شنبه ٠١ ارديبهشت ١٣٩٧
صفحه اصلی > مقالات 
نظرسنجی
به نظر شما جمعيت بانوان فرهيخته از چه قشري بايد باشد

دانشگاهي
حوزوي
افراد صاحب منصب
افراد برجسته در همه زمينه ها

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 493464
 بازدید امروز : 793
 کل بازدید : 1610848
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0/1563
اخبار > از جمله گنـاهاني كـه آمرزيده نشود ايـن است كه[آدمي] بگويد: اي كاش مرا به غير از اين گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهان تر است.


  چاپ        ارسال به دوست

چهل حديث از امام حسن عسگري

از جمله گنـاهاني كـه آمرزيده نشود ايـن است كه[آدمي] بگويد: اي كاش مرا به غير از اين گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهان تر است.

قالَ الاْمامُ الْعَسْكَري(ع):

1- پرهيز از جدال و شوخي

«لا تُمارِ فَيذْهَبَ بَهاؤُكَ وَ لا تُمازِحْ فَيجْتَرَأَ عَلَيكَ.»

جدال مكن كه ارزشت مي رود و شوخي مكن كه بر تو دلير شوند.

 

2- تواضع در نشستن

«مَنْ رَضِي بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ يزَلِ اللّهُ وَ مَلائِكَتُهُ يصَلُّونَ عَلَيهِ حَتّي يقُومَ.»

هر كه به پايين نشستن در مجلس خشنود باشد، پيوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخيزد.

 

3- هلاكت در رياست و افشاگري

«دَعْ مَنْ ذَهَبَ يمينًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِي يجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْي وَ إِياكَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّياسَةِ، فَإِنَّهُما يدْعُوانِ إِلَي الْهَلَكَةِ.»:

آن كه را به راست و چپ رود واگذار! به راستي چوپان، گوسفندانش را به كمتر تلاشي گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكني كني و در پي رياست باشي، زيرا اين دو، آدمي را به هلاكت مي كشانند.

 

4- گناهي كه بخشوده نشود

«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتي لا تُغْفَرُ: لَيتَني لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراكُ فِي النّاسِ أَخْفي مِنْ دَبيبِ الَّنمْلِ عَلَي الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِي اللَّيلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»

از جمله گنـاهاني كـه آمرزيده نشود ايـن است كه[آدمي] بگويد: اي كاش مرا به غير از اين گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهان تر است.

 

5- نزديك تر به اسم اعظم

«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أَقْرَبُ إِلَي اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَينِ إِلي بَياضِها.»

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» به اسم اعظم خدا، از سياهي چشم به سفيدي اش نزديك تر است.

 

6- دوستي نيكان و دشمني بدان

«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضيلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَينٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْي عَلَي الْفُجّارِ.»

دوستي نيكان به نيكان، ثوابست براي نيكان. و دوستي بدان به نيكان، فضيلت است براي نيكان. و دشمني بدان با نيكان، زينت است براي نيكان. و دشمني نيكان با بدان، رسوايي است براي بدان.

 

7- سلام نشانه تواضع

«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلي كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»

از جمله تواضع و فروتني، سلام كردن بر هر كسي است كه بر او مي گذري، و نشستن در پايين مجلس است.

 

8- خنده بي جا

«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْكُ مِنْ غَيرِ عَجَب.»

خنده بي جا از ناداني است.

 

9- همسايه بد

«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتي تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأي حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأي سَيئَةً أَفْشاها.»

از بلاهاي كمرشكن، همسايه اي است كه اگر كردار خوبي را بيند نهانش سازد و اگر كردار بدي را بيند آشكارش نمايد.

 

10- پندي گويا و جامع

«أُوصيكُمْ بِتَقْوَي اللّهِ وَ الْوَرَعِ في دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلي مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلي الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا في عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ في دينِهِ وَ صَدَقَ في حَديثِهِ وَ أَدَّي الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِي فَيسُرُّني ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَينًا وَ لا تَكُونُوا شَينًا، جُرُّوا إِلَينا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ لَناحَقٌّ في كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يدَّعيهِ أَحَدٌ غَيرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَي النَّبِي(صلي الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلي رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيكُمْ السَّلامَ.»

شما را به تقواي الهي و پارسايي در دينتان و تلاش براي خدا و راستگويي و امانتداري درباره كسي كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگي سفارش مي كنم. محمّد(ص) براي همين آمده است. در ميان جماعت هاي آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد. و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مي شود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال مي سازد. تقواي الهي داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتي، تمام دوستي خود را به سوي ما بكشانيد و همه زشتي را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبي كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدي درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا براي ما حقّي و قرابتي از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدي جز ما مدّعي اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ مي گويد. زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(ص) سلام و تحيت بفرستيد. زيرا صلوات بر پيامبر خدا(ص) ده حسنه دارد. آن چه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا مي سپارم، و سلام بر شما.

 

11- انديشه در كار خدا

«لَيسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ في أَمْرِ اللّهِ.»

عبادت كردن به زيادي روزه و نماز نيست، بلكه[حقيقتِ] عبادت، زياد در كار خدا انديشيدن است.

 

12- پليدي خشم

«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ.»:

خشم و غضب، كليد هر گونه شرّ و بدي است.

 

13- ويژگي هاي شيعيان

«شيعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِيةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاكِيةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَي الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَيفْجُرُ لَهُمْ ينابيعُ الْحَيوانِ بَعْدَ لَظْي مُجْتَمَعِ النِّيرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»:

پيروان ما، گروه هاي نجات يابنده و فرقه هاي پاكي هستند كه حافظان[آيين] مايند، و ايشان در مقابل ستمكاران، سپر و كمك كار ما[هستند]. به زودي چشمه هاي حيات [منجي بشريت] بعد از گدازه توده هاي آتش! پيش از ظهور براي آنان خواهد جوشيد.

 

14- ناآرامي كينه توز

«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»

كينه توز ، نا آرام ترينِ مردمان است.

 

15- پارساترين مردم

«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَي الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.»

پارساترين مردم كسي است كه در هنگام شبهه توقّف كند. عابدترين مردم كسي است كه واجبات را انجام دهد. زاهدترين مردم كسي است كه حرام را ترك نمايد. كوشنده ترين مردم كسي است كه گناهان را رها سازد.

 

16- وجود مؤمن

«أَلْمُؤْمِنُ بَرَكَةٌ عَلَي الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَي الْكافِرِ.»

مؤمن براي مؤمن، بركت و بر كافر، اتمام حجّت است.

 

17- محصول اعمال

«إِنَّكُمْ في آجال مَنْقُوصَة وَ أَيام مَعْدُودَة وَ الْمَوْتُ يأْتي بَغْتَةً، مَنْ يزْرَعْ خَيرًا يحْصِدُ غِبْطَةً وَ مَنْ يزْرَعْ شَرًّا يحْصِدُ نِدامَةً، لِكُلِّ زارِع ما زَرَعَ لا يسْبَقُ بَطيءٌ بِحَظِّهِ، وَ لا يدْرِكُ حَريصٌ ما لَمْ يقَدَّرُ لَهُ، مَنْ أُعْطِي خَيرًا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِي شَرًّا فَاللّهُ وَقاهُ.»

شما عمر كاهنده و روزهاي برشمرده اي داريد، و مرگ به ناگهان مي آيد، هر كس تخم خيري بكارد به خوشي بِدْرَوَد، و هر كس تخم شرّي بكارد به پشيماني بِدْرَوَد. هر كه هر چه بكارد همان براي اوست. كُندكار را بهره از دست نرود و آزمند آن چه را مقدرّش نيست در نيابد، هر كه به خيري رسد خدايش داده، و هر كه از شرّي رهد خدايش رهانده.

 

18- شناخت احمق و حكيم

«قَلْبُ الأَحْمَقِ في فَمِهِ وَ فَمُ الْحَكيمِ في قَلْبِهِ.»

قلب احمق در دهان او و دهان حكيم در قلب اوست.

 

19- تلاش براي رزق مقدّر

«لا يشْغَلْكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»

رزق و روزي ضمانت شده، تو را از كار واجب باز ندارد.

 

20- عزّتِ حق گرايي

«ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَليلٌ إِلاّ عَزَّ.»

هيچ عزيزي حقّ را رها نكند، مگر آن كه ذليل گردد و هيچ ذليلي به حقّ نياويزد، مگر آن كه عزيز شود.

 

21- دوست نادان

«صَديقُ الْجاهِلِ تَعَبٌ.»

دوست نادان، مايه رنج است.

 

22- بهترين خصلت

«خَصْلَتانِ لَيسَ فَوْقَهُما شَيءٌ: أَلاِْيمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِْخْوانِ.»

دو خصلت است كه بهتر و بالاتر از آنها چيزي نيست: ايمان به خدا و سود رساندن به برادران.

 

23- نتيجه جسارت بر پدر

«جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلي والِدِهِ في صِغَرِهِ تَدْعُوا إِلَي الْعُقُوقِ في كِبَرِهِ.»

جرأت و دليري فرزند بر پدرش در كوچكي، سبب عاقّ و نارضايتي پدر در بزرگي مي شود.

 

24- بهتر از حيات و بدتر از مرگ

«خَيرٌ مِنَ الْحَياةِ ما إِذا فَقَدْتَهُ أَبْغَضْتَ الْحَياةَ وَ شَرُّ مِنَ الْمَوْتِ ما إِذا نَزَلَ بِكَ أَحْبَبْتَ الْمَوْتَ.»

بهتر از زندگي چيزي است كه چون از دستش دهي، از زندگي بدت آيد، و بدتر از مرگ چيزي است كه چون به سرت آيد مرگ را دوست بداري.

 

25- وابستگي و خواري

«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.»

چه زشت است براي مؤمن، دلبستگي به چيزي كه او را خوار دارد.

 

26- نعمت بلا

«ما مِنْ بَلِية إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها.»

هيچ بلايي نيست، مگر اين كه در آن از طرف خدا نعمتي است.

 

27- اكرام بدون افراط

«لا تُكْرِمِ الرَّجُلَ بِما يشُقُّ عَلَيهِ.»

هيچ كس را طوري اكرام مكن كه بر او سخت گذرد.

 

28- ارزش پند پنهان

«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِيةً فَقَدْ شانَهُ.»

هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته.

 

29- تواضع و فروتني

«أَلتَّواضُعُ نِعْمَةٌ لا يحْسَدُ عَلَيها.»

تواضع و فروتني، نعمتي است كه بر آن حسد نبرند.

 

30- سختي تربيت نادان

«رِياضَةُ الْجاهِلِ وَ رَدُّ المُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ كَالْمُعْجِزِ.»

پرورش دادن نادان و ترك دادن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.

 

31- شادي بي جا

«لَيسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الَْمحْزُونِ.»

اظهار شادي نزد غمديده، از بي ادبي است.

 

32- جمال ظاهر و باطن

«حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالُ ظاهر، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالُ باطِن.»

صورت نيكو، زيبايي ظاهري است، و عقل نيكو، زيبايي باطني است.

 

33- كليد تمام گناهان

«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ في بَيت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْكَذِبَ.»

تمام پليدي ها در خانه اي قرار داده شده و كليد آن دروغگويي است.

 

34- چشم پوشي از لغزش و يادآوري احسان

«خَيرُ إِخْوانِكَ مَنْ نَسِي ذَنْبَكَ وَ ذَكَرَ إِحْسانَكَ إِلَيهِ.»

بهترين برادران تو كسي است كه خطايت را ناديده گيرد و احسانت را يادآور شود.

 

35- مدح نالايق

«مَنْ مَدَحَ غَيرَالمُسْتَحِقِّ فَقَدْ قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ.»

هر كه نالايقي را ثنا گويد، خود در موضعِ اتّهام قرار گيرد.

 

36- راه دوست يابي

«مَنْ كانَ الْورَعُ سَجِيتَهُ، وَ الْكَرَمُ طَبيعَتَهُ، وَ الْحِلْمُ خُلَّتَهُ كَثُرَ صَديقُهُ.»

كسي كه پارسايي خوي او، و بخشندگي طبيعت او، و بردباري خصلت او باشد دوستانش بسيار شوند.

 

37- انس با خدا

«مَنْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»

كسي كه با خدا مأنوس باشد، از مردم گريزان گردد.

 

38- خرابي مناره ها و كاخ ها

«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصيرِ الَّتي فِي الْمَساجِدِ.»

هنگامي كه قائم(ع) قيام كند، دستور به خرابي مناره ها و كاخ هاي مساجد دهد.

 

39- نماز شب، سير شبانه

«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَي اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا يدْرَكُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّيلِ.»

وصول به خداوند عزّوجلّ، سفري است كه جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

 

40- ادبي بسنده

«كَفاكَ أَدَبًا تَجَنُّبُكَ ما تَكْرَهُ مِنْ غَيرِكَ.»

در مقام ادب براي تو همين بس كه آن چه براي ديگران نمي پسندي، خود، از آن دوري كني.

 

منبع: سايت آل بيت(ع)


٠٨:١٣ - پنج شنبه ٧ دی ١٣٩٦    /    شماره : ٤٧٥٤    /    تعداد نمایش : ٣٠١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.