يکشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٧
صفحه اصلی > مقالات 
نظرسنجی
به نظر شما جمعيت بانوان فرهيخته از چه قشري بايد باشد

دانشگاهي
حوزوي
افراد صاحب منصب
افراد برجسته در همه زمينه ها

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 542542
 بازدید امروز : 39
 کل بازدید : 1756947
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/1250
اخبار > ماه صفر، دومين ماه سال قمري است.


  چاپ        ارسال به دوست

ماه صفر در تاريخ قمري

ماه صفر، دومين ماه سال قمري است.

ماه صفر، دومين ماه سال قمري است. تاريخ قمري همانند ساير تاريخ هاي رايج، از دوازده ماه تشکيل يافته و اسامي آن ها بدين ترتيب است: محرم، صفر، ربيع الاوّل، ربيع الثّاني، جمادي الاولي، جمادي الثّانيه، رجب، شعبان، رمضان، شوّال، ذوالقعده و ذوالحجّه. اين تاريخ، پيش از اسلام، در ميان مردم جزيرة العرب رواج داشت و تاريخ رسمي آنان بود. پس از ظهور دين مبين اسلام، تاريخ قمري به عنوان يک تاريخ مذهبي و ملي، مورد پذيرش مسلمانان قرار گرفت. در عصر خلافت عمر بن خطاب (دومين خليفه مسلمانان) با پيشنهاد حضرت علي(ع) و تصويب خليفه وقت، هجرت پيامبر اکرم(ص) از مکه معظمه به مدينه منوره، مبداء تاريخ قمري اسلامي قرار گرفت. بدين جهت، اين تاريخ را، تاريخ هجري قمري ناميده اند. گفتني است که تاريخ قمري بر اساس گردش ماه(قمر) بر دور زمين محاسبه مي گردد. به اين صورت که ماه، هنگامي گردش خود را از هلال آغاز مي کند تا به پايان رساند و به هلال بعدي وصل شود، يک ماه پديد مي آيد و با دوازده بار تکرار اين گردش، يک سال قمري شکل مي گيرد. هر ماه قمري، مدتش ۲۹ روز و ۱۲ ساعت و ۴۳ دقيقه است و تعداد روزهاي يک سال قمري، ۳۵۴ روز است. اما تاريخ هاي ديگر، مانند: هجري شمسي، فرس قديم، ميلادي و غيره، بر اساس گردش زمين بر دور خورشيد محاسبه مي گردد و تعداد روزهاي آن ها، ۳۶۵ روز و ۶ ساعت است. به همين جهت ميان تاريخ قمري و تاريخ شمسي، در حدود يازده روز در هر سال فاصله است.
 
علل نام گذاري ماه هاي قمري
 
ابن عساکر در کتاب گرانسنگ«تاريخ دمشق» به نقل از ابوعمروبن علاء درباره علل نام گذاري ماه هاي قمري گفته است: إنّما سُمّي المحرّم لان القتال حرم فيه، و صفر لان العرب کانت تنزل فيه بلادا يقال لها صفر، و شهرا ربيع کانوا يربعون فيها، و جماديان کان يجمد فيها الماء، و رجب کانوا يرجبون فيه النّخل، و شعبان شعب فيه القبائل، و رمضان رمضت فيه الفصال من الحرّ، و شوّال شالت الا بل باءذنابها للضرب، و ذوالقعدة قعدوا فيه عن القتال، و ذوالحجّة کانوا يحجّون فيه، فامّا اوّل السّنة فالمحرّم. يعني: ماه محرم، بدين جهت ناميده شده است که جنگ و درگيري در آن حرام شده است، و ماه صفر بدين لحاظ ناميده شده است که عرب ها در اين ماه بر زمين هايي، منزل مي گزيدند که به آن ها صفر گفته مي شد، و دو ماه ربيع(اوّل و ثاني) بدين جهت ناميده شده اند که عرب ها در اين دو ماه زندگي بهاري در پيش مي گرفتند، و دو ماه جمادي (اوّل و آخر) بدين جهت ناميده شده است که عرب ها در اين ماه براي درختان خرما ستون هايي قرار مي دادند تا بر اثر زيادي محصول خرما، شاخه ها و درختان خرما نشکند، و شعبان از اين جهت ناميده شده است که قبيله ها در آن از يکديگر پراکنده و جدا مي شدند، و رمضان از اين جهت ناميده شده است که در آن، فصل هاي سال به شدت گرما مي رسند، و شوال بدين جهت ناميده شده است که شتر، دم خود را براي زدن بالا مي برد(کنايه از آمادگي عرب ها براي ضربه زدن به يکديگر)، و ذي قعده به اين سبب ناميده شده است که مردم در اين ماه به خاطر حرمت جنگ و خون ريزي، خانه نشين مي شوند، و ذي الحجّه بدين سبب ناميده شده است که عرب ها در اين ماه، به حجّ خانه خدا مي پرداختند. و اما نخستين ماه سال، ماه محرم است. صفر به معناي خالي نيز آمده است. ممکن است علت نام گذاري اين ماه بدين جهت باشد که عرب ها پس از تحمل سه ماه حرام و خودداري از قتل و غارت و خون ريزي، با آغاز ماه صفر به جنگ و غارتگري مي پرداختند و روستانشينان و ساکنان کم جمعيت باديه ها از ترس هجوم غارتگران و جنايتکاران، اسباب و اثاث خويش را جمع کرده و به جاهاي امن کوچ مي نمودند و روستاها و باديه هاي خود را خالي مي کردند.
 
حرمت ماه صفر در نزد قريش
اهالي حجاز، به ويژه قبيله معروف«قريش» پيش از ظهور اسلام، نسبت به زيارت خانه خدا و حرام دانستن چهار ماه از ايام سال قمري که از سنت هاي بر جاي مانده از حضرت ابراهيم(ع) و فرزندش اسماعيل(ع) بود، مرتکب تحريف و تغيير در احکام الهي و عمل نمودن به هواهاي نفساني خود مي شدند. آنان چون مردمي جنگجوي، قبيله گرا و فاقد تشکيلات حکومتي و دولت بودند، در بيشتر سال به تاراج دارايي ها، جنگ و خون ريزي يکديگر و ساير ساکنان شبه جزيره مي پرداختند و امنيت جامعه را به کلي از ميان مي بردند. از سوي ديگر ناچار بودند که به خاطر پاي بندي به سنّت آبا و اجدادي خويش، چهار ماه حرام را تحمل کنند و در اين مدت از جنگ و خون ريزي و غارتگري دست بردارند. پس از مدتي، تحمل سه ماه حرام(يعني: ذي قعده، ذي حجه و محرم) که پشت سر هم بودند، بر آنان دشوار آمد و در صدد تغيير آن برآمدند. آنان تصميم گرفتند که حرمت ماه ذي قعده و ذي حجه را نگه دارند و اين دو ماه را جهت زيارت خانه خدا براي ساکنان شبه جزيره در امنيت نگه دارند، ولي بر خلاف سنت ابراهيمي، حرمت ماه محرم را شکسته و آن را براي خود مباح سازند و در اين ماه، بسان ماه هاي ديگر سال به جنگ و غارتگري بپردازند و به جاي آن، ماه صفر را حرام نمايند. بدين جهت، مدتي ماه صفر در نزد آنان، از جمله ماه هاي حرام بوده است. هم چنين آنان دست کاري ديگري در ماه هاي حرام کرده بودند و آن عبارت بود از اين که هر ماه حرام را دو سال حرام مي دانستند و ماه هاي ديگر را حلال مي شمردند. به عنوان مثال، دو سال پشت سر هم، ماه محرم را ماه حرام و ماه زيارت مي دانستند و ماه هاي ديگر را براي خويش مباح مي نمودند و سپس دو سال بعد، ماه صفر را ماه زيارت و ماه حرام مي دانستند و ساير ماه ها را حلال و مباح مي شمردند. تا اين که حج آنان در حجة الوداع که آخرين سفر زيارتي رسول خدا(ص) به مکه معظمه بود، مصادف شد با ماه ذي الحجّه، و در اين ماه مسلمانان حج واجب و زيارت خانه خدا را به جاي آوردند و به دستور رسول خدا(ص) اين ماه براي هميشه ماه زيارتي خانه خدا و حج واجب تعيين گرديد.
 
برخورد قرآن کريم با تحريف هاي مشرکان قريش
 
قرآن کريم که کامل ترين کتاب آسماني است، تحريف هاي پديد آمده از سوي مشرکان قريش در تغيير و تبديل ماه حرام و دست کاري در احکام الهي را به رسميت نشناخت و آن را محکوم کرد. در سوره مائده، خطاب به مؤ منان فرمود: يا اَيهَا الَّذينَ امَنوُا لا تُحِلّوُا شَعائِرَ اللّهِ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ... اي کساني که ايمان آورده ايد، شعائر الهي و ماه حرام را بر خود حلال و مباح نسازيد. در سوره توبه، اين موضوع را به صورتي روشن تر بيان کرد و کردار مشرکان و کافران را تقبيح نمود: إنَّمَا النَّسيئي زِيادَةٌ فِي الْکُفرِ يضَلُّ بِهِ الَّذينَ کَفَروُا يحِلُّونَهُ عاما وَ يحَرِّمُونَهُ عاما لِيوُا طِئوُا عِدَّةَ ما حرَّمَ اللّهُ، فَيحِلُّوا ما حَرَّمَ اللّهُ زُينَ لَهُمْ سُوءُ اَعْمالِهِمْ. همانا فراموشي(نسبت به ماه هاي حرام) در کفر(عصر جاهليت) بسيار بود که به واسطه آن گمراه مي شدند آناني که کفر را پيشه خود کرده بودند. به طوري که(آن ها را) در سالي حلال و در سال ديگر حرام مي شمردند تا پايمال کنند شمار آن چه(از ماه ها) را که خدا حرام کرده است. پس آنان، مباح مي کردند آن چه را که خدا حرام کرده بود.(بدين ترتيب) کردار زشت شان بر آنان آراسته مي گرديد. قرآن کريم بسان سنّت ابراهيمي، تنها ماه هاي ذي قعده، ذي حجّه، محرّم و رجب را حرام و ماه هاي زيارت دانسته است.
 
ماه صفر در نزد شيعيان
 
شيعيان إثني عشري و محبان اهل بيت(ع)، ماه صفر را از ايام سوگواري سال مي دانند. زيرا در ابتداي اين ماه خانواده امام حسين(ع) و بازماندگان واقعه کربلا را به صورت اسيري وارد شام نمودند و آنان را در فشار روحي و رواني و مورد تحقير و توهين قرار دادند، به طوري که يکي از فرزندان خردسال امام حسين(ع)، به نام رقيه(س)، بر اثر اين سختي هاي طاقت فرسا، در دمشق به لقاءاللّه پيوست. هم چنين، بيستم اين ماه، اربعين شهادت امام حسين(ع) و يارانش در کربلا است. بنا به روايت علماي شيعه و برخي از علماي اهل سنت، در ۲۸ صفر، رحلت جانگداز رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص) و شهادت سبط پيامبر، حضرت امام حسن مجتبي(ع) و در آخر اين ماه، شهادت ثامن الحجج حضرت علي بن موسيالرضا(ع) واقع شده است. بدين جهت، شيعيان اين ماه را همانند ماه محرم، به سوگواري مي پردازند. در بسياري از مراسم ها و محافل مذهبي، دو ماه محرم و صفر را پشت سر هم گرامي مي دارند و در آن ها به عزاداري مشغول مي باشند. وليکن، اکثر مورخان اهل سنت، رحلت پيامبر (ص) را در ماه ربيع الاول مي دانند.
 
نويسنده: سيد تقي واردي
منبع: کتاب روزشمار تاريخ اسلام"ماه صفر"


٢٠:٥٢ - سه شنبه ١٧ مهر ١٣٩٧    /    شماره : ٣٦٤٤    /    تعداد نمایش : ٣٠٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.