دوشنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٨
صفحه اصلی > مقالات 
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 611538
 بازدید امروز : 419
 کل بازدید : 1940863
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 2/2812
اخبار > در مورد وضع آينده انقلاب اسلامي خودمان يکي از اساسي ترين مسائل، همين مسئله عدالت اجتماعي است.


  چاپ        ارسال به دوست

عدالت اجتماعي

در مورد وضع آينده انقلاب اسلامي خودمان يکي از اساسي ترين مسائل، همين مسئله عدالت اجتماعي است.

در مورد وضع آينده انقلاب اسلامي خودمان يکي از اساسي ترين مسائل، همين مسئله عدالت اجتماعي است. در اين مورد اين سؤال اساسي مطرح است که از عدالت اجتماعي اسلام چه برداشتي داريم، چون برداشت ها در مورد عدالت اجتماعي بسيار متفاوت است. يک عده تصورشان از عدالت اجتماعي اين است که همه مردم در هر وضع و شرايطي هستند و هر جور در جامعه عمل مي کنند و هر استعدادي دارند، اين ها بايد عينا مثل يکديگر زندگي کنند. از ديد اين دسته عدالت اجتماعي به اين معني است که مثلا اگر لباس مي پوشيم، لباس همه بايد يکسان باشد.

اگر شما لباس از پارچه نخي مي پوشيد، من هم بايد از پارچه نخي لباس تهيه کنم. اگر من پارچه پشمي مي پوشم. شما هم بايد پارچه پشمي به تن کنيد. از ديد اين دسته همه افراد در واقع نوعي جيره بندي مي شوند. همه بايد به اندازه استعدادشان کار کنند ولي هر کس به اندازه احتياجش بايد در آمد داشته باشد. ممکن است استعداد من نصف استعداد کار شما باشد، ولي من دو برابر شما عائله داشته باشم از اين جهت من بايد دو برابر شما درآمد داشته باشم. اين برداشت از عدالت اجتماعي، «اجتماعي» محض است. يعني فقط روي جامعه فکر مي کند. براي فرد فکر نمي کند. فرد در اين بينش اصالتي ندارد. فقط جامعه وجود دارد، جامعه کار مي کند و جامعه بايد خرج کند.

نوع ديگر برداشت از عدالت اجتماعي، برداشتي است که روي فرد و اصالت و استقلال او فکر مي کند. اين نظر مي گويد: بايد ميدان را براي افراد باز گذارد و جلوي آزادي اقتصادي و سياسي آنها را نبايد گرفت. هر کس بايد کوشش کند ببيند چقدر درآمد مي تواند داشته باشد و آن در آمد را به خود اختصاص دهد. ديگر به فرد مربوط نيست که سهم ديگري کمتر است يا بيشتر. البته جامعه در نهايت امر بايد براي آنکه افراد ضعيف باقي نمانند، از طريق بستن ماليات بر اموال افراد غني زندگي افراد ضعيف را در حدي که از پا در نيايند تامين کند.

اينجاست که ميان دو مسئله مهم، يعني عدالت اجتماعي از يک سو و آزادي فرد از سوي ديگر، تناقضي بوجود مي آيد. البته اينجا منظور آزادي فعاليت اقتصادي همراه با آزادي عملکرد سياسي است.اگر بنا شود عدالت اجتماعي آنگونه باشد که در آن فقط جمع مطرح باشد و بس، آزادي فرد را لا اقل در بخشي از آن بايد مدفون تلقي کرد.و اگر آزادي اقتصادي بخواهد محفوظ بماند، ديگر عدالت اجتماعي با مفهومي که گروه اول انتظار دارد، عملي نخواهد بود.

در دنياي امروز گرايش به يک حالت حد وسط پيدا شده است، شايد به تقريب بتوان گفت در اين زمينه در کنار دو دنياي کمونيزم و کاپيتاليزم، دنياي سومي در شرف تولد است که ميتوان آن را نوعي سوسياليزم (1) ناميد.اين گرايش تازه مي خواهد آزادي افراد را محفوظ نگه دارد و از اين رو مالکيت خصوصي را در حد معقولي مي پذيرد و هر مالکيتي را مساوي با استثمار نمي داند و حتي مي گويد عدالت اجتماعي در شکل اول خودش نوعي ظلم است، زيرا از آنجا که محصول کار هر کس به خودش تعلق دارد، وقتي بيايند به زور نيمي از محصول يک فرد را، و لو به دليل اينکه خرج ديگري بيشتر است از او بگيرند، اين امر خود عين بي عدالتي است. استثمار در هر شکلش غلط است. اگر من شما را بکار گماشته باشم و قسمتي از محصول کار شما را بخود اختصاص بدهم شما را استثمار کرده ام و اين ظلم است.اما اگر من به ميل خودم از مال و حاصل دسترنج خودم به ديگري بدهم اين عين انسانيت و رشد يافتگي است. سرمايه داري از آن جهت محکوم است که در بطن خود استثمار را پرورش مي دهد. سرمايه داري تمام بهره را به سرمايه اختصاص مي دهد و اين امر ايجاد نابرابري مي کند.

به اين ترتيب شعار اين گرايش جديد اين است که: بيائيد راهي اتخاذ کنيم تا بتوانيم جلو استثمار را بکلي بگيريم بدون اينکه شخصيت، اراده و آزادي افراد را لگد کوب کرده باشيم.کوشش کنيم انسان ها به حکم رقاي انسانيت، به حکم معنويت و شرافت روحي و درد انسان داشتن، خود مازاد مخارج خود را به برادران نيازمندشان تقديم کنند نه اينکه دارائيشان را به زور از آنها بگيريم و به ديگران بدهيم. اين انديشه که تعبير غربي آن سوسياليزم اخلاقي است چيزي است که اسلام هميشه در پي تحقق آن است اما بر خلاف مکاتب غربي، راه حل هاي عملي رسيدن به آن و نيز شيوه استقرار آنرا در جامعه بدقت مشخص و معلوم کرده است.

 

حديثي از امام موسي بن جعفر (ع) به اين مضمون نقل شده است.حضرت از مردي سؤال کردند ميزان اخوت و برادري اسلامي در ميان شما در چه حد است؟جواب داد: علي افضل- ما يکون-بعاليترين درجه.فرمود: آيا به اين حد است که مثلا يک برادر که روزي محتاج شد بيايد در مغازه برادرش، دست ببرد و از صندوق او هر چقدر احتياج دارد بردارد و صاحب پول احساس ناراحتي نکند؟ گفت: نه، اينطور نيست. فرمود: پس چگونه گفتي در حد اعلا.حد اعلا آنست که در حالي که جيب ها دو تا هستند، جيب هر کدام براي ديگري نظير جيب خودش باشد و به عکس. اگر اين شيوه برقرار شد همان اخوت اسلامي است که اسلام بدنبالش است. اسلام طرفدار اينست که زندگي ها برادر وار باشند نه اينکه به زور قانون بگوئيم تو حق نداري، و يا اينکه بگوئيم همه بايد از دولت جيره بخورند. يعني نظير وضعي که در کشورهاي کمونيستي بر قرار است که همه حقوق بگير و مزدور دولت هستند. بايد اشتراک در زندگي مادي ناشي از شرکت روحي مردم باشد. اول روح ها بايد با يکديگر يکي شوند بعد جيب ها.اينکه روح ها به حالت جدائي باشند بخواهند به زور جيب ها را يکي کنند. يا آنکه بزور جيب ها را خالي کنند و جيب دولت را پر (2) تا دولت هم به هر کس به اندازه جيره اش بدهد.

هم چنانکه گفتيم در باب.عدالت اجتماعي برداشت ها مختلف است اما بايد ببينيم برداشت اسلام از عدالت اجتماعي چيست؟ آيا اسلام همان برداشتي را دارد که کمونيزم بيان مي کند؟ يا آنکه در اين زمينه اسلام با نظر کاپيتاليست ها موافق است؟و يا آنکه چيز ديگري است متفاوت با همه اينها. انشاء الله در اين زمينه در شب هاي بعد به تفصيلي صحبت خواهم کرد. اما نکته اي که مي خواهم در طي اين صحبت بر روي آن تاکيد کنم اين است که اسلام در اين زمينه معنويت را جزو لا ينفک مي داند. تفاوت عمده ميان مکتب اسلام با ساير مکاتب در اين جهت اين است که اسلام معنويت را پايه و اساس مي شمارد. ما در تاريخ نمونه هاي فراواني درباره اين جهت گيري رهبران اسلامي داريم که واقعا مايه مباهات ماست. حساسيتي که اسلام در زمينه عدالت اجتماعي و ترکيب آن با معنويت اسلامي، از خود نشان مي دهد، در هيچ مکتب ديگري نظير و مانند ندارد.

در سال فتح مکه، زني مرتکب جرمي شده بود که بايد مجازات مي شد. اتفاقا اين زن که دزدي کرده بود، وابسته به يکي از خانواده هاي بزرگ و جزو اشراف طراز اول قريش بود. وقتي بنا شد حد درباره اش اجرا شود و دستش را قطع کنند، غريو از خاندان زن برخاست که: اي واي اين ننگ را چگونه تحمل کنيم. دسته جمعي به سراغ پيامبر رفتند و از او درخواست کردند که از مجازات زن صرف نظر کند. فرمود:هرگز صرف نظر نمي کنم. هر چه که واسطه و شفيع تراشيدند پيامبر ترتيب اثر نداد. در عوض مردم را جمع کرد و به آنها گفت: مي دانيد چرا امت هاي گذشته هلاک شدند؟ دليلش اين بود که در اين گونه مسائل تبعيض روا داشتند. اگر مجرمي که دستگير شده بود وابسته بيک خانواده بزرگ نبود و شفيع و واسطه نداشت او را زود مجازات مي کردند. ولي اگر مجرم شفيع و واسطه داشت، در مورد او قانون کار نمي کرد. خدا به همين سبب چنين اقوامي را هلاک مي کند. من هرگز حاضر نيستم در حق هيچ کس تبعيضي قائل شوم.

و يا درباره علي نقل مي کنند که روزي گردنبندي به گردن دخترش ديد، فهميد که گردنبند مال او نيست، پرسيد اين را از کجا آورده اي؟ جواب داد، آن را از بيت المال «عاريه مضمونه»گرفته ام يعني عاريه کردم و ضمانت دادم که آنرا پس بدهم. علي فورا مسئول بيت المال را حاضر کردند و فرمود تو چه حقي داشتي اين را به دختر من بدهي؟ عرض کرد يا امير المؤمنين اين را به عنوان عاريه از من گرفته که برگرداند، فرمود به خدا قسم اگر غير از اين مي بود دست دخترم را مي بريدم.

اين حساسيت هائي است که ائمه و پيشوايان ما -که اسلام مجسم و معلمان راستين اسلام اصيل بوده اند- در زمينه عدالت اجتماعي از خود نشان دادند. انقلاب اسلامي ما نيز اگر مي خواهد با موفقيت به راه خود ادامه دهد، راهي بجز اعمال چنين شيوه ها و بسط روش هاي عدالت جويانه و عدالت خواهانه در پيش ندارد.

 

پي نوشت ها:

 

1- تفاوت اين نوع سوسياليزم، با کمونيزم که آنهم خود را سوسياليزم مي نامد، اين است که اين سوسياليزم به اصطلاح دمکراتيک و انقلابي و اخلاقي است.

 

2- در روزنامه اي چند سال پيش مطلبي از قول سوئديها نقل شده بود که بي مناسبت نيست آن را براي شما نقل کنم.عنوان مطلب سياست و گاو بود.از يک سوئدي پرسيده بودند سوسياليسم يعني چه؟جواب داده بود سوسياليسم يعني اينکه اگر دو گاو ماده داشته باشي و همسايه ات گاوي نداشته باشد،يکي را به همسايه بدهي.

کاپيتاليزم يعني اينکه، اگر دو گاو ماده داري يکي را بفروشي و يک گاو نر بخري، بعد مشغول دامداري بشوي و دائما تعداد گاوها را افزايش دهي.

کمونيزم يعني هر دو گاو را دولت از تو مي گيرد و در عوض هر روز صبح يک کاسه شير مخلوط با آب به تو مي دهد.

نازيزم يعني اگر تو دو تا گاو داري، هر دو را دولت مي گيرد و خودت را در کوره آدم سوزي مي اندازد. زير اين مطلب روزنامه نگار ايراني اضافه کرده بود: ايرانيسم يعني اينکه، اگر دو تا گاو داري هر دو را دولت مي گيرد، يکي را به کشتارگاه مي فرستد و شير ديگري را هم مي دوشد و در فاضلاب خالي مي کند.

 

منبع مقاله:پيرامون انقلاب اسلامي، مطهري، مرتضي


١٠:٣٩ - يکشنبه ٥ اسفند ١٣٩٧    /    شماره : ٥٣٣٩    /    تعداد نمایش : ٣٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.