شنبه ٠٣ فروردين ١٣٩٨
صفحه اصلی > مقالات 
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 586173
 بازدید امروز : 172
 کل بازدید : 1876414
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 0/1562
اخبار > همسر و فرزندان امام


  چاپ        ارسال به دوست

امام علی النقی(ع)

همسر و فرزندان امام

همسر امام: همسر امام هادي(ع) سوسن نام داشت. وي کنیزی از اهالي نوبه[1] بود. دست تقدیر او را به مدینه و خانه امام هادي(ع) رساند و پس از مدتي امام حسن عسکري(ع) از او متولد شد. وي از زنان عارف و فاضل عصر خود و به نام هاي «سلیل، حدیثه، حربیه» معروف و مشهور بود. قبل از آن که امام هادي(ع) با آن خانم ازدواج کند، امام جواد(ع) در وصف آن بانو گفت: «سلیل»، یعني بیرون کشیده از هر آفت و پلیدي و ناپاکي (بعد، از آینده او خبر داد و فرمود: اي سلیل! زود است خداوند به تو، حجت خود را عطا فرماید که زمین را از عدل پر کند، بعد از آن که از ستم پر شده باشد.[2] هم چنین امام هادي(ع) او را ستود و درباره او فرمود: «سلولٌ مسلولةٌ من الآفات و الانجاس؛ سلول(یکي از القاب سوسن) از بدي ها و آلودگی‌ ها پاک است». سوسن به قدري با فضیلت بود که وقتي امام حسن عسکري(ع) به شهادت رسید، به عنوان پناهگاه شیعیان به شمار مي آمد. احمد بن ابراهیم مي گوید: از حکیمه دختر امام جواد(ع) پرسیدم: در این دوران اضطراب و نگراني شیعه(دوران غیبت حضرت ولي عصر)، شیعیان به چه کسي مراجعه کنند؟ در جواب فرمود: «الي الجدة امّ ابي محمد». در سال 259 ق. امام حسن عسکري(ع)، سوسن و امام زمان را به سفر حج فرستاد و قبل از حرکت، اسم اعظم، سلاح و... را به حضرت مهدي واگذار فرمود. سوسن و نوه گرامی ‌اش، به سفر مکه مشرف شدند و سپس به مدینه رفتند. در آن جا باخبر شد که فرزند دلبندش به شهادت رسیده است؛ پس با عجله به طرف سامرا حرکت کرد. هنگامي که به سامرا رسید، متوجه شد جعفر کذّاب ادعاي ارث و وصایت حضرت امام حسن(ع) دارد و خود را وصي و وارث امام معرفي مي کند. سوسن نزد جعفر کذاب رفته و فرمود: «وصي امام حسن من هستم». جعفر قبول نکرد. وي براي اثبات مدعاي خود، نزد«ابوالشّوارب»، قاضي سامرا، رفت و وصایت خود را به اثبات رساند. سوسن وصیت کرد: هرگاه از دنیا رفتم، مرا در کنار قبر شوهرم امام هادي و فرزندم امام حسن عسکري(ع) دفن کنید. هنگامي که از دنیا رفت، خواستند به وصیتش عمل کنند، جعفر کذاب به بهانه این که وارث برادر و مالک منزل حضرت است، از دفن کردن سوسن خودداري کرد. در این لحظه به امر پروردگار حضرت مهدي (ع) ظاهر شد و خطاب به عموي ناخلفش فرمود: «اي جعفر! آیا این خانه، خانه توست یا خانه من است؟!» و از نظرها غایب گردید. جعفر که به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بود، خود را کنار کشید و به این ترتیب سوسن در کنار شوهر و فرزند معصومش به خاک سپرده شد.[3]

 

فرزندان

اکثر علماي شیعه چهار فرزند پسر براي امام هادی(ع) ذکر کرده اند، اما در تعداد دختران ایشان اختلاف وجود دارد. حضیني مي نویسد: فرزندان امام هادي(ع) عبارتند از: امام حسن (ع)، محمد، حسین و جعفر که مدّعي امامت و به کذّاب معروف بود.[4] شیخ مفید مي نویسد: جانشین آن حضرت ابامحمد حسن است که امام بعد از اوست و حسین و محمد و جعفر و دختري به نام عایشه.[5] شیخ طبرسي غیر از عایشه، دختری به نام دلالة را هم به عنوان دختر امام هادي(ع) معرفي می‌ کند.[6] و ابن شهر آشوب دختري به نام علیّه براي ایشان نام مي برد.[7] البته با توجه به قرائن و شواهد امکان دارد که امام هادي(ع) فقط دارای یک دختر بود که نام‌هاي متفاوتي داشته است. از سخنان علماي اهل سنّت هم این مطلب استفاده مي شود که حضرت امام هادي(ع) چهار فرزند پسر و یک دختر به نام عایشه داشته است[8]. ابن عنبه معتقد است که نسل امام هادي(ع) از طریق دو فرزندش(امام حسن عسکري و جعفر) ادامه یافت.[9]

 

1. امام حسن عسکري: امام حسن عسکري در روز جمعه هشتم[10] ماه ربیع الثاني سال 232ق. در مدینه منوره، دیده به جهان گشود.[11] مادر گرامی ‌ا‌ش، «حُدَیث» بانویي بزرگوار، باتقوا و نیکوکار بود. از دیگر نام هاي او«سوسن»، «سلیل» و «جدّه» است. دوران کودکي آن حضرت، تحت سرپرستي پدر بزرگوارش امام هادي (ع)سپري شد. امام هادي(ع) در حق فرزندش مي فرماید: «فرزندم ابومحمد، اصیل ترین چهره خاندان نبّوت و استوارترین حجت(خدا) است. او بزرگِ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام به سوي او باز مي گردد».[12] روایات بسیاري از امام هادي(ع) نقل شده است که در آن ها بر امامت و رهبري امام حسن عسکري(ع) تأکید شده است. صقر بن ابي دلف مي گوید: از امام هادي شنیدم که فرمود: امام بعد از من، حسن و بعد از حسن، پسرش«قائم» است؛ کسي که زمین را پر از قسط و عدل مي کند؛ همان طور که از جور و ظلم پر شده باشد.[13] امام حسن عسکري (ع)، عابدترین فرد زمان خود بود و بیش از همه به عبادت خداوند و انجام دستورهاي الهي مي پرداخت. شب ها را تا بامداد به تلاوت قرآن، نماز و سجده براي خدا مي پرداخت. نماز اول وقت را بر هر کاري مقدم مي داشت و هر گاه به نماز مي ایستاد، با تمام وجود نیایش مي کرد و تا وقتي که از نماز فارغ نشده بود، هیچ چیزی توجه او را به خود معطوف نمي کرد. ابوهاشم جعفری مي گوید: خدمت امام حسن عسکري (ع) شرفیاب شدم. امام مشغول نوشتن چیزي بود. وقت نماز فرا رسید، امام از نوشتن دست کشید و به نماز ایستاد.[14] سخاوت از اخلاق کریمه امام حسن عسکري(ع) است. او بخشنده ترین مردم زمان خویش بود. هیچ فقیر و تهي دستي از منزل آن حضرت، دست خالي بر نمي گشت. سعي داشت، قبل از آن که ابراز فقر شود به آنان کمک کند. آن حضرت در بیشتر مناطق اسلامي، وکیلاني تعیین فرمود تا حقوق شرعي را از مردم وصول و به فقیران و درماندگان برسانند و به آنان اجازه داده بود که از آن اموال در راه حل اختلاف میان مسلمانان و دیگر موارد خیر مصرف کنند.[15]

 

2. سیّد محمد: سید محمد بنابر برخي از منابع، حدود سال 228 ق. متولد شد.[16] بنابراین قول، سید محمد، فرزند اول امام است؛ ولي طبق برخي روایات سید محمد فرزند دوم و از امام حسن عسکري(ع) کوچک‌تر بود. علي بن مهزیار نقل مي کند: به امام هادي(ع) گفتم: اگر شما از دنیا بروید، به چه کسي رجوع کنیم؟ امام فرمود: «عهدي الي الاکبر من ولدي».[17] سید محمد به اندازه‌ای جلیل القدر و عظیم الشأن بوده است که شیعیان خیال مي کردند او امام بعدي است. یاران امام هادي (ع) نیز درباره امامت وي از امام سؤال مي کردند. علي بن عمرو نوفلي مي گوید: همراه ابي الحسن(ع) در حیاط منزل شان بودیم که پسرش محمد از جلوي ما گذشت. گفتم: فدایت شوم، آیا امام ما بعد از شما این است؟ امام در جواب من فرمود: نه، امام شما بعد از من، حسن است[18].

 

علاقه امام به سید محمد

 

امام هادي(ع) و فرزندش امام حسن عسکري(ع) به محمد بسیار ابراز علاقه مي کردند؛ به طوري که امام براي او مجلس ختم برگزار کرد. جمعي از بني هاشم، از جمله حسن بن حسن افطس نقل کرده اند: روز وفات سید محمد، به خانه امام هادي (ع) رفتیم، مشاهده کردیم که در صحن خانه بساط گسترده اند و مردم دور تا دور نشسته اند. جمعیت را تخمین زدیم، به جز موالي و سایر مردم 150 نفر از آل ابيطالب، بني هاشم و قریش حضور داشتند. ناگهان امام حسن(ع) وارد شد و در کنار پدرش ایستاد. ما حضرت را نمي شناختیم. پس از ساعتي امام هادي(ع) رو به او کرد و فرمود: «یا بني احدث للّه شکرا فقد احدث فیک امرا». امام حسن(ع) گریه کرد و گفت: الحمدللّه رب العالمین، ایاه نشکر نعمه علینا و اناللّه و انا الیه راجعون». پرسیدم: او کیست؟ جواب دادند: حسن(ع) فرزند امام علي النقي(ع). در آن وقت بیست ساله به نظر مي رسید، ما فهمیدیم که پس از پدر، او امام است.[19]

 

وفات:

 

سیدمحمد در سال 252ق. براي زیارت خانه خدا، قصد سفر کرد. هنگامي که به قریه بلد[20] رسید، مریض شد و درگذشت. شیعیان او را در همان‌جا دفن کردند.[21]

 

کرامات:

 

کرامات زیادي از این فرزند بزرگوار امام هادی(ع) دیده شده است، میرزا حسین نوري در النجم الثاقب مي نویسد: سیدمحمد صاحب کرامات متواتر است و حتي نزد اهل سنت هم معروف است. مردم عراق حتي اعراب بادیه نشین هم مي ترسند به نام او قسم یاد کنند. اگر آن ها را به برداشتن مالي متهم کنند، آن را بر مي گردانند، ولي به سید محمد قسم نمي خورند؛ زیرا عذاب آن را دیده اند.[22] تعدادي از علما، درباره کرامات سید محمد کتاب هایي نوشته اند؛ از جمله: رساله اي در کرامات سید محمد بن علي الهادي، تألیف مهدي آل عبد الغفار کشمیري. در این جا به نمونه اي از کرامات وي اشاره مي شود: علامه سید هادي خراساني بجستانی[23] از سید حسن آل خوجه، از خدام آستانه عسکریین(ع)، نقل مي کند: در صحن شریف ابي جعفر سید محمد نشسته بودم. متوجه شدم شخصي عرب در حالي که یکي از دست ‌هایش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزدیک رفتم و از علت مریضی او سؤال کردم. در جوابم گفت: سال گذشته، روزي به منزل خواهرم رفتم. دیدم در حیاط، گوسفندي بسته است. خواستم ذبح کنم و بخورم، خواهرم اجازه نداد و گفت: این گوسفند نذر سید محمد است. من به حرف او توجه نکردم و آن را ذبح کردم، پس از سه روز آثار شلي در دستم نمایان و روز به روز بدتر شد. من متوجه علت آن نبودم، تا این که در این اواخر متوجه عملم شدم. حالا هم پشیمانم و براي شفا به آستانه سید محمد آمدم. سپس با همراهیان وارد حرم شد و شروع به گریه و زاري کردند. پس از ساعتي دیدم دستش را حرکت مي دهد. سجده شکر به جا آورد و نذر کرد هر سال گوسفندي بیاورد و به نیت سید محمد ذبح کند.[24]

 

3. حسین: درباره حسین بن علی(ع) مطلب زیادي به ما نرسیده است. شیخ عباس قمي مي نویسد: «معروف است که در نزد قبر عسکریین قبور جمله اي از سادات عظام است که از جمله آن هاست حسین پسر امام علي نقی(ع) و من بر حال حسین مطلع نشدم، لیکن آن چه به نظرم مي رسد آن است که سید جلیل القدر و عظیم الشأن بوده؛ زیرا که من از بعضي روایات استفاده کردم که از مولاي ما حضرت امام حسن عسکري و برادرش حسین بن علي تعبیر به سبطین مي کردند و تشبیه مي کردند این دو برادر را به دو جدّشان دو سبط پیغمبر اکرم(ص) امام حسن و امام حسین(ع). و در روایت ابوالطّیب است که صداي حضرت حجّت(عج) شبیه بود به صداي حسین و در شجرةالاولیاء تألیف فقیه، محدّث، و حکیم سید احمد اردکاني یزدي در ذکر اولاد حضرت امام علي نقي(ع) است که حسین، فرزند آن حضرت، از زهّاد و عباد بود و به امامت برادر خود اعتراف داشت و شاید متتبّع ماهر بیابد غیر از آنچه ذکر شد، چیزي که دلالت کند بر جلالتش».[25]

 

4. جعفر: جعفر در تاریخ، به جعفر کذّاب معروف است. روایاتي هم از اهل بیت(ع) در نکوهش وي وارد شده است. ابن سیابة مي گوید: «هنگامي که مي خواست جعفر به دنیا بیاید، در خانه ي امام هادي(ع) بودم. دیدم اهل منزل همه خوشحال هستند؛ امّا امام خوشحال نبود. گفتم: اي سید و آقاي من! چرا به آمدن این مولود خوشحال نیستید؟ حضرت فرمود: یهوّن علیک امره فانّه سیضلّ خلقاً کثیراً».[26] از برخي روایات استفاده مي شود که وي در زمان حیات امام هادي(ع) تلاش مي کرد که خود را امام بعد از پدر معرفي کند. احمد بن سعد کوفي مي گوید: «به همراه گروهي از شیعیان نزد امام هادي(ع) رسیدیم و از امامت بعد از ایشان سؤال کردیم و گفتیم که برخي مي گویند امام بعد از شما، جعفر است و نه حسن. امام فرمود: [از این سخن] بپرهیزید، همانا جعفر دشمن من است؛ اگر چه فرزند من است. هم چنین او دشمن برادرش حسن است و حسن او امام بعد از من است...».[27] هم چنین امام هادي (ع) در روایت دیگري مي فرماید: «از فرزندم جعفر دوري کنید، آگاه باشید همانا نسبت او [به من]، هم چون حام به نوح است».[28] هم چنین ابوخالد کابلي از امام سجّاد (ع) روایت مي کند که رسول گرامي اسلام هنگامي که امامان بعد از خود را معرفي مي فرمود، موقع ذکر امام صادق(ع) این گونه فرمود: «... جعفر بن محمد که او را صادق مي نامند. پس براي پنجمین فرزندش امام هادي(ع) هم فرزندي است به نام جعفر که ادّعاي امامت مي کند و به خداوند دروغ مي بندد! پس او نزد خداوند جعفر کذّاب و افترا زننده به خداوند و مدّعي امري است که اهل آن نیست. هم چنین او مخالف پدرش و حاسد برادرش است....».[29] سوالي كه پيش مي آيد اين است كه آیا جعفر به همین وضعیت باقي ماند یا توبه کرد؟ در تاریخ یا در سخنان اهل بیت: چیزي در این زمینه وارد نشده است. فقط علي علوي عمري در المجدي في الانساب مي نویسد: «قولي هست که او قبل از پدرش برگشت و توبه کرد، ولي پس از شهادت برادرش امام حسن، چون گمان مي کرد فرزندي ندارد، ادّعاي امامت بعد از برادرش را کرد و به کذّاب معروف شد».[30] احمد بن اسحاق، وکیل امام حسن عسکري(ع) مي گوید: «جعفر کذّاب کتابي نوشته و مدّعي شده بود که در این کتاب، علم حلال و حرام و همه علوم تا ابد نوشته شده است کتاب را خواندم و درباره آن براي امام زمان(عج) نامه‌ای نوشتم. حضرت در جواب نوشتند: «... از عبارت کتاب معلوم است که چه کسي نوشته است. خداوند حق را بر اهل آن حفظ کند! خداوند ابا دارد از این که امامت را بین دو برادر، بعد از امام حسن و امام حسین، جمع کند...».[31] جعفر در سال 271ق در سامرا، در حالي که 45 سال داشت، مرد. او را در کنار قبر پدرش در سامرا به خاک سپردند.[32]

 

پی ‌نوشت‌ ها:

[1] . نوبه، نام سرزمین وسیعي در جنوب مصر است. رسول گرامي اسلام اهالي آن دیار را ستود و درباره آن ها فرمود: من لم یکن له أخ فلیتخذ اخاً من النوبة. «هر کس برادري ندارد شخصي از اهالي نوبه را به برادري بگیرد.

[2]. کشف الغمه، ج 3، ص 197؛ منتهي الآمال، ج 2، ص 701 و... .

[3]. زنان مردآفرین، محمد محمدي اشتهاردي، ص 185.

[4]. الهدایة الکبراي، ص 313، س 12.

[5]. الارشاد، ص 334.

[6]. دلائل الامامة، ص 412.

[7]. المناقب، ج 4، ص 402.

[8]. الفصول المهمة، ص 283؛ الصواعق المحرقة، ص 207؛ ینابیع المودة، ج 3، ص 129، نور الابصار، ص 337.

[9]. عمدة الطالب، ص 179.

[10]. بعضي از مورخین روز ولادت آن حضرت را دهم ربیع الثاني، بعضي روز چهاردهم همان ماه و بعضي روزهاي دیگر گفته اند؛ ولي مشهور همان روز هشتم ربیع الثاني است.(بحارالانوار، ج 50، ص 235)

[11]. الارشاد، ج 2، ص 313؛ بحارالانوار، ج 5، ص 235؛ منتهي الآمال، ج 2، ص 701 و... .

[12]. اعیان الشیعة، ج 2، ص 41.

[13]. همان، ج 50، ص 239.

[14]. بحارالانوار، ج 50، ص 304؛ اثبات الهداة، محمد بن حسن حر عاملي، ج 3، ص 430.

[15]. الامام الحسن العسکري، ص 40؛ مناقب آل ابيطالب، ج 4، ص 423.

[16]. دایرة المعارف تشیع، ج 3، ص 410.

[17]. موسوعة کلمات الامام الهادي، پژوهشکده باقر العلوم، ص 126.

[18]. کافي، ج 1، ص 325

[19]. بحار الانوار، ج 50، ص 245؛ منتهي الآمال، ج 2، ص 688.

[20]. هم اکنون شهر بلد در هشتاد کیلومتري بغداد و در مسیر بغداد ـ سامرا قرار دارد. اکثر اهای این شهر کوچک شیعه هستند و ارادت ویژه‌ای به سیدمحمد عابد دارند.

[21]. المجدي، ص130.

[22]. ابو جعفر محمد بن علي الهادي، غروي اردوبادي، ص 40.

[23]. زندگی این عالم بزرگوار در گلشن ابرار جلد5، ص329 آمده است.

[24]. همان، ص 42.

[25]. مفاتیح الجنان، ص 1012.

[26]. اکمال الدین و اتمام النعمة، ص 321.

[27]. الهدایة الکبري، ص 320.

[28]. همان، ص 381.

[29]. اکمال الدین و اتمام النعمة، ص 219؛ اثبات الهداة، ج 1، ص 275، ح 129.

[30]. المجدي في الانساب، ص 130.

[31]. الغیبة، شیخ طوسي، ص 287.

[32]. همان، ص 84.

 

نويسنده: علی احمدی

منبع: سايت حوزه


١٢:١٦ - يکشنبه ١٩ اسفند ١٣٩٧    /    شماره : ٥٣٥٣    /    تعداد نمایش : ٩


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.