معاویه نگران ابن شعثاء بود و علي در دل مضطرب براي عباس بود، آیا کدامیک پیروز مي شوند ؟ بالاخره آخرین ضربتي که جوان نقابدار بر پیکر ابن شعثاء زد و خانه زین را از وجود او تهي کرد پاسخي به این سؤال بود.

نقابدار جوان چند بار اطراف جسد بي جان ابن شعثاء دور زد و مبارز طلبید ولي کسي حاضر به مقابله با او نشد. در این هنگام علي (ع) جوان را به سوي خود خواند، او در محضر مولا نقاب از چهره برداشت ابوالفضل العباس بود فقط پانزده بهار از عمرش گذشته بود، ولي علي به رویش تبسم نمود.

معروف است که به آساني مي توانست با ضربت شمشیرش مرد و مرکب را دو نیمه سازد و لذا هیچیک از پهلوانان و مدعیان زور آزمائي تاب مقاومت در برابر او را نداشت.

در روز هفتم محرم با عده اي حرکت کرد و محاصره را شکست و مقداري آب آورد.

چون عاشورا عده اي از یاران تحت محاصره افتادند امام حسین (ع) حضرت را فرستاد و او یک تنه رفت و حلقه محاصره را بشکست و آنها را نجات داد.

 

۱۱ـ کاملا تسلیم و مطیع امام زمانش بود و در برابر فرامین او از خود نظري نداشت چون فرمانش دادند که فقط آب آورد با آنهمه شجاعت و دلیري جز جنگ دفاعي نمي کرد. پروانه وار بر گرد امام خود مي چرخید فرمانده نیروي سي نفري محافظ آنحضرت بود دفتردار اموال امام حسین بود. مسئول رسیدگي به کارهاي اجتماعي و مراجعات و مالي آنحضرت بود، و لذا او را در مدینه باب الحسین نیز مي نامیدند و اینها از فضایل عباس بود و از برتري هاي او در طول زندگي به حساب مي آمد.

 

۱۲ـ از مهمترین فضائل و برتري هاي حضرت عباس منصب حکایت کاروان سید الشهداء (ع) در کربلا بود. پیغمبر اکرم ص فرمودند: افضل الاعمال عندالله ابراد الکبه الحري من بهیمه و غیرها.

یعني برترین اعمال نزد خدا سیراب کردن و خنک نمودن جگر حرارت دیده است چه از حیوان باشد یا انسان. و در روایت است حتي در جائیکه آب هست سقایت کنید که این عمل موجب ریزش گناهان است به مانند ریزش برگهاي درختان.

ولذا گاهي بین قریش و عبدالمطلب بر سر سقایت درگیري روي مي داد زیرا فضیلت و کمال را در سقایت مي دیدند. و عباس این فضیلت بزرگ را دارا بود.

و بالاخره در شمارش فضائل و مناقب آن دلیر با تقوا باید گفت:

کتاب فضل تو را آب بحر کافي نیست

که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

درود و سلام صلوات خدا و پیامبر اکرم ص در ائمه اطهار س و ملائکه خداوند و تمام انسانهاي آزاده بر او باد که درس ایمان و تقواي و ایثار و شجاعت و جانبازي و بزرگواري را به بشریت عرضه داشت، باب عروج الي الله را بر رهروان صدیق طریق کمال گشوده سلوک سالکان را رنگ و جلا بخشید راز و نیاز عابدان را معنا داد زهد زاهدان را سر سلسله بود عارفان را تحقق عرفان است و تا انقراض عالم همچنان الگو و اسوه است و درخشش عظیم دارد و بر بال انوار کرامت نور افشاني مي کند.

ولادت با سعادتش بر عاشقان و شیفتگان میمون و مبارک باد و دست توسل ما هماره بر ذیل عنایت بیکرانش اتصالي تا گستني داشته و لطف و کرامت علي گونه اش بر ما مستدام باد.

 

منبع: سايت سبطين


١١:٣٧ - چهارشنبه ٢١ فروردين ١٣٩٨    /    شماره : ٥٣٧٥    /    تعداد نمایش : ٤٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.