چهارشنبه ٣٠ مهر ١٣٩٩
شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را مى زدايد و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بين مى برد.صفحه اصلی > اخبار  
منو اصلی
عنوان

قال رسول الله(ص):

اتق دعوة المظلوم فإنما یسال الله حقه وان الله لن یضیع لذی حق حقه


از نفرین مظلوم بپرهیز زیرا وی به دعا حق خویش را از خدا میخواهد و خدا حق رااز حق دار دریغ نمیدارد.


کنزالعمال، ج. ۳، ص. ۵۰۷، ح. ۷۶۵۰،

عنوان

 از ابى عبد اللَّه (ع) روايت شده كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «هيچ شخص مسلمانى پس از اسلام از هيچ چيزى بهتر از همسرى مسلمان بهره نبرده است؛ كه چون به او بنگرد، شادمانش مى‏كند، چون فرمانش دهد، از او فرمان مى‏برد، و چون از او غايب شود، در مورد خويش و مال او، [مصلحت و آبرويش را] حفظ مى‏كند».

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 545201
 بازدید امروز : 522
 کل بازدید : 2410496
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 0/2188
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
عضويت جديد
اخبار > در جهان هستي، بسياري مطالب از اسرار است و انسان ها از آنها بي خبرند


  چاپ        ارسال به دوست

گريه در فرهنگ شيعه چه جايگاهي دارد كه اين همه بر آن تاكيد شده است؟

در جهان هستي، بسياري مطالب از اسرار است و انسان ها از آنها بي خبرند

ابتدا بايد به اين نكته توجه كرد كه در جهان هستي، بسياري مطالب از اسرار است و انسان ها از آنها بي خبرند برخي نيز تنها به ظواهر پديده ها توجه دارند و فهم خويش را در همان نمود، محدود مي كنند و هيچ گاه نمي انديشند كه در وراي امر ظاهري، امري مهم تر و عظيم تر نهفته است.

گريه نيز از جمله همين امور است. بسياري تخيل مي كنند كه گريه صرفاً امري است حكايت گر و نشان دهنده تألم و عواطف آدمي. برخي نيز كودكانه گريه را به باد استهزا گرفته آن را نشانه اي از ارتجاع تلقي مي كنند عده اي ديگر منتقدانه مي گويند: گريه جز خمودي، چيز ديگري به ارمغان نمي آورد و حال آن كه دنياي امروز، دنياي تحرك و نشاط است و انسان جديد طالب شادي است ؛ تشنه آب چشم.

الف. انواع گريه:

گريه انواع و اقسامي دارد كه مهم ترين آن با شرحي مختصر چنين است: (دراين خصوص نگا: تفسير و نقد و تحليل مثنوي، ج2،دفتر2، صص263-272):

1- گريه ترس و هراس:

اين نوع گريه غالباً در اطفال وجود دارد و در واقع كودك با اين وسيله ترس خويش را نمايان مي كند.

 

2- گريه جلب ترحم:

خود بر دو قسم است: (طبيعي) كه بسيار مؤثر و برانگيزاننده است؛ مانند گريه كودكي كه پدر و مادر خويش را از دست داده است. (تصنعي)؛ كه در ظاهر به ديگران مي خواهند بباورانند كه ناراحت و اندوهگين است.

 

3- گريه غم و اندوه:

اين گريه انعكاسي از ظلمتي كه فضاي درون را فرا گرفته ابراز مي كند . جنبه مثبت اين نوع گريه تنها تخليه درون است و به همين جهت است كه پس از آن، آدمي كمي احساس آرامش مي كند.

 

4- گريه شوق و شادي:

اين نوع گريه ناشي از رقت قلبي است كه غالباً پس از دوره اي از يأس و نااميدي درباره موضوعي نمودار مي گردد.

 

5- گريه تقوا و رشد روحاني:

اين نوع گريه مختص مردان و زنان الهي است و بيان سوز درون و ابراز عجز و پشيماني ، توبه، پريشاني و عشق به معبود است. اين گريه، موجب پالايش روح و زمينه ساز قرب به خداوند است.گريه تقوا و پرهيزگاري، همان اشكي است كه اگر از سوز دل، بر گونه ها جاري گردد؛ توجه حضرت حق را به بنده خود جلب كرده بستر رحم و فضل او را فراهم مي سازد.

تانگريد ابر، كي خندد چمن                                    تانگريد طفل، كي جوشد لبن

طفل يك روزه همي داند طريق                               كه بگريم تا رسد دايه شفيق

تو نمي داني كه دايه دايگان                              كم دهد بي گريه شير او را رايگان

              گفت: فليبكوا كثيراً گوش دار                           تا بريزد شير فضل كردگار

(مثنوي ، ج3، دفتر 5)

براي اين گريه عواملي شمارش كرده اند:

 

5-1.ندامت از گناهان؛ گاهي اشك مردان الهي به دليل پشيماني از گناهي است كه مرتكب شده اند. اين اشك باعث مي شود كه آدمي از عمل زشت خود پشيمان گشته عزم خود را بر ترك افعال ناپسند تقويت كند چنان كه امام علي (ع) مي فرمايد: ( خوشا كسي كه به فرمان برداري پروردگار روي آورد و بر گناه خود بگريد)(نهج البلاغه ،176خ، ص185)

ور نمي تاني به كعبه لطف پر                                        عرضه كن بيچارگي بر چاره گر

زاري و گريه قوي سرمايه اي است                                         رحمت كلي قوي تر دايه اي است

دايه و مادر بهانه جو بود                                                         تا كه كي آن طفل او گريان شود

طفل حاجات شما را آفريد                                                     تا بناليد و شود شيرش پديد

گفت: ادعوا الله بي زاري مباش                           تا بجوشد شيرهاي مهرهاش

(مثنوي،ج1، دفتر2)

 

5-2. احساس ابهام در بازگشت نهايي به سوي خدا؛ مشتاقان كوي الهي هميشه خو را در خطر مي بينند و نگران از آن كه آينده چه خواهد شد؟ و آنان چگونه به منزل مقصود بار خواهند يافت و به چه كيفيتي در محضر پروردگار حاضر خواهند شد؟ آيا تا رسيدن به معبود ازلي، از خدعه هاي نفس و مكر شيطان در امان اند؟ اين نگراني و احساس ابهام در رجعت به سوي خداوند، موجب گريه آنان مي شود.

فراز هايي از مناجات امام سجاد(ع) حكايتگر اين عامل است: ( و مالي لا ابكي و لا ادري الي ما يكون مصيري واري نفسي تخاد عني و ايامي تخاتلني و قد خفقت عند رأسي اجنحة الموت فما لا ابكي ، ابكي لخروج نفسي، ابكي لظلمة قبري ابكي لضيق لحدي...)(مفاتيح الجنان ، دعاي ابو حمزه ثمالي)

 

5-3. شوق و محبت؛

دوستداران حقيقي پروردگار، از آنجا كه تنها محبوب را او مي دانند گاهي از شوق و نشاط لقاي او مي گريند و زماني از هجران او در شكوه اند چنين گريه اي هم از فراق يار است و هم از شوق ديدار او.

ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايي            چه كنم كه هست اين ها گل خير آشنايي

(حافظ)

 

5-4. خشيت؛

ترسي مبتني بر بينش و فهم است و هنگامي كه مردان و زنان الهي، عظمت خداوند را درك مي كنند-البته به قدر فهمشان- خوف از حضرتش پيدا كرده، اين ترس موجب گريستن آنان مي شود. امام صادق(ع) مي فرمايد: هر چشمي در روز قيامت گريان است ، مگر چشمي كه از محارم خدا اجتناب كند و چشمي كه شب را در طاعت خدا بيدار باشد و چشمي كه در دل شب از خشيت خدا گريه كند(اصول كافي،ج2،كتاب الدعاء،باب البكاء)

 

5-5. فقدان دوستان حقيقي؛

از آنجا كه از ديدگاه آيات قرآن و روايات ، محبوبان الهي در شمار دوستان حقيقي به شمار مي آيند و محبت به آنها محبت به خدا است؛ (نگا: دوست شناسي و دشمن شناسي درقرآن، فصل 3)

در صورت فقدان ظاهري چنين محبوباني، مردان الهي گريان اند و گريه آنها در واقع به دليل هجراني است كه در مراتب پايين تر از محبوب ازلي و انسان هاي كامل براي آنان پيش آمده است.

اين محبت از محبت ها جداست                                             حب محبوب خدا حب خداست

 

گريه ائمه (ع) بر يكديگر ،گريه رسول اكرم(ص) بر از دست دادن حمزه و همسر خود و ... همه ريشه در چنين گريه اي دارد(نگا: السيرة الحلبيه، ج2، ص247، بحارالانوار، ج36، ص349، ج43، ص238، ج28، ص37، ج22، ص484، همان، ج82، ص104، همان، ج42، ص283 و ص288و ..)

 

5-6. نداشتن فضايل و اوصاف راستين؛

گاهي اشك مردان الهي بر نبود اوصافي است كه بايد در وجودشان تجلي مي يافت و اين گريه در هنگام انديشه در داشته هاي انسان هاي برتر و راه طي كرده ها و فقدان آن در گريه كننده ؛ شدت مي گيرد و موجب آن مي شود كه آدمي در نيل به آن اوصاف كوشش كند.

به كنج ميكده گريان و سرفكنده شدم                            چرا كه شرم همي آيدم ز حاصل خويش (حافظ)

فرازي از دعاي امام سجاد نيز حكايتگر اين عامل است(و اعني بالبكاء علي نفسي فقد افنيت با التسويف و الآمال عمري)(دعاي ابو حمزه ثمالي)

 

ب: گريه ارزشي:

هرچند در خصوص انواع گريه هاي ديگر معني وارد نشده است ولي آنچه كه در آموزه هاي قرآني و روايي بر آن تأكيد شده است؛ همان گريه تقوا و رشد روحاني است. گريه اي كه در اين سوي پرده، (سوز دل) و در آن سوي پرده (آرامش، لذت، ابتهاج و كرامت)است.(اصول كافي، ج2، كتاب الدعاء، باب البكاء) اين سو (غم و پريشاني دل) است و آن طرف، (ابتهاج، شراب طهور و لذت شهود). (بحار الانوار،ج73،ص157)

شاد از غم شو كه غم دام لقاست             اندر اين ره سوي پستي ارتقاست

غم يكي گنجست و رنج تو چوكان              ليك كي درگيرد اين در كودكان

(مثنوي، ج2، دفتر3)

اين طرف گريه روحاني، گريه كردن است و در همان حال آن سوي قضيه، به حضرت معبود نزديك شدن(اصول كافي، همان جا)

حافظا شايد اگردر طلب گوهر وصل                      ديده دريا كنم ازاشك و در او غوطه خورم

 

از ديدگاه قرآن و روايات اين گريه داراي خصايص ذيل است:

يكم: منشأ آن فهم و شعور است؛ گريه رشد روحاني –با تمتم عواملش – از فهم و شعور سرچشمه مي گيردو از روي تقليد و گمان جاري نمي شود.

گريه پر جهل و پر تقليد و ظن                                       نيست همچون گريه آن مؤتمن

تو قيلس گريه بر گريه مساز                      هست زين گريه بدان ره دراز

(مثنوي، ج3، دفتر5)

قرآن مي فرمايد: اي رسول گرامي ما! به امت بگو شما به اين كتاب ايمان بياوريد يا نياوريد(مرا يكسان است) به درستي كه به آنان كه پيش از اين به مقام  علم و دانش  رسيدند هر گاه اين آيات بر ايشان تلاوت شود همه با كمال خضوع و فروتني سر طاعت بر حكم آن فرو آورند و گويند: پروردگار ما پاك و منزه است. البته وعده خدايمان محقق واقع خواهد شد و آنها با چشم گريان همه سر به خاك عبوديت نهاده و پيوسته بر خوف و ترسشان از خدا مي افزايد(اسراء (17)، آيه 107-109).

از اين آيات به روشني استفاده مي شود كه: هركس از علم بالا ، فهم بالا و معرفت بالا بهره مند باشد؛ با شنيدن آيات قرآن به حقايق پي مي برد و در اين حال در محضر ربوبي، صورت بر خاك مي نهد و با سوز دل اشك مي ريزد و به اميد آن كه به اشك چشم او نظري شود و عنايتي به سراغ وي آيد. بنابراين آن كه نمي فهمد نه سوزي در دل دارد و نه اشكي در چشم.

مثلا شخصي كه نمي فهمد حقيقت گناه چيست و گناه چه تأثير سويي در روح آدمي مي گذارد به راحتي معصيت مي كند و همين معاصي موجب قساوت قلب او شده و قلب قسي ، هيچ گاه سوز دل ندارد تا اشكي داشته باشد. ازاين رو در روايات وارد شده است: خشكي چشم به دليل قساوت قلب است(ميزان الحكمة، ج1، ص455،روايت1845) و قساوت قلبها به واسطه كثرت گناهان ايجاد مي شود(ميزان الحكمة، ج1، ص455، ح1846) و مع الاسف اين بدبختي نيز ريشه در جهل و عدم معرفت دارد.

تا نداند خويش را مجرم عنيد                     آب از چشمش كجا داند دويد

(مثنوي ، ج3، دفتر 5)

 

دوم: گريه سرمايه جهاد اكبر است؛  در جنگ با دشمن، اسلحه انسان آه و گريه است؛ چنان كه حضرت علي (ع) در دعاي شريف كميل فرموده است: ( و سلاحه البكاء) خداوند اين اسلحه كار آمد را به همه داده است؛ ولي افسوس كه قدر و منزلت آن را نمي شناسيم.

سوم: گريه از انعام و تفضلات الهي است؛ خداوند مي فرمايد: ( آنان كساني از پيامبران بودند كه خداوند بر ايشان نعمت ارزاني داشت: از فرزندان آدم بودند و از كساني كه همراه نوح بر كشتي سوار كرديم و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كساني كه آنان را هدايت نموديم و برگزيديم و هر گاه آيات خداوند رحمان بر ايشان خوانده مي شد، سجده كنان و گريان به خاك مي افتادند)(مريم(19)، آيه 58)

 


٠٨:٣٨ - پنج شنبه ٢٠ شهريور ١٣٩٩    /    شماره : ٦٨٠٩    /    تعداد نمایش : ٣٩


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.