سه شنبه ٢٩ آبان ١٣٩٧
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
نظرسنجی
به نظر شما جمعيت بانوان فرهيخته از چه قشري بايد باشد

دانشگاهي
حوزوي
افراد صاحب منصب
افراد برجسته در همه زمينه ها

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 550159
 بازدید امروز : 116
 کل بازدید : 1782321
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0/1562
اخبار > امام حسن(ع) در کمالات انساني يادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پيغمبر(ص) زنده بود، او و برادرش حسين در کنار آن حضرت جاي داشتند، گاهي آنان را بر دوش خود سوار مي کرد و مي بوسيد و مي بوييد.


  چاپ        ارسال به دوست

سالروز شهادت حضـرت‎ امام‎ حسن‎‎‎ مجتبي‎(ع)

امام حسن(ع) در کمالات انساني يادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پيغمبر(ص) زنده بود، او و برادرش حسين در کنار آن حضرت جاي داشتند، گاهي آنان را بر دوش خود سوار مي کرد و مي بوسيد و مي بوييد.

امام حسن(ع) فرزند اميرمؤمنان علي بن ابيطالب و مادرش مهتر زنان، فاطمه زهرا(س)، دختر پيامبر خدا(ص) است. امام حسن(ع) در شب نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدينه تولد يافت. وي نخستين پسري بود که خداوند متعال به خانواده علي و فاطمه عنايت کرد.
پيامبر اکرم(ص) به حسن و برادرش حسين علاقه خاصي داشت و بارها مي فرمود که حسن و حسين فرزندان من هستند. امام حسن(ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت، به امامت رسيد و مقام خلافت ظاهري را نيز اشغال کرد و نزديک به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت. در اين مدت، معاويه که دشمن سرسخت علي(ع) و خاندان او بود و سال ها به طمع خلافت(در آغاز به بهانه خونخواهي عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگيده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن(ع) بود لشکر کشيد و جنگ آغاز کرد.
 
● کمالات انساني
 
امام حسن(ع) در کمالات انساني يادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پيغمبر(ص) زنده بود، او و برادرش حسين در کنار آن حضرت جاي داشتند، گاهي آنان را بر دوش خود سوار مي کرد و مي بوسيد و مي بوييد. از پيغمبر اکرم(ص) روايت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسين(ع) مي فرمود: اين دو فرزند من، امام هستند خواه برخيزند و خواه بنشينند(کنايه از اين که در هر حال امام و پيشوايند).
از خدا طلب بهشت مي کرد و به او از آتش جهنم پناه مي برد. چون وضو مي ساخت و به نماز مي ايستاد، بدنش به لرزه مي افتاد و رنگش زرد مي شد. سه نوبت دارايي اش را با خدا تقسيم کرد و دو نوبت از تمام مال خود براي خدا گذشت. در روايات است که امام حسن(ع) در زمان خودش عابدترين و بي اعتنا ترين مردم به زيور دنيا بود. در سرشت و طينت امام حسن(ع) برترين نشانه هاي انسانيت وجود داشت.
 
● بيعت مردم با حسن بن علي(ع)
 
هنگامي که حادثه دهشتناک ضربت خوردن علي(ع) در مسجد کوفه پيش آمد و مولي (ع) بيمار شد به امام حسن(ع) دستور داد که در نماز بر مردم امامت کند و در آخرين لحظات زندگي، او را به اين سخنان وصي خود قرار داد: "پسرم! پس از من، تو صاحب مقام و صاحب خون مني". و حسين و محمد و ديگر فرزندانش و رؤساي شيعه و بزرگان خاندانش را بر اين وصيت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحويل داد و سپس فرمود: "پسرم! رسول خدا دستور داده است که تو را وصي خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحويل دهم. هم چنان که آن حضرت مرا وصي خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور کرده که به تو دستور دهم در آخرين لحظات زندگيت، آنها را به برادرت حسين بدهي". امام حسن(ع) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ايستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش، علي(ع) با مردم سخن بگويد. آن گاه پس از حمد و ثناي بر خداوند متعال و رسول اکرم(ص) چنين گفت: "همانا در اين شب چنان کسي وفات يافت که گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آيندگان به او نخواهند رسيد." مردم با شوق و رغبت با امام حسن بيعت کردند. پس از بيعت مردم، امام حسن(ع) به ايراد خطبه اي پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بيت پيغمبر(ص) که يکي از دو يادگار گران وزن و در رديف قرآن کريم هستند تشويق فرمود و آنها را از فريب شيطان و شيطان صفتان بر حذر داشت. روش زندگي امام حسن(ع) در دوران اقامتش در کوفه او را قبله نظر و محبوب دل ها و مايه اميد ساخته بود. حسن بن علي(ع) شرايط رهبري را در خود جمع داشت زيرا اولاً فرزند رسول خدا(ص) بود و دوستي او يکي از شرايط ايمان بود. امام(ع) کارها را نظم داد و واليان براي شهرها تعيين فرمود و انتظام امور را بدست گرفت. اما زماني نگذشت که مردم چون امام حسن(ع) را مانند پدرش در اجراي عدالت و احکام و حدود اسلامي قاطع ديدند، عده زيادي از افراد با استفاده از نفوذ خود به توطئه هاي پنهاني دست زدند و حتي در نهان به معاويه نامه نوشتند و او را به حرکت به سوي کوفه تحريک کرده، ضمانت کردند که هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن علي(ع) نزديک شود، حسن را دست بسته تسليم او مي کنند يا ناگهان او را بکشند. در برابر اين عده منافق، شيعيان علي(ع) و جمعي از مهاجر و انصار بودند که به کوفه آمده و در آنجا سکونت اختيار کرده بودند. اين بزرگ مردان مراتب اخلاص و صميميت خود را در همه مراحل ثابت کردند.
امام حسن(ع) وقتي طغيان و عصيان معاويه را در برابر خود ديد با نامه هايي او را به اطاعت، عدم توطئه و خونريزي فرا خواند ولي معاويه در جواب امام(ع) تنها به اين امر استدلال مي کرد که من درحکومت از تو با سابقه تر و در اين امر آزموده تر و به سال از تو بزرگ ترم همين و ديگر هيچ! و بدين ترتيب دشمني و سرکشي از طرف معاويه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشي آغاز کرد. معاويه با توطئه هاي زهرآگين و انتخاب زمان مناسب و ايجاد روح اخلالگري و نفاق، توفيق يافت. او با خريداري وجدان هاي پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحيه يأس، مردم سست ايمان را به دور خود جمع کرد و از سوي ديگر، همه سپاهيانش را به بسيج عمومي فرا خواند. امام حسن(ع) نيز تصميم خود را براي پاسخ به ستيزه جويي معاويه دنبال کرد و رسماً اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاويه کساني بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام بودند، اما در لشکر امام حسن(ع) چهره هاي تابناک شيعياني ديده مي شد مانند حجر بن عدي، ابوايوب انصاري و عدي بن حاتم که به تعبير امام(ع) "يک تن از آنان افزون از يک لشکر بود". اما در برابر اين بزرگان، افراد سست عنصري نيز بودند که جنگ را با گريز جواب مي دادند و در نفاق افکني توانايي داشتند و فريفته زر و زيور دنيا مي شدند. امام حسن(ع) از آغاز اين ناهماهنگي بيمناک بود. و همين شرايط موقعيتي را فراهم کرد که براي امام(ع) جز "صلح " با معاويه، راه حل ديگري نماند. معاويه وقتي وضع را مساعد يافت به امام حسن(ع) پيشنهاد صلح کرد. امام حسن براي مشورت با سپاهيان خود خطبه اي ايراد فرمود و آنها را به جانبازي و يا صلح، يکي از اين دو راه تحريک و تشويق فرمود. عده زيادي خواهان صلح بودند. عده اي نيز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام پيشنهاد صلح معاويه مورد قبول امام حسن واقع شد، ولي اين فقط بدين منظور بود که او را در قيد و بند شرايط و تعهداتي گرفتار سازد که معلوم بود کسي چون معاويه دير زماني پاي بند آن تعهدات نخواهد ماند و در آينده نزديکي آنها را يکي پس از ديگري زير پاي خواهد نهاد، در نتيجه، ماهيت ناپاک معاويه و عهد شکني هاي او و عدم پاي بندي او به دين و پيمان، بر همه مردم آشکار خواهد شد و نيز امام حسن(ع) با پذيرش صلح از خونريزي که هدف اصلي معاويه بود و مي خواست ريشه شيعه و شيعيان آل علي(ع) را به هر قيمتي که هست، قطع کند، جلوگيري فرمود. بدين صورت چهره تابناک امام حسن(ع)، هم چنان که جد بزرگوارش رسول الله(ص) پيش بيني فرمود بود، به عنوان"مصلح اکبر" در افق اسلام نمودار شد. معاويه در پيشنهاد صلح هدفي جز ماديات محدود نداشت و مي خواست که بر حکومت استيلا يابد. اما امام حسن(ع) بدين امر راضي نشد مگر بدين جهت که مکتب خود و اصول فکري خود را از انقراض محفوظ بدارد و شيعيان خود را از نابودي برهاند. پس از چند روز امام حسن(ع) آماده حرکت به مدينه شد. معاويه به اين ترتيب خلافت اسلامي را در زير تسلط خود آورده وارد عراق شد و در سخنراني عمومي رسمي، شرايط صلح را زير پا نهاد و از هر راه ممکن استفاده کرد و سخت ترين فشار و شکنجه را بر اهل بيت و شيعيان ايشان روا داشت. امام حسن(ع) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشيد، در نهايت شدت و اختناق زندگي کرد و هيچ گونه امنيتي نداشت، حتي در خانه نيز در آرامش نبود. سر انجام در سال پنجاهم هجري به تحريک معاويه بدست همسر خود(جعده ملعونه) مسموم، شهيد و در بقيع مدفون شد.
 


٠٦:٤٩ - دوشنبه ١٤ آبان ١٣٩٧    /    شماره : ١٦٠١    /    تعداد نمایش : ٤٥١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.