سه شنبه ٢٩ آبان ١٣٩٧
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
نظرسنجی
به نظر شما جمعيت بانوان فرهيخته از چه قشري بايد باشد

دانشگاهي
حوزوي
افراد صاحب منصب
افراد برجسته در همه زمينه ها

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 550183
 بازدید امروز : 230
 کل بازدید : 1782435
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/2656
اخبار > از آشكارترين صفات رسول خدا(ص) اين بود كه غرور پيروزي او را نمي گرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكه نشان داد و نيز از شكست نااميد نمي شد، همان طور كه شكست احد بر وي تأثير نداشت،


  چاپ        ارسال به دوست

پرتويي از سيره و سيماي تابناك پيامبر اكرم(ص)

از آشكارترين صفات رسول خدا(ص) اين بود كه غرور پيروزي او را نمي گرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكه نشان داد و نيز از شكست نااميد نمي شد، همان طور كه شكست احد بر وي تأثير نداشت،

حضرت محمد(ص)، فرزند عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكه به دنيا آمد. پيش از ولادت، پدرش عبدالله درگذشته بود. محمد(ص) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نيز از دست داد. ايشان تا هشت سالگي تحت سرپرستي جدش عبدالمطلب بود و پس از مرگ جدش، در خانه عمويش ابوطالب سكني گزيد. رفتار و كردار محمد(ص) در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوي خود جلب كرد و ديري نگذشت كه مهرش در دل ها جاي گرفت. او برخلاف كودكان همسالش كه موهايي ژوليده و چشماني آلوده داشتند، موهايش را مرتب مي كرد و سر و صورت خود را تميز نگه مي داشت. او به چيزهاي خوراكي هرگز حريص نبود. كودكان همسالش، چنان كه رسم اطفال است، با دستپاچگي و شتاب زدگي غذا مي خوردند و گاهي لقمه از دست يكديگر مي ربودند، ولي او به غذاي اندك اكتفا و از حرص ورزي در غذا خودداري مي كرد. در همه احوال، متانت بيش از حد سن و سال خويش از خود نشان مي داد. بعضي روزها همين كه از خواب برمي خاست، بر سر چاه زمزم مي رفت و از آب آن جرعه اي چند مي نوشيد و چون به وقت چاشت به صرف غذا دعوتش مي نمودند، مي گفت: "احساس گرسنگي نمي كنم." او نه در كودكي و نه در بزرگسالي، هيچ گاه از گرسنگي و تشنگي سخن به زبان نمي آورد. عموي مهربانش ابوطالب او را هميشه در كنار بستر خود مي خوابانيد. او مي گويد: من هرگز كلمه اي دروغ از او نشنيدم و كار ناشايسته و خنده بي جا از او نديدم. او به بازيچه هاي كودكان رغبت نمي كرد و گوشه گيري و تنهايي را دوست مي داشت و در همه حال متواضع بود. آن حضرت در سيزده سالگي، ابوطالب را در سفر شام، همراهي كرد. در همين سفر بود كه شخصيت، عظمت، بزرگواري و امانتداري خود را نشان داد. بيست و پنج سال داشت كه با خديجه دختر خويلد ازدواج كرد. محمد(ص) در ميان مردم مكه به امانتداري و صداقت مشهور گشت تا آنجا كه همه، او را محمد امين مي خواندند. در همين سن و سال بود كه با نصب حجرالاسود و جلوگيري از فتنه و آشوب قبايل، كارداني و تدبير خويش را ثابت كرد و با شركت در انجمن جوانمردان مكه(حلف الفضول) دوستي خود را به اثبات رساند. پاكي و درستكاري و پرهيز از شرك و بت پرستي و بي اعتنايي به مظاهر دنيوي و انديشيدن در نظام آفرينش، او را كاملاً از ديگران متمايز ساخته بود. آن حضرت در چهل سالگي به پيامبري برانگيخته شد و دعوتش تا سه سال مخفيانه بود. پس از اين مدت، به حكم آيه "وأنذر عشيرتك الاقربين": (خويشاوندان نزديك خود را هشدار ده)، رسالت خويش را آشكار ساخت و از بستگان خود آغاز كرد و سپس دعوت به توحيد و پرهيز از شرك و بت پرستي را به گوش مردم رساند. از همين جا بود كه سران قريش، مخالفت با او را آغاز كردند و به آزار آن حضرت پرداختند. حضرت محمد(ص) در مدت سيزده سال در مكه، با همه آزارها و شكنجه هاي سرمايه داران مشرك مكه و همدستان آنان، مقاومت كرد و از مواضع الهي خويش هرگز عقب نشيني ننمود. پس از سيزده سال تبليغ در مكه، ناچار به هجرت شد. پس از هجرت به مدينه زمينه نسبتاً مناسبي براي تبليغ اسلام فراهم شد، هر چند كه در طي اين ده سال نيز كفار، مشركان، منافقان و قبايل يهود، مزاحمت هاي بسياري براي او ايجاد كردند. آن حضرت در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حج و ترك مكه و ابلاغ امامت علي بن ابي طالب(ع) در غدير خم و اتمام رسالت بزرگ خويش، در بيست و هشت صفر سال يازدهم هجري، رحلت فرمود.

 

● اخلاق و سيره پيامبر اكرم(ص)

 

رسول اكرم(ص) كامل ترين انسان و بزرگ و سالار تمام پيامبران است. در عظمت آن حضرت همين بس كه خداوند متعال در قرآن مجيد او را با تعبير "يا ايهاالرسول" و يا "يا ايها النبي" مورد خطاب قرار مي دهد و او را به عنوان انساني الگو براي تمام جهانيان معرفي مي نمايد: "لقد كان لكم في رسول ا... اسوة الحسنه".

در(سيره و سخن) پيامبر خدا براي شما الگوي نيكويي است. او به حق داراي اخلاقي كامل و جامع تمام فضايل و كمالات انساني بود. هم چنين خداوند در قرآن كريم اين گونه پيامبر خويش را ستوده است: "انك لعلي خلق عظيم"؛ (اي پيامبر تو داراي بهترين اخلاق هستي.)

"ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك"؛ اگر تندخو و سخت دل مي بودي مردم از اطرافت پراكنده مي شدند.

از اين رو، يكي از مهم ترين عوامل پيشرفت اسلام، اخلاق نيكو و برخورد متين و ملايم آن حضرت با مردم بود.

در طول زندگاني او هرگز ديده نشد وقتش را به بطالت بگذراند. در مقام نيايش هميشه مي گفت: "خدايا از بيكارگي و تنبلي و زبوني به تو پناه مي برم." و مسلمانان را به كار كردن تحريض مي نمود. آن حضرت هميشه جانب عدل و انصاف را رعايت مي كرد و هيچ گاه در معامله سختگيري نمي كرد و با كسي مجادله و لجاجت نمي نمود و كار خود را به گردن ديگري نمي انداخت. او صدق گفتار و اداي امانت را قوام زندگي مي دانست و مي فرمود: اين دو در همه تعاليم پيغمبران تأكيد و تأييد شده است. در نظر او همه افراد جامعه، موظف به مقاومت در برابر ستمكاران هستند و نبايد نقش تماشاگر داشته باشند. مي فرمود: "برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، ياري نما!" اصحاب گفتند: معني ياري كردن مظلوم را دانستيم، ولي ظالم را چگونه ياري كنيم؟ فرمود: "دستش را بگيريد تا نتواند به كسي ستم كند!" از آنجا كه ما در روزگار تباهي اخلاق و غلبه شهوات و آفات به سر مي بريم، مناسب است كه سيماي صميمي پيامبران الهي را عموماً و چهره تابناك و حقيقت انساني محمد(ص) پيامبر اسلام را خصوصاً در تابلوي تاريخي مستند و شكوهمندي بيابيم كه به حق در عصر ما برترين تصوير انساني نزديك به حقيقت از آن حضرات است. منشور سه بعدي تاريخ، سه چهره را نشان مي دهد: قيصران، فيلسوفان و پيامبران. پيامبران سيمايي دوست داشتني دارند، در رفتارشان صداقت و صميميت بيشتر از ابهت و قدرت پيداست، از پيشانيشان پرتو مرموزي كه چشم ها را خيره مي دارد ساطع است؛ پرتويي كه هم چون "لبخند سپيده دم" محسوس است اما هم چون راز غيب، مجهول مي باشد. ساده ترين نگاه ها آن را به سادگي مي بينند، اما پيچيده ترين نبوغ ها به دشواري مي توانند به كنه آن دست يابند. و اين است كه هر گاه بر بلندي قله تاريخ برآييم انسان ها را هميشه و همه جا در پي اين چهره هاي ساده اما شگفت مي بينيم كه "عاشقانه چشم به آنان دوخته اند." ابراهيم، نوح، موسي و عيسي، پيامبران بزرگ تاريخ اين چنين بوده اند، اما محمد(ص) كه خاتم الانبيا است چگونه است؟ او كه در برابر كساني كه با وي به مشاجره برمي خاستند تنها به خواندن آياتي از قرآن اكتفا مي كرد و عقيده خويش را با سبكي ساده و طبيعي بيان مي كرد و به جدل نمي پرداخت. در برابر كساني كه او را مي آزردند چنان گذشت مي كرد و بدي را به مهر پاسخ مي داد و آنان را شرمنده مي ساخت. هر روز، از كنار كوچه اي كه مي گذشت، فردي يهودي تشتي خاكستر گرم از بام خانه بر سرش مي ريخت و ايشان بي آن كه خشمگين شود، به آرامي رد مي شد و گوشه اي مي ايستاد و پس از پاك كردن سر و رو و لباسش به راه مي افتاد. روز ديگر با آن كه مي دانست باز اين كار تكرار خواهد شد مسير خود را عوض نمي كرد. يك روز كه از آن جا مي گذشت با كمال تعجب از تشت خاكستر خبري نشد! محمد(ص) با لبخند بزرگوارانه اي گفت: رفيق ما امروز به سراغ ما نيامد! گفتند: بيمار است. گفت: بايد به عيادتش رفت. بيمار در چهره محمد(ص) كه به عيادتش آمده بود چنان صميميت و محبت صادقانه اي احساس كرد كه گويي سال ها است با وي سابقه ديرين دوستي و آشنايي دارد.

مرد يهودي در برابر چنين چشمه زلال و جوشاني از صفا و مهرباني و خير، يكباره احساس كرد كه روحش شسته شد و لكه هاي شوم بدپسندي و آزارپرستي و ميل به كجي و خيانت از ضميرش پاك گرديد.

چنان متواضع بود كه عرب خود خواه و مغرور و متكبر را به اعجاب وا مي داشت. زندگي اش، رفتارش و خصوصيات اخلاقي اش، محبت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندي انديشه و زيبايي روح را الهام مي داد. سادگي رفتارش و نرمخويي و فروتني اش از صلابت شخصيت و جذبه معنويتش نمي كاست. هر دلي در برابرش به خضوع مي نشست و هر غروري از شكستن در پاي عظمت زيبا و خوب او سيراب مي شد. در هر جمعي برتري او بر همه نمايان بود.

 

 

 

● صفات و ويژگي هاي پيامبر اكرم(ص)

 

از آشكارترين صفات رسول خدا(ص) اين بود كه غرور پيروزي او را نمي گرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكه نشان داد و نيز از شكست نااميد نمي شد، همان طور كه شكست احد بر وي تأثير نداشت، بلكه پس از آن به سرعت براي جنگ "حمراءالاسد" آماده شد و نيز نقض پيمان بني قريظه و پيوستن آنان به سپاه احزاب بر روحيه او تأثيري نگذاشت، بلكه او را ثابت قدم گردانيد. از صفات ديگر او احتياط و پرهيز بود كه نيروي دشمن را بدين وسيله ارزيابي كرده، براي مقابله با او به تهيه ابزار و تجهيزات دست مي زد. حتي هنگام اقامه نماز نيز احتياط را از دست نمي داد، بلكه مراقب و هوشيار بود. صفت ديگر او نرمي همراه با صلابت بود كه در شرايط متغير جنگي از آن برخوردار بود و به سبب سرعت تغيير اين شرايط، دستورها و احكام جديدي صادر مي كرد. سرعت در فرماندهي نزد او براي مقابله با مسائل جدي، شرطي اساسي بود و به تمركز فرماندهي، توجه و تأكيد فراوان داشت. با ياران و قوم خود رفتاري مبتني بر جذب و اصلاح داشت و روح اعتماد و آرامش را در ميان آنها تقويت مي كرد. به كوچك رحم مي كرد، بزرگ را گرامي مي داشت، يتيم را خشنود كرده و پناه مي داد، به فقيران و مسكينان نيكي و احسان مي كرد، حتي به حيوانات هم ترحم مي نمود و از آزار آنها نهي مي كرد. از مهم ترين نمونه هاي انسانيت رسول خدا(ص) اين كه آن حضرت نيروهايي را كه براي سريه ها و جنگ با دشمن اعزام مي كرد به دوستي و مدارا با مردم و عدم يورش و شبيخون عليه ايشان وصيت و سفارش مي فرمود. آن حضرت بيشتر دوست داشت دشمن را به سوي صلح منقاد كند، نه اين كه با خشونت و جنگ پاسخ آنان را بدهد. آن حضرت سفارش مي كرد تا پيرمردان، كودكان و زنان را نكشند و بدن مقتول را مثله نكنند. وقتي قريش به او پناه آوردند، محاصره اقتصادي زنان را لغو و با تقاضاي ايشان، براي تهيه گندم از يمن موافقت فرمود. ايشان مردم را به صلح كامل در جهان دعوت مي كرد و از جنگ، جز به هنگام ضرورت و ناچاري، پرهيز مي كردند. نامه هايي كه به سوي پادشاهان مي فرستاد به سلام و صلح، آراسته و مزين بود و آن را براي آغاز كلام در ديدار بين فرزندان آدم قرار داده بود. پيامبر اكرم(ص) در جنگ ها بيش از يك فرمانده تعيين مي كرد، ضوابطي دقيق براي فرماندهي لشكر و تقويت آن قرار مي داد و بين اصول سياسي و نظامي ارتباط برقرار مي ساخت و اطاعت از فرماندهان را رمزي براي انضباط، انقياد و فرمانبرداري مي دانست. او برنامه ريزي جدي، سازماندهي نمونه و فرماندهي برتر را بنياد گذاشت و فرماندهي لشكر را بر اساس شايستگي و شناخت برگزيد. لشكر را به طور يكسان در فرماندهي خود جمع كرد و از آنچه كه در وسع و توانايي رزمندگان بود بيشتر به آنان مي بخشيد.

 

● تلاش براي تحقق انسانيت

 

وجود رسول خدا(ص) براي همه مردم مايه رحمت بود و هيچ كس را به سبب رنگ و جنس از شمول آن مستثني نمي كرد. همه مردم نزد او روزي خور خداوند بودند. از جمله مهم ترين رهنمودهاي آن حضرت اين موارد بودند:

۱- رشد و اعتلاي انسانيت، مي فرمود: "همه مردم از آدم هستند و آدم نيز از خاك است." ۲- صلح و سلامتي قبل از جنگ. ۳- گذشت و بخشش قبل از مجازات. ۴- آسان گيري و گذشت قبل از مجازات.

از اين رو، مشاهده مي كنيم كه جنگ هاي او همگي براي اهداف والاي انساني بوده و به منظور تحقق انسانيت انجام مي شده است. آن حضرت به نيكي و احسان به مردم و دوستي و مدارا با آنان فرمان مي داد. او نمونه هاي كامل از رحمت را در فتح مكه نشان داد كه با وجود پيروزي بر دشمنان با ايشان برخوردي نيكو كرد. با توجه به اين كه مي توانست از همه آنان انتقام بگيرد، ولي آنان را بخشيد و فرمود: "برويد شما آزاد هستيد". در جنگ"ذات الرقاع" به"غوث بن الحارث" كه براي قتل آن حضرت مي كوشيد دست يافت، ولي از او گذشت و او را آزاد كرد. پيامبر با اسيران با مدارا و رحمت برخورد مي كرد، بر بسياري از آنان منت مي گذاشت و آزادشان مي ساخت و لشكريان را به آنان سفارش مي كرد. از جمله در يكي از جنگ ها، با دست خود، دست اسيري را -كه صداي ناله او را شنيد- باز كرد.

 

منبع: روزنامه قدس


٠٧:١٧ - دوشنبه ١٤ آبان ١٣٩٧    /    شماره : ٣٧٨١    /    تعداد نمایش : ٤٤١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.